پیشنهاد‌های فاطمه حمیدزاده (١٠٣)

بازدید
٥٤
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اییهeiie به معنای جو است؛ نوعی غله که از دانه های آن برای تهیه مواد غذایی، خوراک دام و تولید برخی فرآورده ها استفاده می شود. گویش: واژه ای مح ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: ایکه به معنای بستن است؛ محکم کردن، گره زدن یا بسته نگه داشتن چیزی. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اولوکی به معنای سوراخ است؛ شکاف یا حفره ای که در سطح یا داخل یک جسم وجود دارد. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. مث ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اولوژی به معنای زردآلو است؛ میوه ای شیرین یا ترش مزه با رنگ زرد یا نارنجی که در فصل بهار و تابستان برداشت می شود. گویش: واژه ای محلی و رایج د ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اودو به معنای دوغ است؛ نوشیدنی سنتی تهیه شده از ماست، آب و گاهی نمک و سبزی های معطر. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اَمته به معنای شکسته است؛ چیزی که بر اثر ضربه، فشار یا حادثه آسیب دیده و از حالت سالم و یکپارچه خارج شده باشد. گویش: واژه ای محلی و رایج در گ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: ولویکه velvike به معنای �بی خیال� یا �ول کن� است؛ عبارتی که برای صرف نظر کردن از انجام کاری، ادامه ندادن یک موضوع یا بی اهمیت دانستن آن به کار ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اُ به معنای آب است؛ مایعی بی رنگ، بی بو و بی مزه که برای زندگی انسان، جانوران و گیاهان ضروری است. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرس ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: گا به معنای گاو است؛ حیوانی اهلی و نشخوارکننده که برای تولید شیر، گوشت و انجام برخی امور کشاورزی پرورش داده می شود. گویش: واژه ای محلی و رایج ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: دمپای dempay به معنای دمپایی است؛ نوعی کفش سبک و راحت که معمولاً در خانه یا محیط های غیررسمی استفاده می شود. گویش: واژه ای محلی و رایج در گوی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: زینجی برار zinǰiberar به معنای زنِ برادر است؛ همسرِ برادرِ فرد. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. مثال: زینجی برار ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: هوندونه به معنای هندوانه است؛ میوه ای بزرگ، شیرین و آبدار که بیشتر در فصل تابستان مصرف می شود. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: رنگ رژ Rang rež به معنای رنگریز است؛ کسی که شغل او رنگ کردن پارچه، نخ، الیاف یا دیگر منسوجات با رنگ های مختلف است. گویش: واژه ای محلی و رایج ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

معنی: رِ یا رِه به معنای راه و جاده است؛ مسیر یا گذرگاهی که برای رفت وآمد افراد و وسایل نقلیه از آن استفاده می شود. گویش: واژه ای محلی و رایج در گو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: رور به معنای روز و رورا به معنای روزها است؛ �رور� به یک شبانه روز یا بخش روشن آن گفته می شود و �رورا� شکل جمع آن است. گویش: واژه ای محلی و را ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: حشومت به معنای پشتیبانی است؛ حمایت، یاری و کمک کردن به شخصی در انجام کار یا هنگام بروز مشکل. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اژونی به معنای ارزانی و نثار است؛ واژه ای که برای آرزوی فدا شدن یا تقدیم شدن چیزی در راه شخصی دیگر، یا در معنای دعاگونهٔ �فدایت شوم� به کار می ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: تس tas به معنای ترس و وحشت است؛ احساس بیم، هراس یا اضطراب در برابر خطر یا موقعیتی تهدیدکننده. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

