پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٣٩٢)

بازدید
٣٨,٧٥٣
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

گزاییدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گزاییدن" می نویسد : ( ( گزاییدن به معنی رنج دادن و گزند رسانیدن و آزردن از وزاستنwizāstan و وزودن wizudan در پهل ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

فرسودن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " فرسودن" می نویسد : ( ( فرسودن مصدری است پیشوندی که از فر ( پیشاوند ) و " سودن " ساخته شده است . ) ) ( ( نه گشت ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

گشت: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گشت" می نویسد : ( ( گشت در پهلوی در ریخت وشت wašt بکار می رفته است . بدان سان که گشتن وشتن waštan بوده است. ) ) ( ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دکتر کزازی در مورد واژه ی " تیمار" می نویسد : ( ( تیمار به معنی رنج و اندوه در همین ریخت در پهلوی بکار می رفته است. ) ) نامه ی باستان ص199.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

زمانه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " زمانه" می نویسد : ( ( زمانه در پهلوی در ریخت زمانگ zamānag بکار می رفته است. ) ) ( ( نه گشت زمانه بفرسایدش؛ نه آ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

صَدَّق :تصدیق و تأیید کردن . ( ( نوح وار ار صدقی زد در تو روح کو یم و کشتی و کو طوفان نوح ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 13 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

نص شناس:لفظا یعنی کسی که قرآن می فهمد ، و در بیت زیر آشنا به عالم معنا ( ( مجتهد هر گه که باشد نص شناس اندر آن صورت نیندیشد قیاس ) ) ( مثنوی مولوی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

تُتُق :پرده ، چادر و پرده ٔ بزرگ ، نقاب ، توز ( توری که به سر عروس انداخته می شود . ( ( می پرد چون آفتاب اندر افق با عروس صدق و صورت چون تتق ) ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

خفّت :سبک بالی ، نداشتن گرفتاری مادی ( ( هر گرانی و کسل خود از تنست جان ز خفّت جمله در پریدنست ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ او ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آتش مُستنجِم : ستاره ها و اجرام درخشنده ی آسمانی ( ( دود پیوسته هم از هیزم بود نه ز آتش های مُستنجِم بود ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلام ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

بی هیچ بُد:حتماً ، ناچاراً ( ( غفلت از تن بود چون تن روح شد بیند او اسرار را بی هیچ بُد ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

منطقه فرود : منطقه ایست مشخص که یگان هوابرد به وسیله فرود هواپیما و یا فرود یا چتر به همراه تجهیزات و سایر بارهای همراه در آنجا پیاده میشود، این منطق ...

پیشنهاد
٠

عملیات مشترک هوابرد : عبارت است از حمل و پیاده کردن نیروهای رزمی، پشتیبانی رزمی و پشتیبانی خدمات رزمی آنان از راه هوا به منطقه هدف جهت انجام مأموریته ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرکت هوائی : شامل نقل و انتقال یک نیرو، همراه با تجهیزات و وسایل آن که به وسیله هواپیما از یک نقطه به نقطه دیگر ترابری گردد اعم از اینکه عمل تخلیه به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

هجوم هوابرد : شامل تخلیه یک نیروی هوابرد است که به صورت فرود یا پیاده شدن از راه هوا در منطقه هدف انجام میشود.

پیشنهاد
١

پیاده شدن هوایی : دریافت نیروی هوابرد و آماده در منطقه هدف به صورتی که عمل تخلیه پس از شستن هواپیما انجام گیرد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیکه اندختن : متلک انداختن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

چنگ لوک:درمانده ، عضله ای که گرفته باشد ( ( خانهٔ تنگ و درون جان چنگ لوک کرد ویران تا کند قصر ملوک ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلیل آمدن:خیره و کُند شدن. ( ( گرچه گرمابه عریضست و طویل زان تبش تنگ آیدت جان و کلیل ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پخسیده :ذوب شده و از هم وارفته ( ( همچو گرمابه که تفسیده بود تنگ آیی جانت پخسیده شود ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

مُناخ:استراحت ( ( این زمین و آسمان بس فراخ سخت تنگ آمد به هنگام مُناخ ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 372 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

واطرب:ای شادی! چه شادیی! ( ( جفت او دیدش بگفتا وا حرب پس بلالش گفت نه نه واطرب ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 373 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی سُکُست:بدون قطع کردن ، و ایستادن ( ( این تانی از پی تعلیم تست که طلب آهسته باید بی سکست ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 13 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

بی سُکُست:بدون قطع کردن ، و ایستادن ( ( این تانی از پی تعلیم تست که طلب آهسته باید بی سکست ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 13 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

توبتو:لایه لایه ، در اینجا یعنی دسته دسته ( ( خالق عیسی بنتواند که او بی توقف مردم آرد تو بتو ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ او ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

عقل منتقد:عقل پرورده و پاک شده ، عقل همراه با تجربه ( ( او ببینی بو کند ما با خرد هم ببوییمش به عقل منتقد ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقل منتقد:عقل پرورده و پاک شده ، عقل همراه با تجربه ( ( او ببینی بو کند ما با خرد هم ببوییمش به عقل منتقد ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلا ...

