پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٣٩٢)

بازدید
٣٨,٧٥٦
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

لوت زفت:غذای خوب و فراوان ( ( صاحب خانه بخواهد مرد رفت روز فردا نک رسیدت لوت زفت ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 366 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

میانجی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " میانجی" می نویسد : ( ( میانجی، در پهلوی میانجیگ mayānjīg ، از دو پاره :"میان" و "جی" ( پساوند ) ساخته شده است . . ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ابو یقظان: دکتر محمد استعلامی در مورد واژه ی" ابو یقظان" می نویسد : ( ( به خروس ابو یقظان می گویند زیرا بیدار کننده ی خلق است . ) ) ( مثنوی مولوی ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

رقیب آفتاب :کسی که زمان طلوع آفتاب را می داند . رقیب ( مراقب ) ( ( ما خروسان چون مؤذن راست گوی هم رقیب آفتاب و وقت جوی ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

چند چند:چقدر زیاد است ( ( چند چند آخر دروغ و مکر تو خود نپرد جز دروغ از وکر تو ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 365 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصاب آمدن:دچار حادثه شدن و مردن ( ( گفت او بفروخت استر را شتاب گفت فردایش غلام آید مصاب ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

تن زن:اهمیت نده، ولش کن ، بی خیال باش، ( ( پس خروسش گفت تن زن غم مخور که خدا بدهد عوض زینت دگر ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ ا ...

پیشنهاد
١

چون گرو ربودن:مانند ربودن از رقیب ، همچون از دست رقیب ربودن ( ( در ربود آن را خروسی چون گرو گفت سگ کردی تو بر ما ظلم رو ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آثار زاد:پس مانده ی غذا ( ( خادمه سفره بیفشاند و فتاد پاره ای نان بیات آثار زاد ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 365 ...

پیشنهاد
٠

آرزو های فضول:افزون طلبی ها که معمولا در مردم مقتدر پدید می آید . ( ( آن غم آمد ز آرزوهای فضول که بدان خو کرده است آن صید غول ) ) ( مثنوی مولوی ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دست نارسان:دستی که توانایی مالی و دنیایی ندارد. ( ( فقر ازین رو فخر آمد جاودان که به تقوی ماند دست ِنارسان ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استع ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

آوردن: دکتر کزازی در مورد واژه ی "آوردن " می نویسد : ( ( آوردن در پهلوی آورتن āwurtan بوده است؛ ستاک فعل : "ور" یا "بر" ، همان است که در "بردن "نیز د ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

جز: دکتر کزازی در مورد واژه ی " جز" می نویسد : ( ( جز در پهلوی ریخت پیوسته و در هم فشرده ی دو واژه ی پهلوی است : یوت از yut az : یوت ستاکی است که در ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

خیره:بیهوده دکتر کزازی در مورد واژه ی " خیره" می نویسد : ( ( به معنی بیهوده است و در این معنی در شاهنامه کاربردی کهن و ویژگی ای سبکی. این واژه بر پای ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

مگر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " مگر" می نویسد : ( ( مگر در پهلوی واژه ای است آمیغی : مه - هگر ma - hagar ، ساخته شده از "مه" ( نه ) و " هگر " ( اگر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

اندک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " اندک " می نویسد : ( ( اندک در پهلوی با همین ریخت بکار می رفته است. واژه ی دیگر هم معنی با اندک در پهلوی اوزارک ōzār ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

نگریستن: دکتر کزازی در مورد واژه ی "نگریستن " می نویسد : ( ( نگریستن در پهلوی در ریخت نگریتن nigerītan بکار می رفته است. ) ) ( ( ز راه خرد بنگری ان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

آشغال کله : [اصطلاح کوچه بازر] احمق

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مر: دکتر کزازی در مورد واژه ی "مر " می نویسد : ( ( مر در شاهنامه کاربردی است کهن و ویژگی سبکی: این واژه همراه با " را " به کار برده می شود و آن را اس ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

دام: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دام" می نویسد : ( ( دام در پهلوی با همین ریخت به معنی جانور رام و اهلی بکار می رفته است . "دام " در پهلوی معنای فراگ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

دد: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دد" می نویسد : ( ( دددر پهلوی در ریخت دت dat به معنی جانور درنده بکار می رفته است ) ) ( ( پذیرندهٔ هوش و رای و خرد؛ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

هوش: دکتر کزازی در مورد واژه ی " هوش" می نویسد : ( ( هوش در پهلوی در ریخت اوشōš و اوشیه ōšīh بکار می رفته است. ) ) ( ( پذیرندهٔ هوش و رای و خرد؛ مر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

پذیرفتن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پذیرفتن" می نویسد : ( ( پذیرفتن در پهلوی در ریخت پتیرفتن patīriftan بکار می رفته است. ) ) ( ( پذیرندهٔ هوش و ر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

گفتار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گفتار" می نویسد : ( ( گفتاردر پهلوی به همین ریخت بکار می رفته است . ) ) ( ( سرش راست بر شد ، چو سرو بلند؛ به گفت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

بستن: دکتر کزازی در مورد واژه ی "بستن " می نویسد : ( ( بستن در پهلوی همین ریخت را داشته است . ) ) ( ( سرش راست بر شد ، چو سرو بلند؛ به گفتار ، خوب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