معنی: تال به معنای تلخ است؛ دارای مزه ای تند و ناخوشایند، در مقابل شیرین. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. مثال: این دار ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: تاموشه به دریچه یا آب گذر کوچکی گفته می شود که برای هدایت آب از نهر بزرگ به نهر کوچک، یا برای انتقال آب میان دو قنات در محل ریزش آب نصب می شود. ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: بیشو به معنای پایان است؛ انتها یا آخرِ یک کار، رویداد یا دوره. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. مثال: بیشوی مراسم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اَوفتو به معنای آفتاب است؛ نور و گرمایی که از خورشید به زمین می تابد. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. مثال: اَوفت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: نموندی به معنای �ندیدیم� است؛ فعلی که برای بیان ندیدن یا مشاهده نکردن کسی یا چیزی در گذشته به کار می رود. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: چوله به معنای کج است؛ چیزی که راست و مستقیم نباشد یا از حالت طبیعی و متعادل خود منحرف شده باشد. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: چوجی به معنای گنجشک است؛ پرنده ای کوچک، اجتماعی و دانه خوار که در بسیاری از مناطق شهری و روستایی زندگی می کند. گویش: واژه ای محلی و رایج در گ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: چار به معنای چرخ است؛ قطعه ای دایره ای شکل که برای حرکت وسایل نقلیه یا دستگاه ها به کار می رود. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: چاپول کردن به معنای دست زدن است؛ به هم زدن کف دو دست برای تشویق، ابراز شادی یا جلب توجه. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: جلنبلی به معنای به هم ریخته و آشفته است؛ حالتی که در آن نظم و ترتیب وجود ندارد یا چیزی نامرتب و پریشان به نظر می رسد. گویش: واژه ای محلی و را ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: اشتویی به معنای عجله است؛ شتاب و تندی در انجام دادن کار یا حرکت. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. مثال: با اشتویی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: پغر به معنای کود حیوانی است؛ ماده ای طبیعی که از فضولات دام ها به دست می آید و برای تقویت خاک و افزایش حاصل خیزی زمین های کشاورزی به کار می رود ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: پسیدن به معنای پرسیدن است؛ درخواست کردن اطلاعات، سؤال کردن یا جویا شدن از موضوعی. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: خردزهxardeze به کسی گفته می شود که کاری را انجام دهد که به ضرر خودش و دیگران باشد؛ فردی که بدون فکر و دوراندیشی رفتار می کند و با کارهای نادرست ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: خُخ به معنای خواهر است. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

معنی: زِما به معنای داماد است؛ مردی که با دختری ازدواج کرده است یا در مراسم عروسی، شوهرِ عروس. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: زائو به معنای زایمان است؛ فرایند به دنیا آمدن نوزاد یا عمل تولد فرزند. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: ژِنده به معنای زنده است؛ دارای حیات و زندگی، در مقابل مرده. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سَت به معنای نردبان است؛ وسیله ای دارای پله که برای بالا رفتن یا پایین آمدن از ارتفاع به کار می رود. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم ش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

معنی: سول کَت به معنای صرفه جویی کردن است؛ با دقت و احتیاط مصرف کردن تا از اسراف و هدررفت جلوگیری شود. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرست ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سوزی به معنای سبزی است؛ گیاهان خوراکی مانند جعفری، گشنیز، نعناع، ریحان و تره که در تهیه غذا یا به صورت تازه مصرف می شوند. گویش: واژه ای محلی و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سِناق به معنای سینه است؛ بخش جلویی بدن انسان که میان گردن و شکم قرار دارد. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. مثال: ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در میان مردم شهرستان خمینی شهر، بِمَت به معنای مُرد است؛ فعلی که برای بیان از دست دادن حیات یا فوت کردن به کار می رود. مثال: درخت قدیمی باغ بعد از ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در میان مردم شهرستان خمینی شهر، باره به معنای بیا است؛ واژه ای که برای دعوت یا درخواست از کسی برای آمدن به کار می رود. مثال: باره اینجا، کارت دارم. ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در میان مردم شهرستان خمینی شهر، چوندَر به معنای چغندر می باشد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی: زینجیل به معنای زنجیر است؛ وسیله ای ساخته شده از حلقه های فلزیِ به هم پیوسته که برای بستن، مهار کردن یا جابه جایی اشیا به کار می رود. گویش: ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در میان مردم شهرستان خمینی شهر، صَح به معنای صبح می باشد. مثال: صَح با دوستان به بازار رفتیم. معادل انگلیسی: morning

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در میان مردم شهرستان خمینی شهر، اُرما به معنای خرما می باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در میان مردم شهرستان خمینی شهر، میره به معنای شوهر می باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی: کوعه به معنای سگ است؛ حیوانی اهلی که از دیرباز برای نگهبانی، شکار و همراهی انسان پرورش داده شده است. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: سُخاکی به معنای سیب زمینی است؛در تهیه انواع غذاها استفاده می شود. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. مثال: برای ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی: زینجی به معنای همسر است؛ فردی که در پیوند زناشویی با شخص دیگری زندگی می کند. گویش: واژه ای محلی و رایج در گویش مردم شهرستان خمینی شهر. مث ...

١