پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٣,٩٦٠)

بازدید
٢,٤٢٩
تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

این موضوعات رو میارید، چون این جور متن ها معمولاً با مخلوط کردن چند واژه ی مشابه، بدون بررسی علمی، سعی می کنن همه چیز رو �ترکی� یا برعکس �غیرترکی� نش ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منصرف. [ م ُ ص َ رِ ] ( ع ص ) برگردنده. ( غیاث ) . برگشته و رجعت نموده. || از حالی به حالی برگردنده. || از قصد و آهنگ خود بازگشته. ( ناظم الاطباء ) . ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منصب. [ م َ ص ِ / ص َ ] ( ع اِ ) جای بازگشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . || جای برپا شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ) . جای مرتفع ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( منصورة ) منصورة. [ م َ رَ ] ( ع ص ) مؤنث منصور. رجوع به منصور شود. || ارض منصورة؛ زمین باران رسیده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الم ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منصف. [ م ُ ص ِ ] ( ع ص ) داددهنده. ( دهار ) ( آنندراج ) . آنکه به عدالت و داد رفتار می کند و انصاف دارد و با انصاف و با داد و عدل و دادگر. ( ناظم ال ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منیخ. [ م ُ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . منیخ. [ م ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بهمن شیر بخش مرکزی شهرستان خرمشهر است و 700 ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

منیف. [ م ُ ] ( ع ص ) ( از �ن وف � ) پاک و بزرگ و بلند و زیاده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . بلند و برآمده و افراخته. ( ناظم الاطباء ) : هر روز. . . و درجت ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افتخار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نازیدن. ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . بالیدن. فخر کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ) . || ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منیع. [ م َ ] ( ع ص ) محکم و استوار چرا که هر چیز استوار، غیر را از مداخلت بازمیدارد. ( غیاث ) ( آنندراج ) . استوار. ( منتهی الارب ) . استوار: حصن من ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( آفقه ) آفقه. [ ف ِ ق َ ] ( ع ص ، اِ ) تأنیث آفق. || ج ِ افیق. پوستهای دباغی شده. پوستهای نیم پیراسته. آفقه. [ ف ِ ق َ ] ( ع اِ ) خاصره. تهیگاه. ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افقی. [ اُ ف ُ] ( ص نسبی ) نسبت است به افق ، مقابل عمودی. آنچه در افق باشد. که عمودی نیست. متوازی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) . آنکه از آفاق زمین باشد. ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

( آفق ) آفق. [ ف ِ ] ( ع ص ) مرد بزرگوار. ( مهذب الاسماء ) . آنکه در کرم به نهایت رسیده باشد. بغایت کریم. آفق. [ ف َ ] ( ع ص ) نامختون. افق. [ اُ ف ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراح. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ فرح. شادیها. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . افراح. [ اِ ] ( ع مص ) شاد کردن. ( منتهی الارب ) ( از کنز بنقل غیاث اللغات ) ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراج. [اِ ] ( ع مص ) گذاشتن و یکسو شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . راه دادن. ( المصادر زوزنی ) . راه وادادن. ( تاج المصادر بیهقی ) . بازگذاش ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلاطم. [ ت َ طُ ] ( ع مص ) با یکدیگر ( بیکدیگر ) تپانچه زدن. ( زوزنی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) . باهم طپانچه زدن. ( منتهی الارب ) ( از غیاث اللغات ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بحران. [ ب ُ ] ( ع اِ ) تغییری که بیمار را پیدا آید در تب و با یوم اضافه شود چنانکه گویند �یوم بحران �. ( ناظم الاطباء ) . یوم باحوری برخلاف قیاس نیز ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بودجه. [ ج ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) انگاره. دخل و خرج مملکت. مجموع درآمدها و هزینه های یک کشور، یک وزارتخانه ، یک اداره ، یک مؤسسه و یا شخص خاص. صورت بر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلاصه و تحلیل شما دقیق و منظم است. برای اینکه متن پژوهشی شما کمی کامل تر و مستندتر شود، می توانم نکات زیر را پیشنهاد کنم: - - - ۱. ریشه شناسی نا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واکن. [ ک ِ ] ( ع ص ) نشسته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . جالس. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) . || پرنده نشسته بردیوار یا چوب ی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عملی. [ ع َ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عمل. رجوع به عمل شود. آنچه که به مرحله عمل درمی آید. ( فرهنگ فارسی معین ) . || آنچه که بعمل وابسته باشد، مقابل ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( معمولاً ) معمولاً. [ م َ لَن ْ ] ( ع ق ) برحسب معمول. عادةً. بنا به عادت. برحسب تداول. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی. [ ن َ / نُو ] ( ص نسبی ) منسوب به نوع. مقررشده برای نوع. ( ناظم الاطباء ) . مربوط به نوع : صورت نوعی. حرکت نوعی. ( فرهنگ فارسی معین ) : من ِ نو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( نوعاً ) نوعاً. [ ن َ عَن ْ ] ( ع ق ) کلیةً. به طورکلی. عموماً. بیشتر اوقات. به طور معمول. ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوع. [ ن َ / نُو ] ( از ع ، اِ ) گونه. قسم. ( غیاث اللغات ) . صنف. لون. ( منتهی الارب ) . جور : هر روز نوع دیگر می گفت. ( تاریخ بیهقی ص 363 ) . از ای ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

