اسم با حرف م - صفحه 13

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

ملکا/maleka/

پادشاه، نام مردی مجتهد در مسیحیت


پسر

عربی، آرامی
ملکان/malakān/

نام پدر حضرت خضر پیغمبر ( ع )، ( اَعلام ) نام پدر حضرت خضر پیغمبر ( ع ) که از فرزند زادگان سام ابن ...


پسر

عبری

مذهبی و قرآنی
ملکشاه/malek shah/

شاه شاهان


پسر

فارسی، عربی
ملکه/malake/

همسر پادشاه، شهبانو


دختر

عربی

تاریخی و کهن
ملیا/melia/

عسل


دختر

یونانی
ملیسی/malisi/

شیرین و بی دانه


دختر

عربی
ملیله/malile/

رشته باریک فلزی طلا


دختر

فارسی
ملینا/melina/

گل سپید کوچک، عسل، رنگ گل بهی، همچنین نوعی گل


دختر

لاتین
ممدوح/mamdoh/

ستایش شده، ستوده شده، پسندیده، آن که در شعر مدح یا ستایش شده باشد، تحسین شده


پسر

عربی
مناهل/manahal/

چشمه ها


دختر

عربی
مناک/menāk/

اندیشنده


پسر

پهلوی
منتا/mentā/

امید، پیمان


دختر

اوستایی
منتیا/mentiya/

بسیار عزیزبودن و محبوب بودن


دختر

لری
منجوق

نوعی زینت به شکل گوی کوچک که برای تزیین ر روی لباس، گل سر، و مانند آنها دوخته یا چسبانده می شود


دختر

ترکی
منجی/monji/

رهایی بخش، نجات دهنده، رهایی دهنده، نجات بخش


پسر

عربی
منجیک/monjik/

نام شاعر ایرانی قرن چهارم، منجیک ترمذی


پسر

فارسی
مندا/monda/

علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است ک ...


پسر

فارسی، آرامی
مندی

از نامهای امروزی زرتشتیان


پسر

فارسی
منش/maneš/

خو، سرشت، طبیعت، همت، اخلاق و رفتاری که ناشی از خوی و خصلت ها و عادت های رفتاری یک شخص است، خوی، شخ ...


پسر

پهلوی
منشور/manšur/

حکم، فرمان، سند، پیمان، از شخصیت های شاهنامه ( یکی از بزرگان توران )، ( عربی )، اصول، نظریات و عقای ...


پسر

عربی، فارسی

تاریخی و کهن
منهاج/menhāj/

راه راست، راه روشن و آشکار، راه، راه آشکار و گشاده، روش


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
منهاج الدین/menhājoddin/

راه راست آیین، راه روشن و آشکار دین و آیین، ( اَعلام ) مِنهاج الدین عثمان ابن سراج الدین جوزجانی از ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
میشکا/mishka/

میچکا، گنجشک در زبان مازندرانی


دختر

فارسی

پرنده
میشی

منسوب به میش، دارای رنگ قهوه ای مایل به سبز


دختر

فارسی
میگون/meygun/

به رنگ می، همرنگ شراب، سرخ رنگ، مخمور، خمار آلود ( چشم )


دختر

فارسی
میلاو/milove/

پاداش و نوید


پسر

فارسی
میلاوه/milāve/

شاگردانه، انعام، نوید، مژدگانی، بشارت


دختر

فارسی
مینا دخت/m.-dokht/

دختر مینا، دختر شبیه به مینا، ( به مجاز ) زیبا و با طراوت، ( مینا، دخت = دختر ) )، د مینا


دختر

فارسی

پرنده، طبیعت، گل
میناز/mināz/

نازنین من، افتخار کن، فخر کن، تفاخر کن، ( به مجاز ) ویژگی کسی که به واسطه زیبایی و حسن می باید به خ ...


دختر

فارسی، گیلکی
میناگون/m.-gun/

سبز رنگ، به رنگ مینا، ( به مجاز ) زیبا و با طراوت، ( مینا، گون ( پسوند شباهت ) )، مانند مینا، شبیه ...


دختر

فارسی

پرنده، طبیعت، گل
میناوش/m.-vaš/

جلا داده و صیقل شده، شبیه به شیشه ٔ کبود، ( مینا، وش ( پسوند شباهت ) )، مانند مینا، شبیه به مینا، م ...


