اسم فارسی - صفحه 36

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

سالیا/sāliyā/

منسوب به سالی، ( سالی، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به سال، سالیانه ( ؟ )


دختر

فارسی
سامیان

نام روستایی در نزدیکی اردبیل


پسر

فارسی
سامیتا/samita/

همتای بی همتا


دختر

فارسی
سامیدخت/s.-dokht/

دختر بلند مرتبه و عالی قدر، [سامی= بلند و ( به مجاز ) بلند مرتبه و عالیقدر، دخت= دختر]


دختر

فارسی
سامیز/sāmiz/

سامان، فسان، سنگی که با آن کارد و شمشیر و امثال آن را تیز کنند، سنگ کارد و تیغ


پسر

فارسی
سانوا/sanva/

دختر خوش سخن، بانویی که شیرین حرف می زند


دختر

فارسی
سانک/sanak/

شبیه کوچک


پسر

فارسی
سانیل/sanil/

خوش اخلاق


دختر

فارسی
ساوا/sāvā/

خالص و ناب، زر و سیم براده شده، ( ساو = خالص، ناب، طلای خالص، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به خالص، نا ...


دختر، پسر

ترکی، فارسی
ساتین/sātin/

محبوب و دوست داشتنی، ( به مجاز )


دختر

فارسی
سرحان/serhān/

اسد، شیر


پسر

فارسی
سرخاب/sorkhab/

سهراب، گلگون، شاداب، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر رستم پهلوان شاهنامه و تهمینه


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
سرخه

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر افراسیاب تورانی


پسر

فارسی
سرشار/saršār/

پر، لبریز، ( به مجاز ) مالامال و آکنده، فراوان، بسیار


پسر

فارسی
سرگل/sargol/

اولین گل، بهترین از هر چیز


دختر

فارسی

طبیعت
سرگلان/sargolān/

بهترین از گل ها، ( سَر = ( به مجاز ) برتر، بهتر، با ارزش ترین بخش یا مهمترین فرد، گلان )، ( به مجاز ...


دختر

فارسی
سرگیس/sar-gis/

رنگین کمان


دختر

فارسی
سرناد/serenād/

نوعی ترانه و آواز عاشقانه


دختر

فارسی

هنری
سرواد/sarvād/

سروا، سرواده، سروده، افسانه، چکامه، چامه، ( در قدیم ) کلام منظوم، شعر


پسر

فارسی
سروآزاد/sarv azad/

نام زنی در منظومه ویس و رامین


دختر

فارسی
سروبن

درخت سرو، معشوق خوش قد وقامت


دختر

فارسی
سروتن/sarv tan/

آن که اندامی زیبا و بلندبالا دارد


دختر

فارسی
سروجهان/sarv jahan/

نام دختر فتحعلی شاه قاجار


دختر

فارسی
سرود/sorud/

هر نوع آواز آهنگین، ( در موسیقی ) نوعی شعر که در یک آهنگ مشخص به آواز خوانده شود، ( در موسیقی بلوچس ...


پسر

فارسی
سرودخت/s.-dokht/

دختر سرو قد، ( سرو، دخت = دختر )، دختری که ویژگی سرو ( شادابی و طراوت ) را دارد، ( به مجاز ) خوش ان ...


دختر

فارسی
سروشان/sorušān/

نام جد بایزید بسطامی، ( سروش، ان ( جمع ) )، جمع سروش، ( اعلام ) نام جدّ بایزید بسطامی که به دستور ا ...


