پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٤,٤٤٦)

بازدید
٣,٦٢٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیایید دقیق بررسی کنیم. شما پرسیده اید درباره ی واژه ی �مدافع� و ریشه ی آن در اوستایی، پهلوی و سانسکریت. - - - ۱. معنای فارسی مدرن مدافع در فار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی خوب، موضوع شما ترکیبی از زبان شناسی تاریخی و نقد برداشت های اشتباه از واژه های �آی� و �ای� در زبان های ایرانی و عربی است. اجازه بدهید قدم به قدم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ادعاهای نادرست و تحریف شده است. من مرحله به مرحله به آن پاسخ می دهم و منابع معتبر تاریخی و زبان شناسی را هم معرفی می کنم. - - - ۱. �زبان دری در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در اینجا به صورت مستند و علمی به این ادعاهای جعلی و نادرست درباره ریشه های واژگان ترکی و فارسی پاسخ می دهم. - - - 1. درباره ادعای ریشه دار بودن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٥

این ادعاهایی که نقل کردید بیشتر از جنس تبلیغات �زبان زدایی� و انکار واقعیات تاریخی است تا پژوهش علمی. بیایید قدم به قدم با منابع معتبر بررسی کنیم: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

من با منابع معتبر و زبان شناسی تطبیقی جواب این ادعا رو می دم. - - - ✅ بررسی واژه �جوش� و �جوشش� در فارسی 1. منابع کهن فارسی: در متون فارسی می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

بیایید موضوع را با دقت تاریخی و زبان شناسی بررسی کنیم و ادعای اینکه �لواش� یک واژه ی تورکی است را نقد علمی کنیم. - - - ۱. ریشه ی واژه ی �لواش� ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از برداشت های جعلی و غیرعلمیه که بدون منبع و بر اساس شباهت های سطحی و بازی با واژه ها ساخته شده. برای پاسخ دقیق، باید هم از دیدگاه زبان شناسی تاریخی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٤

در سنت تفسیری ـ لغوی عربی است. یعنی بدون پشتوانه زبان شناسی تاریخی، کوشیده اند واژه ی عَزیز را به �ارض عزاز� ( زمین سخت و محکم ) ربط بدهند تا معنای � ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه شناسی واژهٔ �چُغلی� در زبان فارسی واژهٔ �چُغلی� به معنای سخن چینی، بدگویی و خبرچینی، ریشه ای کهن و چندمرحله ای در زبان های ایرانی دارد. روند تح ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �انتر� ریشه در اوستایی، پهلوی و سانسکریت دارد. برای روشن شدن، بهتر است قدم به قدم ریشه شناسی این واژه را بررسی کنیم: - - - ۱. اوستایی ری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