دختر

فارسی

پرنده، طبیعت، گل
مینل/minel/

مروارید آسمان


دختر

ترکی
مینو سرشت/minu seresht/

آن که یا آنچه طبیعتی مانند بهشت دارد


دختر

فارسی
مینو فر/m.-far/

دارای فر و شکوه بهشتی، دارای شأن بهشتی، ( به مجاز ) حوروش و زیبارو


دختر

فارسی
مینو مهر/m.-mehr/

ترکیب دو اسم مینو و مهر ( بهشت و خورشید )، ( فارسی ) از نام های مرکب، مینو و مهر


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
مینوچهر/minu čehr/

با روی چون بهشت، زیباروی، منوچهر، ( مینو = بهشت، چهر = چهره )، بهشت چهره، بهشتی روی، ( به مجاز ) حو ...


دختر

فارسی
مینورام/minoram/

آسمان آرام، نام فرشته خوشی، نام فرشته رامش و خوشی


دختر

فارسی

کهکشانی
مینورخ/minu rox/

مینوچهر، دارای چهره ای آسمانی و بهشتی، ( = مینوچهر )


دختر

فارسی
مینوزاد/minuzad/

زاده آسمان یا زاده بهشت


دختر

فارسی
مینوس/minus/

در اساطیر یونانی نام پادشاه کرت پسر زئوس


پسر

یونانی

تاریخی و کهن
مینوش/minush/

می نوشنده، نوشنده می


دختر

فارسی
مینوشا/minusha/

نوشنده می و بهشت


دختر

فارسی
مینووش/minuvash/

مانند بهشت، زیبا چون بهشت


دختر

فارسی
میها/miha/

ابر


دختر

مازندرانی
میهن بانو

بانوی وطن


دختر

فارسی
میهن تاج

تاج و سرور وطن


دختر

فارسی
میهن دخت

دختر وطن


دختر

فارسی
میهن یار

دوست و یار وطن


پسر

فارسی
میکائلا/mikaela/

هدیه ای از خدا


پسر

لاتین
میکال/mikāl/

میکائیل، نام یکی از چهار ملک مقرب


پسر

عربی، عبری

مذهبی و قرآنی
میکاییل

معرب از عبری به معنای کیست که شبیه خدا باشد؟، یکی از فرشتگان مقرب خداوند که معروف است روزی زمینیان ...


پسر

فارسی
میکسا/miksa/

کودکی که نشان از بزرگان دارد، در مراجع لاتین این واژه به معنای ماکسیمیوس کوچک آمده است که خود ماکسم ...


پسر

لاتین
محمدتارخ/m.-tarokh/

ترکیب دو اسم محمد و تارخ ( ستوده و نام پدر حضرت ابراهیم )


پسر

عربی، عبری
محمدتوحید/m.-towhid/

ترکیب دو اسم محمد توحید ( ستوده و یکتاپرستی )


پسر

عربی
محمدتیام/m.-tiyam/

ترکیب دو اسم محمد تیام ( ستوده و عزیز )


پسر

لری، عربی
محمدرافع/m.-rafe/

ترکیب دو اسم محمد و رافع ( ستوده و فرازنده )


پسر

عربی
محمدرامان/m.-raman/

ترکیب دو اسم محمد و رامان ( ستوده و شاد )


پسر

فارسی، عربی
محمدرضوان/m.-rezvan/

ترکیب دو اسم محمد و رضوان ( ستوده و خشنودی )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمدزبیر/m.-zabir/

ترکیب دو اسم محمد و زبیر ( ستوده و نیرومند )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمدسامی/m.-sami/

ترکیب دو اسم محمد و سامی ( ستوده و عالی )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمدسامیار/m.-samyar/

ترکیب دو اسم محمد و سامیار ( ستوده و یاور آتش )


پسر

فارسی، عربی
محمدسردار/m.-sardar/

ترکیب دو اسم محمد و سردار ( ستوده و رهبر )


پسر

فارسی، عربی
محمدسمیر/m.-samir/

ترکیب دو اسم محمد و سمیر ( ستوده و داستان پرداز )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمدسنان/m.-senan/

ترکیب دو اسم محمد و سنان ( ستوده و نابودکننده دشمن )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمدصانع/m.-sanee/

