پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٦٧٤)

بازدید
٢٣,٦٧٦
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: موچین کردن / کندن مو با موچین / اصلاح با ابزار دقیق ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ( زیبایی – مراقبت ش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: بهبود بخشیدن / ارتقاء دادن / تقویت کردن / بهتر کردن ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ( کاربردی – عمومی ) ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: سفارشی سازی کردن / تنظیم کردن / متناسب سازی / شخصی سازی ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ( فعل – کاربردی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وُلاتایل ری جِن ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: منطقه ی ناپایدار / منطقه ی بحرانی / منطقه ی پرتنش / منطقه ی مستعد انفجار ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: صدای ناله وار / صدای لرزان و ناپایدار / صدای تیز و خسته / صدای نامطمئن ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ( ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: نقره ای / صدای نرم و دلنشین / صدای لطیف و موزون ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ( صوتی – بیانی ) : توصی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: رسا / بلند و پرطنین / صدای قوی / صدای خطابی ________________________________________ 🔸 تعریف ها: 1. ( صوتی – بیانی ) : توصیف صد ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: جیغ / صدای تیز و گوش خراش / فریاد بلند و نازک در زبان محاوره ای: جیغ زد، صداش گوش خراش بود، یه جیغ تیز کشید، صداش آدمو کر می کرد ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: فروتنی / تواضع / بی ادعایی / افتادگی در زبان محاوره ای: خودشو نمی گیره، بی ادعاست، با احترام حرف می زنه، اهل پُز دادن نیست ______ ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: تیزی / برندگی / لحن تند / حالت تهاجمی / شدت در بیان در زبان محاوره ای: یه جور تیزی تو صداشه، لحنش تند شده، با حالت قاطع حرف می زنه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: لحن کشیده / حرف زدن با کشش / لهجه ی کند و کش دار در زبان محاوره ای: یواش یواش حرف می زنه، کِش می ده، لهجه ش کش دار و تنبله ______ ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

رِزِنِنس ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: طنین / پژواک / غنای صوتی / عمق صدا در زبان محاوره ای: صداش پرطنینه، یه حس عمیق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: سبک خاص / ذوق / حالت منحصربه فرد / شخصیت بیانی در زبان محاوره ای: یه جور خاص حرف می زنه، یه سبک خاص داره، بیانش باحاله، یه حس متفا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آرا / اُرا - - - ## 🔸 معادل فارسی: هاله / فضا / حال و هوا / حس کلی / میدان احساسی در زبان احساسی و ارتباطی: اشاره به تأثیر کلی، فضا، یا احساس ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

تفاوت بین سه مفهوم کلیدی در ارتباطات گفتاری و نوشتاری—**Delivery**, **Tone**, و **Expression** 1. **Delivery – شیوه ی ارائه / نحوه ی بیان** 🔸 تعر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

## 🔸 معادل فارسی: شیوه ی بیان / نحوه ی ارائه / سبک گفتار / فن انتقال پیام در زبان ارتباطی و رسانه ای: اشاره به نحوه ای که فرد اطلاعات، احساسات، ی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تفاوت بین intonation، stress و rhythm؟ به جدول پیوست نیز مراجعه فرمایید. تفاوت بین intonation، stress و rhythm در زبان انگلیسی به شرح زیر است: ### ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

## 🔸 معادل فارسی: آهنگ گفتار / زیر و بمی صدا / لحن صوتی / نوسان آوایی در زبان شناسی و ارتباطات: الگوی تغییرات زیر و بمی صدا هنگام صحبت کردن که نق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

IM ## 🔸 تعریف ها: ### 1. ** ( ارتباطی – پیام فوری ) :** مخفف *Instant Messaging*، اشاره به ارسال و دریافت پیام های متنی در لحظه از طریق اینترنت * ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: پست سنتی / نامه ی کاغذی / پست کند / ارتباط غیرالکترونیکی در زبان غیررسمی و رسانه ای: اشاره به ارسال نامه یا بسته از طریق پست سنتی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: سرتیپ دوم / ژنرال جزء / ژنرال دو ستاره در زبان نظامی: مخفف **Major General**، یکی از درجات عالی رتبه در ارتش، معمولاً بالاتر از ** ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: مسیر غیررسمی ارتباط / کانال پشت پرده / گفت وگوی غیرعلنی / ارتباط موازی دیپلماتیک در زبان سیاسی و دیپلماتیک: اشاره به ارتباطات یا م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: تنظیم کردن / دقیق سازی / سنجش هدفمند / میزان سازی در زبان فنی و راهبردی: اشاره به تنظیم دقیق شدت، زمان، یا اثر یک اقدام برای دستیا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داروی Olaparib یکی از داروهای مهم در درمان سرطان پروستات پیشرفته است که به گروه داروهای مهارکننده ی PARP تعلق دارد. این دارو در مردانی با سرطان پروست ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: نقطه ی اوج نوآوری / مرز تحول / خط مقدم فناوری در زبان استعاری و تخصصی: اشاره به پیشرفته ترین، نوآورانه ترین، یا تحول سازترین بخش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: توده / برجستگی / غده ی غیرعادی در زبان پزشکی و اطلاع رسانی عمومی: اشاره به توده ای قابل لمس در بدن که ممکن است نشانه ی بیماری، الت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: سلامت ناحیه ی تناسلی / بهداشت جنسی و لگنی در زبان غیررسمی و فرهنگی: اشاره به سلامت اندام های تناسلی، لگن، مثانه، پروستات، یا عملکر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: پیچاندن / چرخاندن مارپیچی / حرکت پیچشی / پیچ دادن در زبان ورزشی و تصویری: اشاره به حرکت چرخشی و مارپیچی دست یا بدن برای افزایش ثبا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