پسر

فارسی
سروشه/soruše/

منسوب به سروش، فرشته ی پیام آور، ( سروش، ه ( پسوند نسبت ) )


دختر

فارسی
سروین دخت/sarvin dokht/

دختر سرو گونه، ( سَروین، دخت = دختر )، دختری که ویژگی سرو ( شادابی و طراوت، بلند بالایی ) را دارد


دختر

فارسی
سروینه/sarvine/

منسوب به سَروین، مانند سرو، ) سَروین، ه ( پسوند نسبت ) )


دختر

فارسی
سرکب

نام یکی از موسیقیدانان بزرگ در دوران ساسانیان


پسر

فارسی
سرکش/sarkesh/

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از موسیقیدانان دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
سریتا/serita/

اولین پزشک ایرانی در اوستا، نام اولین پزشک ایرانی


پسر

اوستایی، فارسی
سریران/sarirān/

منسوب به سَریر، تخت پادشاهی، ( سَریر، ان ( پسوند نسبت ) )


پسر

فارسی
سرینا/serina/

نور خورشید، آفتاب


دختر

فارسی
سزاوار/se(a)zāvar/

شایسته، لایق، دارای شایستگی


پسر

فارسی
شاه مراد

شاه ( فارسی ) + مراد ( عربی ) مهمترین و بزرگترین آرزو


پسر

فارسی، عربی
شاه موبد

شوهر ویس در منظومه ویس و رامین


پسر

فارسی
شاه میر

شاه ( فارسی ) + میر ( عربی )، امیرشاه، نام برادر میرک بیگ وزیر شاه اسماعیل صفوی


پسر

فارسی، عربی
شاه ناز

نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی


دختر

فارسی
شاه نام/shah-nam/

دارای نام شاهانه


پسر

فارسی
شاه نبات

شاه ( فارسی ) + نبات ( عربی ) نام همسر فتحعلی شاه قاجار


دختر

فارسی، عربی
شاه هژبر

شاه ( فارسی ) + هژبر ( از عربی


پسر

فارسی، عربی
شاه وش/shahvash/

آن که چون شاه بزرگ و شکوهمند است


پسر

فارسی
شاها/shaha/

منسوب به شاه و شاهی، نام قلعه ای که هولاکوخان اموال و خزاین خود را آنجا گذاشته بود


پسر، دختر

فارسی
شاهارا/shahara/

حافظ شبهای روزه داران


پسر

فارسی، آشوری
شاهباز

شهباز


پسر

فارسی
شاهبد/shah-bud/

دارای نشان شاهنشاهی


پسر

فارسی
شاهجان/shahjan/

عنوان مرو که از شهرهای قدیم خراسان بوده است


دختر

فارسی
شاهدانه/shahdane/

نام نوعی گیاه، نام گیاهی است که از دانه آن روغن می گیرند


دختر

فارسی

طبیعت
شاهدخت/shahdokht/

شاه دختر دختر شاه


دختر

فارسی
شاهدل/shah-del/

شاهِ دل


پسر

فارسی
شاهدیس/shahdis/

مانند شاه


پسر

فارسی
شاهراد/shahrad/

پادشاه جوانمرد


پسر

فارسی
شاهرام/shah-ram/

رام و مطیع شاه


پسر

فارسی
شاهرس/shahras/

فرد رسیده به شاهی


پسر

فارسی
شاهرو/shahro/

دارای چهره ای شاهانه


پسر

فارسی
شاهروز/shahroz/

نام پسر شاه بهرام پادشاه کشمیر


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاهزاد/shahzad/

زاده شاهانه


پسر

فارسی
شاهسا/shah-sa/

مانند شاه


پسر

فارسی
شاهسام/shahsam/

آتش شاهانه، پادشاه آتش


پسر

فارسی
شاهسان/shah-san/

مانند شاه


پسر

فارسی
شاهفرند/shah farand/

شاه پرند


دختر

فارسی
شاهفور

شاپور


پسر

فارسی
شاهگل/shah gol/

شاه گل ها، زیباترین گل در میان گلها


پسر، دختر

فارسی
شاهلار/shah-lar/

شاهان


پسر

فارسی
شاهمهر/shah-mehr/

مهر شاهانه


پسر

فارسی
شاهنای/shahnay/

نام نوعی ساز


دختر

فارسی

هنری
شاهندل/šāhandel/

دارای دلِ صالح و نیک، ( به مجاز ) تقوا و پرهیزگار


پسر

فارسی
شاهنده/šāhande/

متقی و پرهیزگار و صالح و نیکوکار، نیکوکار، صالح، شاینده، لقب بهرام پسر هرمز پادشاه ساسانی