ترکیب دو اسم محمد و صانع ( ستوده و آفریننده )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمدصفی/m.-safi/

ترکیب دو اسم محمد و صفی ( ستوده و خالص )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمدمازیار/m.-mazyar/

ترکیب دو اسم محمد و مازیار ( ستوده و صاحب کوهستان )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمدمنان/m.-manan/

ترکیب دو اسم محمد و منان ( ستوده و بخشنده )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محمدهیرسا/m.-hirsa/

ترکیب دو اسم محمد و هیرسا ( ستوده و پرهیزگار )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمدکارن/m.-karen/

ترکیب دو اسم محمد و کارن ( ستوده و جنگجو )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمدکاوه/m.-kave/

ترکیب دو اسم محمد و کاوه ( ستوده و از شخصیت های شاهنامه )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمدکسری/m.-kasra/

ترکیب دو اسم محمد و کسری ( ستوده و خسرو )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمدیار

محمد ( عربی ) + یار ( فارسی ) یار و یاور محمد


پسر

فارسی، عربی
محمدیاسان/m.-yasan/

ترکیب دو اسم محمد و یاسان ( ستوده و نام یکی از پیغمبران باستانی ایران )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محموده/mahmude/

محمود، پسندیده و ستوده، نام گیاهی ( سمقونیا )، و


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
محنی/mohanna/

به حنا رنگ کننده


دختر

فارسی
محی الدین

زنده کننده دین


پسر

عربی
محیا 2/mohayyā/

صورت، رخساره، چهره


دختر

عربی
محیان/mehyan/

وقت و هنگام چیزی


دختر

فارسی
محیصا/mahisa/

رستگار شده، پاک و آمرزیده


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محیط/mohit/

فراگیرنده، احاطه کننده، پاره خطی که دور سطحی را فرا می گیرد، اقیانوس، آگاه و باخبر، از نام ها و صفا ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
محیی

زنده کننده، احیاکننده، از نامهای خداوند


پسر

عربی
مدارا/modara/

نرمی، لطف، مهربانی


دختر

عربی
مدبر/modabber/

تدبیرکننده، باتدبیر، چاره جو، از نام های خداوند، اندیشمند، چاره گر، از نام ها و صفات خداوند، ( در ق ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
مدحت/medhat/

آنچه به آن کسی رابستایند، ستایش، مدح


دختر

عربی
مدریک/medrik/

پسر تیز هوش، انسان فهیم، کسی که درک می کند


پسر

فارسی
مونیکا/monika/

مشاور


دختر

لاتین
موهبه/muhebe/

آنچه به کسی ببخشند، بخشش، دهش، ( عربی، مَوهَبَة ) هر چیز ارزشمندی که به کسی بخشیده می شود یا او از ...


دختر

عربی
موکا/moka/

نام همسر اوکتای قاآن پسر چنگیزخان مغول


دختر

مغولی
مکابیز/mekabiz/

نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی، مگابیز


پسر

فارسی
مکنونه/maknune/

پوشیده، پنهان، پنهان داشته، ( مؤنث مکنون )، ویژگی مروارید ( در، لؤلؤ ) که در صدف پنهان است، ( به مج ...


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
مکینا/makina/

بنفشه


دختر

فارسی، سریانی
مکیناس/makinas/

مکینا، بنفشه


دختر

فارسی، سریانی
میانا/miyana/

آفتابی و روشن


دختر

مازندرانی
میترادخت/m.-dokht/

دختر خورشید، دختری که مانند خورشید است، ( به مجاز ) زیبارو، ( میترا = مهر، خورشید، دخت = دختر )


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
میتراناز/m.-nāz/

مایه ی افتخار خورشید، ( به مجاز ) بسیار زیبا و درخشان، ( میترا = مهر، خورشید، ناز = افتخار )


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
میترانوش/m.-nuš/

مهر جاوید، خورشید جاویدان، ( به مجاز ) زیبارو و زیبایی جاویدان و همیشگی، ( میترا = مهر، خورشید، نوش ...


دختر

فارسی

طبیعت، کهکشانی
میترایار

مهریار، نام شخصی در کتیبه پهلوی


دختر، پسر

فارسی
میچکا/michka/

در گویش مازندران گنجشک


دختر

فارسی
میحاد/mihad/

تک تک، جداگانه


پسر

عربی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسماسم پسر با ماسم دختر با م