خوب: دکتر کزازی در مورد واژه ی "خوب " می نویسد : ( ( خوب در پهلوی hūp بوده است . ) ) ( ( سرش راست بر شد ، چو سرو بلند؛ به گفتار ، خوب و خرد کارْبند ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

سرو: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سرو" می نویسد : ( ( سرو را که در پهلوی با همین ریخت به کار می رفته است می توان با cypress در انگلیسی ، cyprēs در فرا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

راست: دکتر کزازی در مورد واژه ی " راست" می نویسد : ( ( راست را که در پهلوی با همین ریخت کاربرد داشته است می توان با ریخت های همتایش در زبان های دیگر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

کلید: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کلید" می نویسد : ( ( کلید در پهلوی در ریخت کیلل kilēl کار برد داشته است . هنوز در کردی کلیل که نزدیک به ریخت پهلوی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

مردم: دکتر کزازی در مورد واژه ی " مردم" می نویسد : ( ( مردم در پهلوی مرتوم martōm بوده است این واژه آمیغی است و از دو پاره مَرتْ mart و توهم tōhm در ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

قطران: ماده سیاه رنگی که از شیره درختان خاص به دست می آید و نیز ماده ای که از تقطیر زغال سنگ حاصل می شود. دکتر شفیعی کدکنی در مورد "قطران " می نویسد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم ذوق: هم طعم ، هم مزه ( ( عشق نبود درد را داروی ِ صبر آمیختن عشق چِبود؟ درد را هم ذوق درمان داشتن ) ) یعنی :عشق آن نیست که در برابر درد آن مجبور ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

تیز دندان: حریص ، طامع ( ( از پی تهذیب جان پیوسته بر خوان ِ بلا چاشنی گیران ِ جان را تیزْ دندان داشتن ) ) یعنی :یعنی بر سر سفره ی بلاها و آزمون ها ...

پیشنهاد
١

سرکه و سپندان: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "سرکه و سپندان " می نویسد : ( ( سپندان خَردَل است و دارای طبیعتی گرم است و مصلح آن سر که است . که نوع رایج آ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاهِلْ نمازی: سستی و کاهلی کردن در اوقات نماز یا بعضی نوافل آن ( ( تا کی از کاهِل نمازی ای حکیم رخنه جوی همچو دونان اعتقاد ِ اهل یونان داشتن ) ) ( ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

رباط باستانی : کنایه از این جهان و دنیای گذرا ( ( تا کی اندر پردهٔ غفلت ز راه رنگ و بوی این رباط باستانی را به بستان داشتن ) ) ( تازیانه های سلوک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

به چیزی داشتن: در شمار آوردن دکتر شفیعی کدکنی در مورد " به چیزی داشتن" می نویسد : ( ( به چیزی داشتن در زبان فارسی به معنی در شمار چیزی آوردن است " ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

دوران: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " دوران" می نویسد : ( ( از دَوَران عربی به معنی سیردر شکل دایره وار آن . حرکت افلاک در تصور قدما حالت دایره وار داشته ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلوا و حلوا:کنایه از رنج و شادی دکتر شفیعی کدکنی در مورد " بلوا و حلوا" می نویسد : ( ( بلوی از بلوی عربی به معنی مصیبت و در فارسی به معنی رنج و مشقت. ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مُصحَف در آب انداختن: کنایه از نابود کردن و زایل کردن دکتر شفیعی کدکنی در مورد " مُصحَف در آب انداختن" می نویسد : ( ( کتاب در آب انداختن کنایه از ناب ...

پیشنهاد
١

مُصحَف در آب انداختن: کنایه از نابود کردن و زایل کردن دکتر شفیعی کدکنی در مورد " مُصحَف در آب انداختن" می نویسد : ( ( کتاب در آب انداختن کنایه از ناب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

شست: دکتر شفیعی کدکنی در مورد "شست " می نویسد : ( ( چون به هنگام انداختن تیر، شست تیرانداز انگشت اصلی است و اگر کسی شست نداشته باشد نمی تواند تیر ان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

شرط : رسم و آیین ( ( شرط مردان نیست در دل عشق ِجانان داشتن پس دل اندر بند ِوصل و بند ِهجران داشتن ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

آکتیو فلاینگ ( Activeflying ) [اصطلاح پاراگلایدر]: پرواز موثر - حس دائمی فرامین - نگه داشتن مداوم فشار و حفظ

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ای. جی. ال : ( A. G. L ) [اصطلاح پاراگلایدر] بالاتر از سطح زمین.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

افنور : ( Afnor ) [اصطلاح پاراگلایدر] موسسه گواهی استاندارد گلایدر فرانسه.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایر مس ( Air mass ) [اصطلاح پاراگلایدر]: حجم همگن و یکپارچه هوا مانند پشت جبهه هوای سرد و یا جبهه گرم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ایر فویل ( Air foil ) [اصطلاح پاراگلایدر]: بال واره - سطح منحنی طراحی شده جهت ایجاد نیروی برا ( بالارونده ) در حین حرکت در هوا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ایربگ ( Air bag ) [اصطلاح پاراگلایدر]: کیسه هوای محافظ -

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آلتی متر ( Altimeter ) [اصطلاح پاراگلایدر]: ابزار اندازه گیری ارتفاع از سطح یک نقطه از پیش تعیین شده.