پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٢١
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جبران. [ ج ُ] ( ع مص ) مأخوذ از جَبْر عربی است که در فارسی بمعنی استدراک زیان وارده بکار میرود چنانکه گویند؛ برای جبران خسارت وارده باید مثل یا قیمت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

جبرئیل. [ ج ِ رِ ] ( اِخ ) بنده خدا. ( از منتهی الارب ) . رجوع به جبرئیل شود. جبرئیل. [ ج َ رَ ] ( اِخ ) نام فرشته وحی. ( از منتهی الارب ) . نام فرش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جبرئل. [ ج ِ رِ ءِ ] ( اِخ ) لغتی است در جبرئیل. نام فرشته وحی. رجوع به جبرئیل شود. جبرئل. [ ج َ ءِ ] ( اِخ ) لغتی است در جبرائیل ، رجوع به جبرائیل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعی. [ اَ عا ] ( ع ن تف ) خواننده تر. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جبر. [ ج َ ] ( ع مص ) شکسته بستن. ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . شکسته را بستن. ( غیاث اللغات ) . استخوان شکسته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ادعاء. [ اِدْ دِ ] ( ع مص ) دعوی کردن ، حق باشد یاباطل. دعوی کردن بر کسی. ( تاج المصادر بیهقی ) . دعوی کردن بچیزی. ( زوزنی ) . || نسب و نام خویش بر خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادعیه. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ دُعاء. یای تحتانی کلمه را مشدّد خواندن خطاست. ( غیاث ) ( آنندراج ) : ادعیه خیریه. - ادعیه مأثوره ؛ دعاهائی که هر خل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گمرک. [ گ ُ رُ ] ( اِ ) باژ. باج. مَکس. کلمه گمرک بنابر مشهور از ریشه یونانی کوم مرکس یا کومرکی و به معنی حقوقی است که بر کالا و مال التجاره تعلق می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

واژه بشر. [ ب َ ] ( ع مص ) مژده دادن کسی را. یقال : بشرته بمولد فابشر. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید زبان های ترکی در چ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ریشه شناسی واژه ی �برق یا برغ� را به شکل دقیق تر و مستند، همراه با منابع کتابی معتبر، بازنویسی کرد. متن پیشنهادی به شکل زیر است: - - - تحلیل ریشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

ریشه شناسی واژه ی �برق یا برغ� را به شکل دقیق تر و مستند، همراه با منابع کتابی معتبر، بازنویسی کرد. متن پیشنهادی به شکل زیر است: - - - تحلیل ریشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

قدم به قدم و مستند بررسی کنیم و نشان دهیم که ریشه شناسی �مغازه� از اوستایی و پهلوی است و ربطی به �قازان� ترکی یا �خازن/خزینه� عربی ندارد. - - - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٥

پاسخ علمی و مستند به ادعاهایی بدهید که تلاش می کنند ارتباط معنایی و ریشه شناختی واژه ی فارسی �دین� با قرآن و عربی را تحریف کنند و آن را صرفاً به معنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

واژه ی �آیدین� در زبان های اوستایی، پهلوی و سانسکریت ریشه دارد، اما برای تحلیل دقیق باید تک تک ریشه ها و معنای آن ها را بررسی کنیم. اجازه بده تحلیل ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحلیل ریشه واژه �سنجر� 1. ریشه در سنسکریت: نام �سنجر� به سنسکریت �Sanjana� بازمی گردد که معنای �پیوند دهنده� یا �متحدکننده� دارد. این معنا برای نام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دربارهٔ ریشهٔ واژهٔ �ارسلان� از منظر تطبیق واجی و تغییرات تاریخی زبان ها دقیق و منطقی است. در ادامه، با استناد به منابع معتبر، به بررسی دقیق تر این و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی بعضی یا بزی از ریشه ی واژه ی بعض یا بز فارسی هست. 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی بعضی یا بزی از ریشه ی واژه ی بعض یا بز فارسی هست. 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پهلوی و سانسکریت به این شکل قابل پیگیری است: - - - 🧬 ریشه شناسی واژه ی �بعض� در زبان های کهن 1 ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �بعض� / �بز� در فارسی و ریشه های اوستایی، پهلوی و سانسکریت به این شکل قابل پیگیری است: - - - 🧬 ریشه شناسی واژه ی �بعض� در زبان های کهن 1 ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �ریاضی� یا �ریازی� در زبان فارسی مدرن به �علوم حساب و عدد� مربوط می شود، اما ریشه ی آن تاریخی تر است و با زبان های باستانی مرتبط است: اوستایی، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واژه ی �ریاضی� یا �ریازی� در زبان فارسی مدرن به �علوم حساب و عدد� مربوط می شود، اما ریشه ی آن تاریخی تر است و با زبان های باستانی مرتبط است: اوستایی، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی واژه ی �ریاض یا ریاز� در زبان های ایرانی و هندواروپایی واژه ی �ریاض یا ریاز� و خانواده ی واژگانی آن در زبان های ایرانی و هندواروپایی، نشان دهن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی واژه ی �ریاض یا ریاز� در زبان های ایرانی و هندواروپایی واژه ی �ریاض یا ریاز� و خانواده ی واژگانی آن در زبان های ایرانی و هندواروپایی، نشان دهن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیایید دقیق تر به ریشه شناسی �دعوا� بپردازیم و منابع مستند و دانشگاهی معرفی کنیم - - - ۱. ریشه در زبان های ایرانی باستان در متون اوستایی چند و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این ادعا را دقیق و مستند بررسی کنیم - - - 1. بررسی ادعای اصلی ادعا این است که: > �لری کلمه ای ترکی است و به معنی ساده و بی شیره وپیله می باشد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

