پیشنهادهای ژاسپ (٥,٩٢٦)
سیال. [ س َ ] ( اِ ) یاسمین را گویند و آن سفید و زرد میباشد. ( برهان ) ( آنندراج )
در فارسی "سیدِر" سیدر. ( اِ ) قسمی شراب است از سیب و امرود. ( دهخدا ) .
سیرو. ( اِ ) خارپشت وخارپشت بزرگ تیرانداز. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ) .
سیرنگ
سیستار = جهش ، پرش
سیلانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) عناب و آن میوه ای است مانند سنجد و در دواها بکار برند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج )
فسیله
سیله
سین. ( اِ ) آهوی کوچک. ( دهخدا )
سیه سار. [ی َه ْ ] ( اِ مرکب ) نهنگ که جانوری است مشهور و معروف در دریا. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی )
جُدتَری = مخالفت ، تضاد. ( #دینکرد )
جُدتر = در غیر این صورت. . ، غیر از. . . ( #دینکرد )
جُدتَنی = جداآفریدگی ، تکی ، انفرادی. ( #دینکرد )
جُدسَرده = آن که از نوعی دیگری است ، از گروهی دیگر ( کنایه از بی ایمان ) ( #دینکرد )
جُدریسته= گمراه منحرف. ( #دینکرد )
جُدپیکاری = مناظره ، بحث و جدل. ( #دینکرد )
جُدپِیکار = مناظره کننده ، جدل کننده، مدعی . ( #دینکرد )
جُدنِهاده = اساس غیر مینویی ، نهاد مادی. ( #دینکرد )
جُدجُد = منفردا ، تک تک ، به صورت مجزا و منفک. ( #دینکرد )
جُدیِکی = ضدیت با وحدت ، تقابل با یگانگی و وحدت. ( #دینکرد )
جَددَبیری = متناقض نویسی ، ضد و نقیض نویسی. ( #دینکرد )
جُد دَبیرییه = نوشته ی متناقض ، یادداشت ضد و نقیض. ( #دینکرد )
جوما = توامان ، هردو ، همراه با. ( #دینکرد )
جُد دَهِش = خلقت متقابل. ( #دینکرد )
جَدویهیری = تغییر . ( #دینکرد ) احتمالا همان جُدگوهری باشد.
جَدهیری = بخت و اقبال معمولی. ( #دینکرد )
جار = اکنون ، حالا. ( #دینکرد ) جار = فرصت ، مناسبت ، واقعه. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
جَدِه = فال ، بخت و اقبال. ( #دینکرد )
هوهَنگِردانیدن= به نهایت رساندن. ( #دینکرد )
هودَهِه = آفرینش نیک ، خلقت نیکو . ( #دینکرد )
قحطی = هِختِگی ، اَتَری ( #دینکرد )
هِختِگی= قحطی ، خشکسالی. ( #دینکرد )
انجافتن / انجام = 1 - اجرا کردن 2 - کامل کردن ، تکمیل کردن 3 - انجام دادن ( #دینکرد )
لحاف = شادیچه
to age = به فارسی "شافتن" . ( #دهخدا ) ( #ناظم الاطباء )
هَنگردِگی = تکمیل ، کمال یافتگی. ( # کتاب چهارم دینکرد )
هَنگِرده= تکمیل شده ، کامل شده . ( # کتاب چهارم دینکرد )
هَنگِردی = کمال. ( # کتاب چهارم دینکرد )
هَنگردگان = کمال یافتگان ، انسان های کامل ، متفکران. ( # کتاب چهارم دینکرد )
هَنگرد = کامل. ( #دینکرد )
هَنگَد = تمام کامل. ( # کتاب چهارم دینکرد )
هندازش / هندسش = طرح ، شکل، نقشه. ( # کتاب چهارم دینکرد )
هنداختن = 1 - تخصیص دادن 2 - طرح ریزی کردن 3 - تخمین زدن 4 - داوری کردن 5 - از بین بردن. ( # کتاب چهارم دینکرد )
همبدی = رقابت . ( # کتاب چهارم دینکرد )
همبَد = رقیب ، حریف . ( # کتاب چهارم دینکرد )
= دوستان
هَماهی = دوست. ( # کتاب چهارم دینکرد )
هم وازیه = گرایش ، تمایل. ( # کتاب چهارم دینکرد )
هم وازی = هماهنگی. ( # کتاب چهارم دینکرد )
هم سپاه = هم رای ، هم عقیده. ( # کتاب چهارم دینکرد )