پیشنهادهای ژاسپ (٤,٥٢١)
واکشیدن = دست درازی کردن ، تعرض کردن
واکشیدن = دست درازی کردن
جراحت = والانه
واهُش آمدن = از مستی در آمدن واهشیدن
لزوم = وایی لزوم داشتن = واییدن
واییدن = لازم بودن ، لزوم داشتن ، ضرورت داشتن ، بایستن
تفریق = وِجارش
فتوا = وَچَر
سهام = وَراستاد
ورام
نشستن
وَرسنگ = معتبر ، با اعتبار
متورم = وَرغاره
شفاف = وَرغَشت
وَرکار = شاغل ، استخدام شده ، مشغول به کار
وَرگشت = افول ، ویرانی و تباهی
لقب = وَرنام
تخت شاهی = پات / اورنگ / وَروار/ سَریر
وُسو= آنکه بر خود تکیه کند ، دارای اعتماد به نفس
معاش = وَشتا ، زیوِش
وشناب = آب شاهدانه
وشناد = فراوان ، انبوه
وَشیان = جزاء و کیفر
مونث = ماده / وَکده
مدت = وِلا در این مدت = در این وِلا
متفرق = وِلاو / پاشیده / پراکنده
وَنج = مبر م و حیاتی
امتحان = وَند
وندسار = مرکز دایره
مایحتاج = وَتکول
ویژاندن = تخصیص دادن ، اختصاص دادن ، خصوصی کردن
2 - ویژیدن / آویژیدن = پاک کردن ، طاهر کردن ، پالودن
ویشانیدن = دعوت کردن ، فراخواندن
دعوت کردن = ویشانیدن
فرصت = ویل
ناقص = ویلان ناقص ( در کار ) = بلانه
طفره = وَیدانک ( Vaydaanak )
هارِش = خودنمایی و تفاخر
هَمال سازی
موافق = هامِل / بَرزنده
هاوُش گرایی
البته = هاینه
هَبَک = کف دست
ایثار = هُدمان
هُراش / هیخَر = برابر فارسی و با ادبانه ی مدفوع
هرانید = طبیعت ، حالت ، چگونگی
هرانید = طبیعت ، حالت ، چگونگی
مذهب = هرای / کیش
عصا = هرباس
بوقلمون = هَربه