پیشنهادهای ژاسپ (٥,٣٤٦)
غال : خانه
گِند = گره ( طناب و نخ و. . . ) ، گِنَر
Gulp = قلپ ، غلپ ، گلپ ، غلپ غلپ خوردن
لشتن. [ ل َ ت َ ] ( مص ) تماشا و تفرج کردن. ( از برهان ) ( از آنندراج ) .
ترخون = غرمانوش
پُرداشتن = رواج داشتن. ( آننداراج )
متاسفانه ، منبع را نمی توانم پیدا کنم دوست گرامی ، در یادداشت هایم هم نیست، گویا چند ماه پیش آن را نوشته ام. ممنون که پرسیدید ، برای احتیاط معنی نوشت ...
کاس = فرد سفید و دارای موی زرد از اهالی قوم کاسی ها
ملامت = غُرفِش
مَگابازو = مَها بازو ، دارای بازو های بزرگ
احتیاط = وَرومَندی
جُزینه = مستثنی همخانواده با : به جز ، جدا از ، جُدَز
جُدتر = دیگر
نامتجانس = جُدرَسته ، جُدگون
مقدس = اَهرَو
موج = نره آب ، کوهه آب
پی افتادن = فهمیدن ، کشف کردن
وحشی= سور ، سورنده ، رمنده ، دد، اُرونه
سوریدن = گریختن ، رمیدن
شامل شدن = اندربودن
زِناندن = زینینیدن ، مراقبت کردن
ویزوستن = پَژوهیدن
گُشوفتن = برهم زدن ، ویران کردن
ویشکیدن = بخش کردن ، جدا کردن
ویشادن = تکاندن ، فروریختن
ویسانش = جدایی
بیر = رعد ( پهلویگ ) بیر= مرد. ( اوِستیگ )
ویمندیک = محدود
باژ گرفتن باژ = دعای پیش از خوراک
مرجانی = بُسدین
به پهلوی "واسپ" و بعدا "واپز" و "وابز" : به چم زنبور
اول آمدن = برآمدن ، برخاستن
به فارسی "اِستَفت / سِفت"
تحریک = سارانِش ، آغالانش ، گیزانِش ، میوانِش
معدود = ساگمند
عدد = ساگ ( پهلوی )
جسد = ریستَگ
پزداندن = 1 - ترساندن 2 - تعقیب کردن
سِرَواندن = سِرَوانیدن، آزرواندن ، انتشار دادن
غفده. [ غ َ دَ / دِ ] ( اِ ) هرچیز سخت. ( از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 185 ب ) . ( دهخدا ) ( فرهنگ ناظم الاطباء ) .
پیشنهای= "خوودی" همخانواده با کلاهخود جنگی
ذاتی = اسنو مانند ، اسنوخرد = خرد ذاتی اکتسابی = دشسروت مانند ، دشسروت خرد = خرد اکتسابی
مبداء = بُنِشت ، بُنشته ، بُنشتک
مُشبک = غَلوَکَن
Homoscedasticity = همپراکئدگی Heteroscedasticity = جُدپراکندگی
همپراکندگی
همپراکن
پخشایش همپراکن
دانوک = نام حشره ای که ظاهرش به مانند مورچه بالدار است و نیشی دردناک دارد است.
غاقل = غُنوز