پیشنهاد
١

به بازی داشتن:بازی پنداشتن دکتر کزازی در مورد " به بازی داشتن" می نویسد : ( ( به بازی داشتن : بازی پنداشتن . این کار برد : به . . . داشتن کاربردی است ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٥

بازی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بازی" می نویسد : ( ( بازی در پهلوی در ریخت واچیگ wāčīg و وازیگwāzīg بکار می رفته است. ) ) ( ( نخستین فطرت پسین شم ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " شمار" می نویسد : ( ( شمار در پهلوی در ریخت اُشمار ōšmār بوده است. که در اشمارگ ōšmārag ( =شماره ) بکار رفته است. ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

پسین : دکتر کزازی در مورد واژه ی " پسین " می نویسد : ( ( پسین در پهلوی در ریخت پسن pasēnبکار می رفته است ) ) ( ( نخستین فطرت پسین شمار تویی خویشتن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

چفس:بچسب ( ( نور آبی دان و هم در آب چفس چونک داری آب از آتش مترس ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 372 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

فتح باب:گشودن راه معرفت در دل سالک ( ( و آنک مردن پیش او شد فتح باب سارعوا آید مرورا در خطاب ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

از غِیَر:از روی غیرت ، غیرت های حاصل از محبت . از روی تعصب و هواداری ( ( زین نسق غمخوارگان بی خبر پند می دادند او را از غِیَر ) ) ( مثنوی مولوی ، ...

پیشنهاد
٠

غمخوارگان بی خبر:دوستانی که به نظر خودشان به مصلحت و نفع دوست خود او را پند می دهند ولی از واقعیت و سیر معنوی خبر ندارند. ( ( زین نسق غمخوارگان بی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

امتحان:قبول رنج کردن ( ( لا ابالی وار با تیغ و سنان می نمایی دار و گیر و امتحان ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 369 ) ...

پیشنهاد
١

پرده های لاابالی زدن:یعنی بی ملاحظه شدن . پرده در این ترکیب اصطلاح موسیقی است. ( ( چون شدی پیر و ضعیف و منحنی پرده های لا ابالی می زنی ) ) ( مثنو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

سخت زه:تیرانداز قوی و ماهر ( ( چون جوان بودی و زفت و سخت زه تو نمی رفتی سوی صف بی زره ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاه فحول:برترین مردان و دلیران ( ( خلق پرسیدند کای عم رسول ای هژبر صف شکن شاه فحول ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 36 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

نعمت بی کیف:نعمتی که قابل توصیف نیست ( ( باغ گفتم نعمت بی کیف را کاصل نعمتهاست و مجمع باغها ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

درد نذیر:دردی که آگاهی دهنده است و انسان را به معرفت حق می رساند. ( ( پیش مردان خدا کردی نفیر زین شکایت آن زن از درد ِنذیر ) ) ( مثنوی مولوی ، دف ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زوْتَر رو:گذرا تر و ناپایدار تر ( ( نُه مهم بارست و سه ماهم فرح نعمتم زوْتَر رو از قوس قزح ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 13 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمرْ وَر:زنده ، دارای عمر ( ( آن زنی هر سال زاییدی پسر بیش از شش مه نبودی عمرور ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 368 ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

بازگشت عاریت:بازگشت موقت و ناپایدار ( ( این فناجا چون جهان بود نیست بازگشت عاریت بس سود نیست ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دفع پنداشتن: خیال کردن مبنی بر از سر باز کردن . دفع پندارید : فکر کرد دارم او را از سر باز می کنم. ( ( گفتمش این علم نه درخورد تست دفع پندارید گفتم ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

بر سر کسی زدن:او را تحقیر کردن ، مرمرا در سر مزن یعنی مرا تحقیر مکن ( ( باز زاری کرد کای نیکوخصال مر مرا در سر مزن در رو ممال ) ) ( مثنوی مولوی ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

از دانش مُقِل:کم دانش ( ( عاقل اول بیند آخر را بدل اندر آخر بیند از دانش مُقِل ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 367 ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دو تو:دو برابر ، مضاعف ( ( بر مسلمانان زیان انداز تو کیسه و همیانها را کن دوتو ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 367 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

عوض تنیدن:به عوض چیزی اندیشیدن . تنیدن به معنی بافتن و ساختن . ( ( صد متاع خوب عرضه می کنند واندرون دل عوضها می تنند ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

قضا گردان:صدقه ، چیزی که قضای بد را از آدمی دور کند. ( ( مرگ اسپ و استر و مرگ غلام بد قضا گردان این مغرور خام ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد ا ...