این ادعاهای جعلی درباره واژهٔ �سنجاب� و منشأ آن را مرحله به مرحله نقد علمی کنیم و با منابع معتبر تطبیق دهیم: - - - ۱. ریشهٔ واژه �سنجاب� در مناب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعا را دقیق و مستند بررسی کنیم. که برخی منابع مدعی اند واژه ی �اردک� از ترکی است، اما شواهد زبانی و تاریخی نشان می دهد این ادعا نادرست است. تحلیل دق ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسکون. [ م َ ] ( ع ص ) آرمیده. ( آنندراج ) . آرام کرده شده و تسلی داده شده. ( ناظم الاطباء ) . آرام گرفته. - مسکون شدن ؛ آرام کرده شدن. خشنودکرده ش ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محیل. [ م ُ ] ( ع ص ) حیله گر. ( آنندراج ) . چاره گر. حیله ور. مکار. افسونگر. گربز. فریب کار. بافند و فعل. ( یادداشت مرحوم دهخدا ) : الکسندرخان که مر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محیر. [ م ُ ح َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) که سرگشته کند. سرگشته کننده. ( آنندراج ) . حیران کننده. || ( اِ ) نام پرده موسیقی موافق تودی هند و بعضی گویندکه پرده ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محابات. [ م ُ ] ( ع مص ) محابا. محاباة. رجوع به محابا و محاباة شود. - محابات کردن ؛ ترسیدن. - || کوتاهی و سهل انگاری کردن. فروگذاشتن : اگر محابات ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محابا. [ م ُ ] ( از ع ، اِمص ) محاباة. حباء. رجوع به محاباة شود. در اصل محاباة است که فارسیان به حذف تاء استعمال کنند. ( آنندراج ) . در زبان فارسی مح ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سطوت. [ س َطْ وَ ] ( ع مص ) حمله بردن. ( غیاث ) ( آنندراج ) . سطوة : خجسته روزاکاندر نبرد سطوت تو به آب تیغ بیفروخت آذر و خرداد. مسعودسعد. || حشمت. ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابهت. [ اُب ْ ب َ هََ ] ( ع اِ ) بزرگی. ( وطواط ) . بزرگواری. ( دستوراللغة ) . شکوه. ( مهذب الاسماء ) ( خلاص نطنزی ) . عظمت : امیر مسعود پس از خلعت ع ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحدث. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحداث. چیز نو پیدا کننده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . از نو پیدا کننده. ( ناظم الاطباء ) . نو و جدید یا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحث. [ م ُ ت َ ح ِث ث ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحثاث. برانگیزنده. ( غیاث ) ( اقرب الموارد ) . برانگیزاننده. تشویق کننده. رجوع به استحثاث شود. ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحسن. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحسان. نیکوشمرنده. ( اقرب الموارد ) . نیک پندارنده. ( غیاث ) ( آنندراج ) . رجوع به استحسان شود. ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحضر. [ م ُ ت َ ض ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحضار. دواننده. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) . || بخود بازآینده. ( آنندراج ) . رجوع به استحضار شو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحفظ. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحفاظ. رجوع به استحفاظ شود. || یادگیرنده. ( منتهی الارب ) . || حفاظت و نگهداری خواهنده چیزی را. ( ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحق. [ م ُ ت َ ح ِق ق ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استحقاق. رجوع به استحقاق شود. سزاوارشونده. ( آنندراج ) . مستوجب. ( اقرب الموارد ) . سزاوار. لایق. شایس ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

مستحیل. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحالة. مملو و ملآن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || سخن که روی وی گردانیده باشند، یاسخن که سر و ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحبات. [ م ُ ت َ ح َب ْ با ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مستحبة. مقابل مکروهات و واجبات. کارهای پسندیده. کارهایی که فعل آنها بهتر از ترکشان باشد. رجوع به مستح ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحب. [ م ُ ت َ ح ِب ب ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحباب. دوست دارنده و مهربان ودارای محبت. ( ناظم الاطباء ) . رجوع به استحباب شود. مستحب. [ م ُ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحکم. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استحکام. استوارگردنده. ( آنندراج ) . استحکام دارنده. بازل. استوار. محکم. متقن. سخت. متین. وزین. پایدار. ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
-١٣

با یک بازی سطحیِ کلمات، واژهٔ �فیل/پیل� را عربی معرفی کند و آن را به �طویل� و دیگر مشتقات عربی ربط دهد. این دقیقاً همان شیوهٔ شبه علمی و عوام فریبانه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاجی. ( از ع ، ص ، اِ ) حاج. حنیف. ( منتهی الارب ) . آنکه فریضه حج گذاشته بود : لاجرم روی بزرگان همه سوی در اوست حاجیند ایشان گوئی و درِ خواجه حَرم. ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حشمت. [ ح َ ش َ م َ ] ( ع اِ ) حَشَمَة. حشم. حشمه مرد؛ چاکران مرد و کسان وی از اهل و همسایگان که بجهت وی غضب کنند. خدمتکاران. تابعین. تبعه. حشمت. [ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاج. ( اِخ ) ( ایل. . . . ) نام یکی از ایلهای کرمانشاهان است و حسین خان زنگنه حاج از این ایل بود و پس از قتل نادر که هر کس ، در هر گوشه ای سر بطغیان ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اکارس. [ اَ رِ ] ( اِ ) قسمی از سماروغ و قارچ که در جای نمناک و متعفن مانند زیر خمره شراب و جایی که پهن و سرگین ریخته باشند روید. ( ناظم الاطباء ) ( ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

تسبیح. [ ت َ ] ( ع مص ) خدای را به پاکی یاد کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) . به پاکی یاد کردن و صفت کردن خدای را. ( ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تسع. [ ت َ ] ( ع مص ) نه بکردن. ( تاج المصادر بیهقی ) . نه گردانیدن ایشان را به اینکه خود نهم ایشان گردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . با خود، ...