پیشنهادهای ژاسپ (٥,٨٧٩)
ویمِش = سراب ، توهم. ( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس )
وَرم = موج. ( # ( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس ) )
ویم = صخره ، سنگ. ( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس )
ویم = سنگ ، آس. ( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس )
وینارش = ترتیب ، تنظیم. ( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس )
وِندار = دعا، مناجات. ( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس )
وِیر = لطمه ، آسیب. ( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس )
ویثپور = شاهزاده، شاهپور. ( # نویسه خوان فارسی میانه - مَری بویس ) {معنی دقیق تر : پسر ویثبُد }
خََرینش = خرید. بنگرید به خَریدن/ خَرینیدن.
خُمبوی: مایع عطر آگین، عطر. ( از نبیگ # یک نویسه خوان به فارسی میانه وپارتی - مَری بویس ) ( A READER IN MANICHAEAN MIDDLE PERSIAN AND PARTHIAN ...
خورَن = وعده ی غذایی. ( از نبیگ # یک نویسه خوان به فارسی میانه وپارتی - مَری بویس ) ( A READER IN MANICHAEAN MIDDLE PERSIAN AND PARTHIAN TEXTS ...
زِگَر = ملودی، تُن، نغمه. ( از نبیگ # یک نویسه خوان به فارسی میانه وپارتی - مَری بویس ) ( A READER IN MANICHAEAN MIDDLE PERSIAN AND PARTHIAN T ...
زَند = قبیله ، قوم. ( از نبیگ # یک نویسه خوان به فارسی میانه وپارتی - مَری بویس ) ( A READER IN MANICHAEAN MIDDLE PERSIAN AND PARTHIAN TEXT ...
زَند = قبیله ، قوم. ( از نبیگ # یک نویسه خوان به فارسی میانه وپارتی - مَری بویس ) ( A READER IN MANICHAEAN MIDDLE PERSIAN AND PARTHIAN TEXTS ...
زَنَگ = نوع ، قسم. ( از نبیگ # یک نویسه خوان به فارسی میانه وپارتی - مَری بویس ) ( A READER IN MANICHAEAN MIDDLE PERSIAN AND PARTHIAN TEXTS - ...
زُهْر = آزادی ، رهایی. ( از نبیگ # یک نویسه خوان به فارسی میانه وپارتی - مَری بویس ) ( A READER IN MANICHAEAN MIDDLE PERSIAN AND PARTHIAN TEX ...
زونُس = منطقه ، ناحیه. ( از نبیگ # یک نویسه خوان به فارسی میانه وپارتی - مَری بویس ) ( A READER IN MANICHAEAN MIDDLE PERSIAN AND PARTHIAN TEXTS ...
زیشَن = وعده ی غذایی. ( از نبیگ # یک نویسه خوان به فارسی میانه وپارتی - مَری بویس ) ( A READER IN MANICHAEAN MIDDLE PERSIAN AND PARTHIAN TEXTS ...
اَرور = کُت، لباس رسمی. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اَرتِوَن = دادخواه ، شاکی ، خواهان و خواهنده. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اَرتَهیه = شکایت قضایی، پیگرد قانونی، هر نوع پرونده ی قضایی. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اَورِه= نسیم ملایم. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اَشتِش = رَسش، رسیدن، آیِش، آمدن. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
آث = دود. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اُروثاد = درخت، دار. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اُروثوَر: شکم. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اِرِزی = بیضه ، خایه. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اِرِزو = انگشت. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اِرِزی = بیضه ، خایه. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
اِرِذ = قلب ، دل ، زُرد. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
گیم = روح ، هولس. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
گَن = گَون، موی ، گیس. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
گَوْ = دست. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
غِنا = زن ، خانم. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
چَر = دختر ازدواج نکرده، دختر مجرد. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
چَر = دختر ازدواج نکرده. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
چارام = غرامت ، جبرانیه. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
چیث = مجازات ، تنبیه. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
چیت = مجازات ، تنبیه. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
چیت = مجازات ، تنبیه. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
چینمَن = عزت، ارج، گرامش. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
چینمَن = عزت، ارج، گرامش. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
چیستِش = آگاهی ، دانش. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
جِهِش = زنا ، خیانت زناشویی، جنده مرزی. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
جِهِش = زنا ، خیانت زناشویی، جنده مرزی. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
جَفره / جُفره = غار ، سوراخ در کوه. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
جَفره = غار. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
جوم ( Joom ) = حیات ، زندگی. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
زَروِه = پیر ، کهنسال. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )
زیمَن = پاداش، جایزه. ( # سفرنگ زند کهن به پهلوی – مارتین هاگ )