👌 واژه ی آبجی باید هم سراغ ریشه های ایرانی برویم و هم سراغ کاربرد آن در فارسی گفتاری. - - - بررسی واژه ی �آبجی� در زبان فارسی برای بررسی واژه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متن بالا پر از مغلطه و جعل ریشه شناسی است. اجازه بدهید مرحله به مرحله و با منابع معتبر زبان شناسی و فرهنگ های بزرگ پاسخ علمی بدهم: - - - ۱. ریشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیبت. [ ب َ ] ( ع اِمص ) عیب کسی در قفای او گفتن. ( غیاث اللغات ) . بدگویی در غیاب کسی. غیبَة. غَیبَة. غَیبَت. رجوع به غیبة شود. جرجانی گوید: غیبت یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حساسیت. [ ح َس ْ سا سی ی َ ] ( ع مص جعلی ، اِمص ) حساسی. رجوع به حساسی شود: حساسیت نسبت به عوامل خارجی ؛ زود متأثر شدن از آنها رجوع به جانورشناسی ج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقنین. [ م ِ ] ( ع اِ ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را معادل �شاردونره � فرانسوی آورده که از انواع مرغهای مهاجر و خوش آواز است و رنگ پرهای آن سرخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مواقع. [ م َ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ موقع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . ج ِ موقع به معنی جاها و محلها. ( از غیاث ) . و رجوع به موقع شود. || ج ِ موقع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمجمج. [ ت َ م َ م ُ ] ( ع مص ) عیب کردن خواستن ترا. ( منتهی الارب ) . || لرزیدن و جنبیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . لرزیدن کفل. ( از اقرب ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حدیث. [ ح َ ] ( ع ص ، اِ ) نو. جدید. تازه. مقابل قدیم : ابواب خزائن قدیم و حدیث فرمود تا گشاده کردند. ( جهانگشای جوینی ) . || چیز نو. چیزی نو. || سخن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( آناف ) آناف. ( ع اِ ) ج ِ انف ، مثل اُنوف و آنُف. ( آناف ) جمع انف بینی ها، جمع انف منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تأسف. [ ت َ ءَس ْ س ُ ] ( ع مص ) اندوه خوردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( آنندراج ) . تلهف. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) . دریغ و درد خوردن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوا. [ ق ُ ] ( ع اِ ) قوتها. توانائیها. زورها. ( ناظم الاطباء ) . قُوی ̍ : این سطرهای چین که ز پیری بروی ماست هریک جداجدا خط معزولی قواست. صائب. - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیضی. [ ب َ / ب ِ ] ( از ع ، اِ ) رطوبتی است سفید و شفاف مانند سفیدی بیضه مرغ در میان چشم مابین پرده عنبیه و عنکبوتیه. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از ناظم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٣

( بیضة ) بیضة. [ ب َ ض َ ] ( ع اِ ) تخم مرغ. ج ، بیض ، بیوض ، بیضات. ( منتهی الارب ) . یکی بیض. تخم پرنده و جز آن. ( از اقرب الموارد ) . تخم مرغ. خاگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیض. [ ب َ ] ( ع اِ ) تخم هر جانور. ( یادداشت مؤلف ) . نطفه. ج ، بیوض. ( مهذب الاسماء ) . - بیض السمک ؛ تخم ماهی. اشبل. ( یادداشت مؤلف ) . || خا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماساژ. ( فرانسوی ، اِ ) مشت و مال. مالش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . ماساژ یکی از وسایل آرام کردن درد است. بوسیله ماساژ ترشحات مرضی که در نسج سلو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذکی. [ ذَ کی ی ] ( ع ص ) مرد تیزخاطر. دل تیز. ( مهذب الاسماء ) . تیزدل. زیرک. ( دهار ) . تیزطبع. ( غیاث اللغات ) . المعی . هوشیار. هوشمند. تیزهوش. زو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اطاعت. [اِ ع َ ] ( ع مص ) مأخوذ از تازی ، فرمانبرداری. ( ناظم الاطباء ) . فرمانبرداری کردن. ( ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 14 ) . فرمان بردن. ( آنندرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باعث. [ع ِ ] ( ع اِ ) جهت. شوند. ( ناظم الاطباء ) . داعی. انگیزه. علت. جهت. غرض. موجب. ( المنجد ) . مجازاً سبب. ( آنندراج ) . ج ، بَواعِث : حرام است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رشوه. [ رِش ْ / رُش ْ وَ / وِ ] ( از ع ، اِ ) پاره. ( نصاب الصبیان ) . پاره و بلکفده یعنی آنچه بر کسی دهند برای کار ناروا و غیرمشروع و رشوه ای که با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

حقیقت. [ ح َقی ق َ ] ( ع اِ ) چیزی که بطور قطع و یقین ثابت است. حقیقت اسم است برای چیزی که در محل خود مستقر باشد. ( از تعریفات جرجانی ) . تاء در حقیق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الغاز. [ اِ ] ( ع مص ) چیستان گفتن و سخن سربسته آوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . کلام مبهم و مشکل گفتن. || الغاز یمین ؛ توریه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الغاء. [ اِ ] ( ع مص ) باطل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( صراح ) ( منتهی الارب ) . افکندن و باطل کردن. ( آنندراج ) . لغو کردن. ابطال. اسقاط. || ناامی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الطاف. [ اِ ] ( ع مص ) لطف کردن. ( مصادر زوزنی ) ( غیاث اللغات ) . نیکوی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) . نرمی و نیکویی کردن. ( منتهی الارب ) ( از آنندر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الطاط. [ اِ ] ( ع مص ) پوشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) . پنهان داشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . پوشانیدن و پنهان داشتن از کسی. ( از اقرب الموارد ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قائل. [ ءِ ] ( ع ص ) گوینده. ( منتهی الارب ) . سخنگو. گفتگوکننده : لیک من اینک پریشان می تنم قائل این سامع این نک منم. ( مثنوی ) . نام تو میرفت و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قایل. [ ی ِ ] ( ع ص ) قائل. نعت فاعلی از قول. گوینده. ( آنندراج ) . ج ِ قُوَّل و قُیَّل. ( آنندراج بنقل از منتهی الارب ) . رجوع به قائل شود. || قیلول ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معما. [ م ُ ع َم ْ ما ] ( ع ص ، اِ ) پوشیده شده. || نابینا کرده شده. || مکان پوشیده. || به اصطلاح کلامی که به وجه صحیح دال باشد بر اسمی به طریق رمز و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخارج. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) جمع غیرقیاسی خرج است ، مفرد ندارد و ظاهراً در طی عبارات فارسی ، و الا در عربی گویا مخارج به این معنی نیامده است و در این م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکارع. [ اَ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ کراع. پاچه های گاو و گوسفند. ( از فرهنگ فارسی معین ) . ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( غیاث اللغات ) ( از صراح اللغ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قید. [ ق َ ] ( ع مص ) اندازه کردن. ( منتهی الارب ) . گویند: قید الشی ( مجهولاً ) ؛ ای قُیِّدَ. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) . || در تداول فارسی ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

اصطکاک. [ اِ طِ ] ( ع مص ) زانو بر زانو زدن از سستی و ناتوانی در رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . اصطکاک دو زانو و دو عُرْقوب کسی ؛ مضطرب شدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تأمین. [ ت َءْ ] ( ع مص ) امین کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) . || حفظ کردن و امن نمودن : لشکر برای تأمین ملک لازم است. ( فرهنگ نظام ) . || ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( موازنة ) موازنة. [ م ُ زَ ن َ ] ( ع مص ) برابر کردن میان دو چیز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . هذا یوازن هذا؛ این بر وزن آن است. ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اکاذیب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اُکذوبَة. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) . ج ِ کاذب خلاف قیاس ، چنانکه اباطیل جمع باطل. یا آنکه جمع اکذاب باشد و اکذاب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصیبت. [ م ُ ب َ ] ( ع اِ ) مصیبة. حادثه. سختی و بدبختی و نکبت. محنت و رنج. ( ناظم الاطباء ) . بلیه و هر امر مکروه. مکروهی که به آدمی رسد. سختی. ( من ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنفرانس. [ ک ُ ف ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) اجتماع گروهی از متخصصان فن برای شور و بحث در مسائل فنی. || اجتماع سیاستمداران ، رؤسای دول ، وزیران ، به منظور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متصور. [ م ُ ت َ ص َوْ وِ ] ( ع ص ) با خود صورت کننده چیزی را و صورت بندنده. ( آنندراج ) . کسی که تصور می کند و دریافت می نماید. ( ناظم الاطباء ) . ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تدوین. [ ت َدْ ] ( ع مص ) در دیوان نبشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) . || نام کسی را در دیوان سپاهیان نوشتن. ( اقرب الموارد ) . || ترتیب دادن دی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلیقه. [ س َ ق َ ] ( ع اِ ) سرشت. طبیعت. طبع. نهاد. خصلت. ( ناظم الاطباء ) . سرشت. طبیعت. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) . خوی. ( مهذب الاسماء ...