ادعاها مستند و علمی برخورد کنید. متن بالا چند موضوع رو قاطی کرده: �رقص و لباس پارسی�، �ترک و مغول�، �کتیبه های آشوری�، و �موطن اصلی ترک ها�. من براتو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

مستند و علمی به این دست تحریفات هستید. بیایید مورد به مورد بررسی کنیم: - - - ۱. واژه �ایزد� و ریشه ی واقعی آن ایزد در اصل از اوستایی آمده و برا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیاید قدم به قدم بررسی کنیم تا ببینیم ادعای �ترکی بودنِ آشکار� و �نداشتن ریشه در فارسی� چقدر درست یا غلطه. - - - ۱. ریشهٔ �آشکار� در زبان های ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

ضعیف. [ ض َ ] ( ع ص ) سست. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ) ( مهذب الاسماء ) . ناتوان. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ) . نزیف. ( دهار ) . ضعضاع. خَو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضعف. [ ض ِ ] ( ع اِ ) یک مثل چیز و ضِعْفاه دو مثل آن. یا ضعف مانند چیزی است هر قدر که زیاده باشد، و منه یقال : لک ضِعفه و یریدون مِثلیه او ثلثة امثال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( ورثة ) ورثة. [ وَ رَ ث َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ وارث. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) . رجوع به وارث شود. - تو ورثه افتادن ؛ مال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تدارک. [ ت َ رُ ] ( ع مص ) دررسیدن آخر ایشان اول ایشان را. تلاحق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) . یقال : تدارکوا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مجرم. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) گناهکار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . گنه کار. اثیم. آثم. بزهکار. بزه مند. مذنب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

محبوس. [ م َ ] ( ع ص ) اسبی که در راه خدا وقف کرده باشند. ( منتهی الارب ) . موقوف. || بخیل. || مضبوط. محتبس. || ممنوع. بازداشته شده. مسجون. ( از اقرب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محبت. [ م َ ح َب ْ ب َ ] ( از ع ، اِمص ) محبة. دوست داشتن. ( جرجانی ) . صاحب غیاث اللغات و به تبع او صاحب آنندراج آرد که کلمه بفتح میم صحیح است و آنچ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( مخرقة ) مخرقة. [ م َ رَ ق َ ] ( ع اِمص ) دروغ گفتن ، مولد است . ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . دروغگوئی. ( ناظم الاطباء ) . و رجوع به ماده ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخرق. [ م َ رَ ] ( ع اِ ) دشت و بیابان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . دشت و بیابان بی آب. ( ناظم الاطباء ) . || سنگ در کنار حوض ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخروط. [ م َ ] ( ع ص ) خراشیده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . پوست کنده شده و رندیده شده. ( ناظم الاطباء ) . تراشیده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظلمات. [ ظُ ل ُ / ظُ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ ظلمت. || قسمتی از زمین به شمال که به عقیده قدما بدانجا دائماً شب باشد و آب حیوان بدانجاست و به زمین آن گوهرها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخرب. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) ناآباد گرداننده و ویران کننده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . آنکه ویران می کند و ناآبادان می نماید. ( نا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رطل. [ رَ ] ( ع اِ ) عدل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . || معرب لَترَ. مأخوذ از لاتینی لیترا . ( یادداشت مؤلف ) . نیم من. ( بحر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدم. [ق َ ] ( ع اِ ) جامه ای است سرخ. ( منتهی الارب ) . ثوب احمر. ( اقرب الموارد ) . || ( مص ) پیش درآمدن. قدوم. || بسیار پیش نمودن. ( منتهی الارب ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طاهر. [ هَِ ] ( ع ص ) پاک. ج ، اطهار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) : رجل طاهر الثیاب ؛ مرد پاکیزه لباس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . ثیاب طهاری ؛ ج ، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه شناسی �غار� فارسی نو: غار = حفره ی طبیعی در دل کوه یا صخره. فارسی میانه ( پهلوی ) : gāl / gār �غار، دخمه، حفره در سنگ� ( MacKenzie 1971: 34 ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی جوخه ( امروزه در فارسی به معنای گروه کوچک نظامی ) به زیاد ریشه های کهن تر در اوستایی، پهلوی و سانسکریت دارد. بگذار مرحله به مرحله بررسی کنیم: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه واژهٔ �جز� در فارسی و ارتباط آن با اوستایی، پهلوی و سانسکریت صحبت کنیم. اجازه بده ابتدا قدم به قدم بررسی کنیم: - - - ۱. �جز� در فارسی امروز ...