پیشنهادهای ژاسپ (٤,٥٢١)
پَدیخی = بهره مندی ، کامیابی. ( #دینکرد )
مادَیان = اصل و اساس ، طرح. ( #دینکرد )
نِخوارِش = شتاب ، عجله . ( #دینکرد )
نِوییِش = خبر دادن ، اعلام خبر. ( #دینکرد )
نیابِه = منسب ، درخور ، سزاوار. ( #دینکرد )
نامچِشتی = خصوصی ، مخصوص. ( #دینکرد )
نامچشت
نام آراستن = خوش نام شدن ، شهرت نیک یافتن. ( #دینکرد )
مُستیگر= ظالم. ( #دینکرد )
مُستِگار = ظالم. ( #دینکرد )
میزِه = مطبوع ، دلخواه. ( #دینکرد )
میزَک = مطبوع ، دلپذیز. ( #دینکرد )
مِهسود = کلان سود ، سود و منفعت زیاد. ( #دینکرد )
مِهگاه = جایگاه بزرگ ، جایگاه والا. ( #دینکرد )
مِهکار = کار بزرگ ، امر مهم. ( #دینکرد )
مِهگاهی = داشتن جایگاه بلند، بزرگ مرتبگی. ( #دینکرد )
مایِشگَری= افراط در آمیزش جنسی ، شهوت رانی. ( #کتاب چهارم دینکرد )
مَستو = مست و مدهوش. ( #دینکرد )
مارِشمندی = درک داشتن ، شعور داشتن ، خوداگاهی. ( #دینکرد )
ماردن / مار = 1 - درک کردن 2 - حس کردن ( #دینکرد ) ، ( # فرهنگ پهلوی )
مارِش = درک ، شعور . ( #دینکرد )
تعداد= مَرِه ( #دینکرد )
مالوم = پزشک ، طبیعی دان. ( #دینکرد )
مالوم = پزشک ، طبیعی دان. ( #دینکرد )
مادِه وَریه = اساس ، اصل. ( #دینکرد )
ماده وَری = بنابر ضرورت. ( #دینکرد )
کیشوَر= کیش دار ، دین دار.
کِروگی = صنعت. ( #دینکرد ) ( #فرهنگ پهلوی )
کاربَرِشی = اثر ، تاثیر. ( #دینکرد )
کَردسِپاس = سپاس گزار. ( #دینکرد )
کم سِزِگی = کم لیاقتی. ( #دینکرد )
باریک و بلند
سمیک. [ س َ ] ( ص ) بلند. ( آنندراج ) .
سمینه. [ س َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) پارچه باریک رقیق و تنک. ( آنندراج ) ( برهان ) .
سناو. [ س َ ] ( اِ ) مطلق سونش اعم از طلا و نقره و سونش مس و برنج و امثال آن. ( برهان ) ( آنندراج ) . سونش طلا و نقره و برنج و مس و جز آن. ( ناظم الا ...
سُنبا = سُنبنده ر. ک سنبیدن
سندر. [ س ُ دَ ] ( ص ) خوش صورت صاحب جمال. ( جهانگیری ) .
سنسه. [ س ُ س َ / س ِ ] ( اِ ) انگور سیاه. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) .
رطب = سنکل
سنگاب. [ س َ ] ( اِ مرکب ) ظرف بسیار بزرگ که تواند چند خروار آب گیرد از یک پاره سنگ تراشیده که در مسجدها برای آشامیدن یا وضو دارند. ( یادداشت مؤلف
سویشم. [ س َ ش ِ ] ( اِ ) سنگ سبز. عقیق. ( ناظم الاطباء ) ( شعوری ج 2 ص 71 ) .
سهستن. [ س َ هَِ ت َ ] ( مص ) ترسیدن و رمیدن. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) .
سی. [ س َ ] ( اِ ) سنگ را گویند . ( آنندراج ) ( برهان ) ( جهانگیری ) .
سیال. [ س َ ] ( اِ ) یاسمین را گویند و آن سفید و زرد میباشد. ( برهان ) ( آنندراج )
در فارسی "سیدِر" سیدر. ( اِ ) قسمی شراب است از سیب و امرود. ( دهخدا ) .
سیرو. ( اِ ) خارپشت وخارپشت بزرگ تیرانداز. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ) .
سیرنگ
سیستار = جهش ، پرش
سیلانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) عناب و آن میوه ای است مانند سنجد و در دواها بکار برند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج )
فسیله