پیشنهادهای ژاسپ (٥,٨٧٩)
مزدا ( ص ) = خردمند، دانا. ( # فارسی باستان - دستور ، نویسه و واژه نامه - رُلَند کِنت )
میث = شر ، بدی ، پلیدی. ( # فارسی باستان - دستور ، نویسه و واژه نامه - رُلَند کِنت )
رَثِه = واگُن ، کابین. ( # فارسی باستان - دستور ، نویسه و واژه نامه - رُلَند کِنت )
بِهو = خوب ، نیکو. ( # فارسی باستان - دستور ، نویسه و واژه نامه - رُلَند کِنت )
ویث = 1 - نژاد 2 - قبیله ( # نبیگ زبان فرس باستان - تولمن )
ویثیه = قبیله ای، مربوط به قبایل . ( # نبیگ زبان فرس باستان - تولمن )
ویث = خاندان ، خاندان اشرافی یا سلطنتی. ( # فارسی باستان - دستور، نویسه ها و واژه نامه - رُلَند کِنت )
ویثه = اشرافی ، از خاندان اشرافی ، سلطنتی ، وابسته به خاندان سلطنتی. ( # فارسی باستان - دستور، نویسه ها و واژه نامه - رُلَند کِنت )
ریخوْ = میراث. ( # نبیگ هفتم دینکرد )
سَهیگانی = جذابیت، پنسدیدگی. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سَهیگانی = جذابیت. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سَهیگومند = پسندیده، خوش آیند. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سَهیستن : به نظر رسید، پسند آمدن. ( # کتاب هفتم دینکرد )
پیرماستینا. ( اِ ) یعنی جغرات. ( آنندراج ) .
پیره. [ رَ / رِ ] ( اِ ) پیر. قائم مقام و خلیفه و مرشد. خلیفه و جانشین مشایخ و ارباب طریقت و خانقاه نشین باشد. ( برهان ) . خلیفه مشایخ و ارباب طریقت ...
پیش سینه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) قسمت قدامی پیراهن جدا آهارزده. پارچه آهاردار ضخیمی که جدا بر پیراهن گذارند. قسمتی از پارچه که پیش پیراهن را سازد. ...
پیشیاره. [ ش ْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) سینی. خوانچه. طبق. مجموعه. خوانچه و طبقی باشد که تنقلات و گل و مانند آن در سکوره ها کرده در محفل آرند. ( منتهی ا ...
پیش / پیشین. ( دهخدا )
پیغوله. [ پ َ /پ ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) پیغله. بیغله. بیغوله. کنج و گوشه خانه. ( برهان )
پیغوله. [ پ َ /پ ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) پیغله. بیغله. بیغوله. کنج و گوشه خانه. ( برهان )
پیغون ها: پیغون. [ پ َ / پ ِ ] ( اِ ) عهد و شرط. ( برهان ) . پیغان. ( دهخدا )
پیکار کشی ( دهخدا )
پیکانگان. [ پ َ / پ ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) آفتاب و سیاراتی که درکانی ممدود آفتاب اند. ( آنندراج )
پیکران. [ پ َ / پ ِ ک َ ] ( اِ ) ج ِ پیکر. صور. || صور فلکیه . ( دهخدا )
لغت نامه دهخدا پیکن. [ پ َ / پ ِ ک َ ] ( اِ ) غربال تنگ چشمه.
پیل آبکش. [ ل ِ ک َ / ک ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه است از ابر. ( آنندراج ) . ابر سیاه باران بار. ( انجمن آرا )
پیلس. [ ل ُ ] ( اِ مرکب ) عاج. دندان فیل. ( شعوری ) ( دهخدا ) ( برهان )
کیسه = توبره ، پیله
پیمان گسلی. [ پ َ / پ ِ گ ُ س ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پیمان گسل. نقض عهد. پیمان شکنی. خلف وعده.
کیل = قیر
سُروشتِگی= اطاعت، فرمانبرداری. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سیش : سیشت ، شیشد ، بیگانه ، دور. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سنوهش = بارش برف ، برف آمدن. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سنوهشمند = برفی ، برفدار. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سوگومند = شاخدار. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سوگ = شاخ. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سِپورِگی = تکمیل. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سَرایش= محافظت. سُرایش= خواندن یا گفتن شعر. سِرایش = اتِکا، تکیه کردن.
سُرووَر = شاخدار. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سُروشتِگی= اطاعت، فرمانبرداری. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سِتَمبگی = ستمگری، ظالمی. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سودگر = سود رسان ، مفید. ( # کتاب هفتم دینکرد )
سُمباوَند= سُم دار. ( # کتاب هفتم دینکرد )
شوی = گرسنگی ، گشنگی. ( # کتاب هفتم دینکرد )
شَبی = کسوف، خورشید گرفتگی. ( # کتاب هفتم دینکرد )
شَکَر = متروک ، متروکه. ( # کتاب هفتم دینکرد - ذیل "شَکر دشت" )
هَمیتریه = شورشی ، وابسته به شورش. ( # نبیگ زبان فرس باستان - تولمن )
شیات = هوش ، خرد. ( # نبیگ زبان فرس باستان - تولمن )
ویثیه = قبیله ای، مربوط به قبایل . ( # نبیگ زبان فرس باستان - تولمن )
ویث = 1 - نژاد 2 - قبیله ( # نبیگ زبان فرس باستان - تولمن )