🔸 معادل فارسی: درست انجام دادن / ماهرانه زدن / قلق گیری کردن / قاپیدن موفقیت در زبان محاوره ای و انگیزشی: اشاره به انجام موفق، دقیق، یا بی نقص یک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش دیابت وضعیتی است که در آن میزان قند خون بالاتر از حد نرمال است اما هنوز به مرحله ای نرسیده که بیماری دیابت نوع ۲ تشخیص داده شود. پیش دیابت هشداری ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

متفورمین ( Metformin ) یک داروی خوراکی است که عمدتاً برای درمان دیابت نوع ۲ تجویز می شود. این دارو با بهبود حساسیت بدن به انسولین و کاهش تولید گلوکز ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: رابطه ی نسبی/ رابطه ی زیستی / نسبت خونی / پیوند نسبی در زبان حقوقی و خانوادگی: اشاره به رابطه ای که از طریق تولد یا پیوند زیستی بی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( رفتاری – روان شناختی ) : فردی که از ابراز احساسات، محبت، یا اطلاعات به طور عمدی خودداری می کند—گاه به عنوان ابزار کنترل یا محافظت مثال: He’s an em ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: حبس قطعی / زندان ادامه دار / حکم زندان تثبیت شده در زبان حقوقی و قضایی: اشاره به حالتی که حکم زندان توسط دادگاه تأیید، تمدید، یا ت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل های فارسی: انفال/اموال عمومی / دارایی عمومی / ملک دولتی / دارایی متعلق به عموم در زبان حقوقی، شهری، و اجتماعی: اشاره به دارایی هایی که مت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل های فارسی: حق قطع همکاری / مزایا یا پاداش پایان خدمت / غرامت اخراج / پرداخت جدایی در زبان حقوقی و منابع انسانی: پرداختی که کارفرما هنگام ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل های فارسی: تأیید وصیت نامه / رسیدگی قضایی به ارث / اجرای قانونی وصیت، حصر وراثت در زبان حقوقی و قضایی: فرآیند رسمی ای که طی آن دادگاه وصی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کامن لا ( Common law ) نظام حقوقی ای است که از قرن یازدهم میلادی توسط دادگاه های شاهی انگلستان شکل گرفت و مبنای حقوق بسیاری از کشورهای انگلیسی زبان، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل های فارسی: صندوق خیریه / وقف خیریه / تراست عام المنفعه در زبان حقوقی و مالی: نهاد یا سازوکار حقوقی ای که در آن دارایی ها برای اهداف خیریه ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل های فارسی: شرکت خیریه / مؤسسه عام المنفعه / نهاد نیکوکارانه / شرکت وقف شده برای امور خیر در زبان حقوقی و مالیاتی: نوعی نهاد یا شرکت که با ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اِلِموسِنِری ________________________________________ 🔸 معادل های فارسی: خیریه ای / وابسته به صدقه / نیکوکارانه / وقف شده برای کمک در زبان ادبی، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل های فارسی: گزینشی / تلفیقی / ترکیبی / چندسبکی / چندمنبعی در زبان فرهنگی، زیبایی شناسی، یا فکری: اشاره به سبکی یا رویکردی که عناصر متنوع، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل های فارسی ( بسته به زمینه ) : - دانش آموز/دانشجوی مرفه و خوش پوش - تیپ کلاسیک و تمیز / استایل دانشگاهی - بچه پولدار منضبط / تیپ بورژوا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغالطه false dilemma یا دوگانگی کاذب زمانی رخ می دهد که در یک استدلال یا بحث، فقط دو گزینه به عنوان انتخاب های ممکن مطرح شوند در حالی که گزینه های بی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک اصطلاح لاتین به معنی به شخص است که در منطق به اشتباه منطقی یا مغالطه ای اطلاق می شود که در آن به جای پاسخ دادن به استدلال یا موضوع بحث، به شخصیت، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: مغالطه آمیز / نادرست / گمراه کننده / فریبنده در زبان منطقی و انتقادی: اشاره به استدلال، باور، یا ادعایی که بر پایه ی منطق نادرست ی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک edge node ( نود لبه ) در شبکه های کامپیوتری به دستگاه یا ماشین محاسباتی گفته می شود که در نزدیکی منبع داده، یعنی در �لبه� شبکه، قرار می گیرد و وظی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: به طور موقت برنامه ریزی کردن / در تقویم نوشتن ( غیرقطعی ) / رزرو موقت جلسه در زبان اداری یا محاوره ای: اشاره به ثبت موقت یک جلسه ی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: یادداشت کردن / سریع نوشتن / ثبت فوری در زبان محاوره ای یا کاربردی: نوشتن سریع و مختصر اطلاعات، معمولاً برای حفظ یا یادآوری ______ ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: فرستادن / اعزام کردن / تبعید کردن / روانه کردن در زبان محاوره ای یا استعاری: اشاره به فرستادن کسی یا چیزی به مکان دیگر، اغلب با حس ...