پیشنهادهای ژاسپ (٥,٢٩٣)
نیا و نیایه = پدر بزرگ و مادربزرگ. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
اوبستن / اوبدیدن = افتادن ، سقوط کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
اوبَستن / اوبَدیدن = افتادن ، سقوط کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پَدهَریدن = متوقف شدن ، به مانع برخوردن و از حرکت ایستادن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
نیهَریدن = پس راندن ، دور کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آزهَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
آهَریدن = برآغالیدن ، برانگیختن ، تحریک و وسوسه ی جنسی کردن. ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
ویهریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
اوهَریدن = برخاستن ، بالا رفتن ( برای ستارگان و ماه و. . . ) ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
هَریدن = حرکت کردن . ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت )
چترمان
برای مایعات مانند شراب می توان از واحد فارسی "سیر" به جای استفاده کرد.
شبه نظامی = چَته
" چَچ "
سنجاقک = چیچلاس / مَنلاس
پستان : چُچ / چُچو . ( دهخدا )
نیام = چَخ / چِپاغ
ستیزه = چَخ
چدر
آواز = چَر
چراسیا. [ چ َ ] ( اِ ) جراسیا. ( ناظم الاطباء ) . قراسیا. گیلاس. آلبالو . رجوع به جراسیا شود. ( ناظم الاطباء ) .
چراغپا کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بلند کردن اسب دو دست خود را و ایستادن بر روی دو پا. چراغپایه کردن اسب. میل کشیدن اسب یا استر و امثال آن ...
چراغک / چراغله / چراغینه
چرب قامت. [ چ َ م َ ] ( ص مرکب ) کنایه از بلندقامت و خوش قد باشد. ( برهان ) . چرب بالا. ( آنندراج ) . خوش قد و قامت. ( ناظم الاطباء ) .
چرب قامت. [ چ َ م َ ] ( ص مرکب ) کنایه از بلندقامت و خوش قد باشد. ( برهان ) . چرب بالا. ( آنندراج ) . خوش قد و قامت. ( ناظم الاطباء ) .
وبا = چَر. ( دهخدا )
پوزه بند
پَدام = دهان. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پیدایاندن / پیداگاندن = رونمایی کردن ، آشکار کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پزدانیدن = تعقیب کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پزداندن / پزدانیدن = تعقیب کردن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پَزوگ = سوسک. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پادیران شوس = خشکیده نطفه . ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
برابر آن "پیشه" به معنی هم دست و هم پا به کار می رود. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پیشه = 1 - هنر ، مهارت. 2 - دست ، پا. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
پوردانیدن = جنگیدن ، ستیزیدن. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
رَزور = جنگل ، بیشه. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
در فارسی "ران بان"
ریدک = کودک ، بچه. ( غلام از کجا آمده؟ ) ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
ریش = آسیب ، صدمه ، زیان. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
ریشیدن
ریسْت ( اوستایی )
ریسْت= مرده . ( اوستا ) ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
روشْک
روشْک = عقرب ، کژدم. ( ( # وندیداد - هَرَسُویتس وِرلَگ ) )
چُردن = فتوا دادن ، حکم دادن. ر. ک چُرگر
چرمه. [ چ َ م َ / م ِ ] ( اِ ) مطلق اسب را گویند عموماً. ( برهان ) . اسب. ( ناظم الاطباء ) . مطلق اسب بهر رنگ و زیور که باشد. چال. ( اِ ) اسپ ، به ...
چره. [ چ ُرْ رَ /رِ ] ( ص ) جره و چست و چالاک و جلد. ( ناظم الاطباء ) .
چرینه. [ چ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) شکنبه حیوانات نشخواری. || روده. ( ناظم الاطباء ) .
چز. [ چ َ ] ( اِ ) میمون را گویند که حمدونه است. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء )