پیشنهادهای وحید موسوی (٨٧)
نوعی شورت راحتی زنانه که از شورت های بلند مردانه الهام گرفته شده است و تقریباً تمام پایین تنه و بالای رانها را می پوشاند.
پدیده ای بسیار نادر که در آن پسران بدون پوست ختنه گاه متولد می شوند. این حالت را "ختنه طبیعی" نیز می نامند.
بدبختی، فلاکت ، مصیبت
در زبان انگلیسی محاوره ای عامیانه، به معنای بیضه های مردان نیز هست.
علمی سازی
علاوه بر معادل هایی مانند ثالث و سوم، و برای هماهنگی با واژه های اولیه و ثانویه، میتوان آن را "ثالثیه" نیز ترجمه کرد. ( در فرهنگ آریانپور نیز به کلمه ...
هدف متحرک، هدف دشوار
مبتنی بر عقل سلیم، مربوط به عقل سلیم
در برخی متون میتوان آن را به شکل "وجوه مخرب" یا "لبه تیز" یا "مصائب" ترجمه کرد. مثلاً business end of modernity را میتوان "وجوه مخرب مدرنیته" ترجمه ک ...
انگ زدایی
رشدیافته، پیشرفته، توسعه یافته
سعادت، خوشبختی، شادکامی، بهزیستی ( این واژه بیشتر در حوزه فلسفه کاربرد دارد و از فلسفه ارسطو گرفته شده است )
هم به معنای قوم نگاری و قوم شناسی است ( معادل ethnography و ethnology ) و هم به معنای مطالعه نظام های دانش و علم در فرهنگهای مختلف.
تلاش برای انجام کاری که شانس موفقیت کمی دارد یا اصلاً شانسی ندارد یا اینکه به ضرر شخص تمام می شود. مانند همان عبارت معروف "تف سربالا".
به معنای "استنداپ کمدی" یا "کمدی ایستاده" نیز هست.
خودآموزی، خودپروری
خودتمرینی، خودپروری
خوش صحبت، خوش بیان
خوش صحبت، خوش بیان
اجرای دونفره یا دونفری: وقتی دو کمدین، بازیگر، شعبده باز و. . . در کنار هم برنامه ای را اجرا کنند.
در برخی متون و برای ترجمه روان تر می توان آن را "مجلسی" ترجمه کرد، به معنای کسی که نماینده مجلس است. مثلاً: wise parliamentarians به معنای "مجلسیان خ ...
در زبان انگلیسی به معنای شخص قدرتمند و مهم و همچنین به معنای دوست نزدیک و صمیمی آمده است، اما در زبان عامیانه به معنای "شوهر" نیز هست.
واژه ای قدیمی در زبان انگلیسی به معنای رابطه جنسی ( این واژه در قرون گذشته برای اشاره مودبانه به رابطه جنسی به کار میرفته است ) .
خودنظم دهی
ارتباط با خود، وابستگی به خود، یا "خودپیوستگی"
خودنگری، خودیابی
خودتلقینی
خودتسلیمی
الهام بخش، روشنگرانه، بینش دهنده
در برخی متون می توان آن را "انسانیات" ترجمه کرد، به معنای دانش هایی که به انسان مربوط می شود، و این ممکن است با "علوم انسانی" تفاوت داشته باشد، زیرا ...
آموزش در فضای باز یا آموزش بیرون از کلاس ( آموزش هایی که خارج از محیط های بسته و مثلا در فضای باز و پارک ها یا هنگام اردو و پیاده روی و غیره انجام می ...
در برخی متون می توان آن را "واقعی" یا "ملموس" نیز ترجمه کرد. مثل situated practice که می توان آن را رویه ملموس یا کنش واقعی ترجمه کرد.
"تله گذاری عسل" : استفاده از روابط عاشقانه یا جنسی برای اهداف شخصی، سیاسی، یا مالی، یا انتقام گیری از دشمنان.
پیروزی گرا: خوش حالی و غرور بیش ازحد ناشی از موفقیت ها یا دستاوردهای خود، و احساس برتری نسبت به دیگران و گاهی تحقیر آن ها. این واژه در متون سیاسی نیز ...
در زبان عامیانه به معنای پستان های زنان است ( این کلمه از ترکیب bosom و enthusiasm ساخته شده و به جذابیت پستانها و اشتیاق مردان برای آن ها اشاره دارد ...
سلامت جو یا سلامت جویانه. مانند health - seeking behaviour به معنای رفتار سلامت جویانه ( رفتاری که هدفش حفظ یا ارتقای سلامت باشد )
سنتی باستانی که بومیان امریکای شمالی و جنوبی انجام می دادند و در آن سطح بالای جمجمه را، از دوران نوزادی و کودکی، با استفاده از ابزارهای مختلف به شکل ...
به طور تحت اللفظی به معنای چیزهایی که تاب می خورند، اما در زبان عامیانه برای اشاره به پستانهای زنان به کار میرود ( به صورت جمع ) .
رابطه جنسی دهانی که دو نفر ( چه زن و چه مرد ) به طور همزمان روی اندام تناسلی یکدیگر انجام دهند ( علت این نامگذاری آن است که در این حالت، وقتی آن دو ن ...
مضمونی نمادین به معنای باغی مخفی و دور از انظار عمومی که به بهشت گمشد ه ی عشق و شادکامی تشبیه می شود. برای ورود به این باغ و بهره مندی از آن به منظ ...
در برخی متون می توان آن را "نوسان" یا "تغییر" نیز ترجمه کرد. مانند slippage of meanings به معنای نوسان معانی یا معانی تغییرپذیر.
خودکم بینی، خودتحقیری
محیط اجتماعی، قلمرو اجتماعی
در انگلیسیِ عامیانه بریتانیایی به معنای "پستان های زنان" است.
در متون ادبی و قدیمی انگلیسی، هم به معنای "بکارت دختران" آمده است و هم به معنای "پرده بکارت دختران".
در صنعت چاپ می توان آن را "روکش دار" ترجمه کرد. یعنی ورقی کاغذی یا مقوایی که روی آن را با لایه ای از پلاستیک می پوشانند تا دوام بیشتری داشته باشد.
خودگویی یا خوداظهاری: عباراتی که شخص درباره خودش بیان می کند یا با آن خودش را توصیف می کند. مانند "من خوب نیستم"، "من بی ارزش هستم"، "آینده من روشن ا ...
"جهان شمول"، "فراگیر"، "بشری". ویژگی چیزی که در مورد همه انسان ها مصداق داشته باشد، در تمام انسان ها وجود داشته باشد، یا همه انسان ها را شامل شود. ما ...
استانی خودمختار در شمال شرقیِ کشور چین که عمدتاً از مردم مغول تشکیل می شود، اما امپراتوران چین قرن ها پیش آن را به خاک چین ضمیمه کردند و تا امروز نیز ...
خودداوری، خودانتقادی، خودنکوهشگری