🔸معادل فارسی:
• علمی سازی، علم واره سازی
• تبدیل کردن یک حوزه یا موضوع به قالبی علمی نما ( حتی بدون پشتوانهٔ علمی کافی )
• ( در علوم اجتماعی ) روند مشروعیت بخشی به دانش ها یا سیاست ها با استفاده از زبان و روش های علم
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• The scientization of politics often gives policies a false aura of objectivity.
علمی سازی سیاست اغلب به سیاست ها هالهٔ کاذبی از عینیت می دهد.
• Some critics argue that scientization reduces complex human issues to mere technical problems.
برخی منتقدان معتقدند علمی سازی مسائل پیچیدهٔ انسانی را به مشکلات صرفاً فنی تقلیل می دهد.
• The scientization of education has led to an overemphasis on standardized testing.
علمی سازی آموزش منجر به تأکید بیش از حد بر آزمون های استاندارد شده است.
• علمی سازی، علم واره سازی
• تبدیل کردن یک حوزه یا موضوع به قالبی علمی نما ( حتی بدون پشتوانهٔ علمی کافی )
• ( در علوم اجتماعی ) روند مشروعیت بخشی به دانش ها یا سیاست ها با استفاده از زبان و روش های علم
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
علمی سازی سیاست اغلب به سیاست ها هالهٔ کاذبی از عینیت می دهد.
برخی منتقدان معتقدند علمی سازی مسائل پیچیدهٔ انسانی را به مشکلات صرفاً فنی تقلیل می دهد.
علمی سازی آموزش منجر به تأکید بیش از حد بر آزمون های استاندارد شده است.
علمی سازی