/totogh/ تیغ خورشید - نمایان شدن ۳به بیرون ریختن به مازنی
خیمه، خیمه گاه، سراپرده، چادر، چادربزرگ، آسمان
خیمه
سراپرده
تاژ
زان از بگه دف می زنم زیرا عروسی می کنم
آتش زنم اندر تتق تا چند ستاری کنم
زین آسمان چون تتق من گوشه گیرم چون افق
ذوالعرش را گردم قنق بر ملک جباری کنم
مولانا
ناگاه آفتاب رخت تیغ برکشید
پس تیغ تیز در تتق مشک ناب بست
با نظر جناب باقری موافقم
زندگی از گونه هایش تُتُق می کشد.
از کتاب سلوک محمود دولت آبادی
با نظر جناب باقری موافقم. تتق یک کلمه ی ترکی هست که هنوز هم به وفور مستعمله. توتوق یا توتوخ: چیزی و جایی که کاملا پوشیده شده باشه، مثل سوراخی که کاملا منافذش پوشیده شده باشه.
برای برخی از حالت های پوشاندن هم از مصدر همین صفت که توتماخ هست استفاده میشه، مثلا جمله ی "چادرانان اوزون توتدی" یعنی با چادر روی خودش رو پوشوند.
... [مشاهده متن کامل]
برای مسیر یا تونل بسته شده هم از این صفت استفاده میشه. توتوق یول: راه بسته شده، توتوق تونل: تونل مسدود شده و. . .
حتی برای هوای ابری و حالت روحی گرفته و خفقانی هم این کلمه استعمال میشه، توتوق هاوا: هوای گرفته و ابری، توتوق اورک: دل تنگ و حال گرفته
( نیما یوشیج )
خیمه ها ز اطلس و مخمل برپاست
روشنایی چو کشیده است تتق
تُتُق :پرده ، چادر و پرده ٔ بزرگ ، نقاب ، توز ( توری که به سر عروس انداخته می شود .
( ( می پرد چون آفتاب اندر افق
با عروس صدق و صورت چون تتق ) )
( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 375 )
... [مشاهده متن کامل]
تتق یک واژه ی ترکی است . با آنکه بعضی گفته اند ترکی نیست . ما امروزه در زبان ترکی واژه ی تتق را همچنان به کار می بریم . تتق در ترکی به معنی پوشیده ، سرپوشیده . محفظه ای که راه ورودی نداشته باشد . همچنان به محفظه یا مکانی گفته می شود که راه ورودی آن بسته باشد . تتق در ترکی از مصدر "توتولماق" گرفته شده به معنی مسدود شدن و بسته شدن . احتمالا به چادری که تتق گفته می شده کاملا در و پنجره ی آن بسته بوده و امکان دیدن داخل چادر از بیرون وجود نداشته است . و همچنین به این خاطر به پرده تتق گفته می شده است که حایلی بوده جهت بستن راه نظر و نگاه و تماشا . امروزه در ترکی به پرده زدن همچنان" پرده دوتماق" گفته می شود .
دکتر محمودی عابدی در مقاله ای تحت عنوان کلمات ترکی مغولی در کلیات شمس می نویسد:تتوق :نقاب تور نازکی که در حجره بر روی عروس می کشیدند ، خیمه سراپرده بس کن و اندر تتق عشق رو /دلبر خوب است و هزاران حسود