پسر، دختر

فارسی
شاهنگ/šāhang/

ملکه زنبور عسل، ملکه ی زنبور عسل، شاه + انگین ملکه زنبور عسل


دختر، پسر

فارسی

طبیعت
شاهنور/shah-nor/

نور شاهانه


پسر

فارسی
شاهنوش/shah-nush/

شاه جاویدان


پسر

فارسی
شاهوند/shahvand/

دارای نشان شاهی


پسر

فارسی
شاهوی/shahvi/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هفتواد یکی از پهلوانان دوران اردشیر بابکان پادشاه ساسانی، نام یکی از ر ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاهویر/shahvir/

باهوش


پسر

فارسی
شاهوین/shah-vin/

مانند شاه


پسر

فارسی
شاهویه/shahoyeh/

نام در برزویه دانشمند ایرانی، مترجم کلیله و دمنه


پسر

فارسی
شاهک/shahak/

شاه کوچک، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان و مشاوران دربار هرمز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاهکار/shahkar/

کار شاهانه، برجسته، ممتاز


پسر

فارسی
شاهیاد/shah-yad/

یاد شاه


پسر

فارسی
شاهیار/shahyar/

یار سلطان، ملازم شاه


پسر

فارسی
شاهیده/šāhide/

پارسا، پرهیزکار، نیکوکار، نیکوکار و صالح، شاهنده، متقی


پسر، دختر

فارسی
شاور/šāvor/

صورت دیگری از کلمه ی شاپور است، صورت دیگری از کلمه ی شاپور، صورت دیگری از کلمه ی شاپور است شاپور، ش ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاوران/šāvarān/

بزرگ و بلند مرتبه، ( شاور = شاپور، ان ( پسوند نسبت ) )، منسوب به شاپور، از شخصیتهای شاهنامه، نام پد ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاورک/shavarak/

نام نوایی قدیمی در موسیقی


دختر

فارسی

هنری
شاوگ/šāvag/

نام پادشاه کوشان در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی، ( اَعلام ) نام یکی از پادشاهان کوشانی است که وسته ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شاویس/shavis/

نام شخصی پارسا که از تابعین بوده است، شا ( فارسی ) + ویس ( عربی ) مرکب از شاه + اویس ( نام شخصی پار ...


پسر

فارسی، عربی
شایار/shayar/

یار پدر، وزیر ( نگارش کردی


پسر

فارسی، کردی
شایان دخت/š.-dokht/

دختر شایسته، ( شایان، دخت = دختر ) دختر شایسته و سزاوار


دختر

فارسی
شایما/shayma/

جواهر ماه


دختر

ترکی، فارسی
شایمین/shaimin/

فرزندی پر برکت و بی همتا


پسر

فارسی
شایورد/šāyvard/

هاله ی ماه، خرمن ماه، ( = شادورد )، پرده ای است در موسیقی، پرده ای است در موسیقی + نک شادورد، شادورد


دختر، پسر

فارسی
شب آرا/shab-ara/

آراینده شب


دختر

فارسی
شب افروز/shab-afroz/

ماه، زیباروی، درخشنده


دختر

فارسی
شب پره

پروانه، خفاش


دختر

فارسی
شب دخت

دختر شب


دختر

فارسی
شب ناز

زیبایی شب، ناز شب


دختر

فارسی
شبان

چوپان، گله بان


پسر

فارسی
شباویز/šabāviz/

مرغ حق، ( = شب آویز )، مرغی که به شب خود را به یک پای بیاویزد و حق حق گوید و او را حق گوی نیز گویند ...


دختر، پسر

فارسی

پرنده
شبدیز/diz šab/

شب رنگ، ( در قدیم ) سیاه رنگ ( اسب )، ( در موسیقی ایرانی ) از الحان باربد، کنایه از آسمان، زمانه، ر ...


دختر

فارسی



برچسب ها

اسماسم پسراسم دختراسم پسر فارسیاسم دختر فارسی