پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠٢)
بیندر : [اصطلاح راه سازی] بیندر بتن آسفالتی می باشد که با سنگ شکسته از مصالح رودخانه ای یا کوهی تهیه می شود و مصالح سنگی آن دارای دانه بندی 25 - 0 می ...
توپکا : [اصطلاح راه سازی] بتن آسفالتی است که از مصالح رودخانه ای یا مصالح سنگ کوهی تهیه می شود و مصالح سنگی آن دارای دانه بندی 19 - 0 میلی متر می باش ...
آسفالت گرم : [اصطلاح راه سازی] عبارت است از مخلوطهای مصالح سنگی با قیر خالص که در کارخانه آسفالت با درجه حرارت معین طبق مشخصات تهیه و با توجه به فاصل ...
آسفالت رودمیکس : [اصطلاح راه سازی] از اختلاط مصالح سنگی با قیر مایع در سطح آماده شده را بدون گرم کردن مصالح سنگی ساخته می شود از مزایای این نوع مخلوط ...
زهکشی و درواسیون : [اصطلاح راه سازی] نفوذ آب به لایه های زیر سازی موجب تخریب راه می گردد بنابراین همواره تلاش می شود تا از نفوذ آبهای سطحی به زیرسازی ...
چشم گربه ای : [اصطلاح راه سازی] همانگونه که خط کشی در هنگام روز و شب راننده را در مسیر حرکت راهنمایی نموده و به او در انتخاب خط مسیر ایمن کمک می کند، ...
نیوجرسی: [اصطلاح راه سازی] نوعی جدا کننده بتنی می باشد که در ارتفاع مختلف از قبیل یک یا دو متری ساخته می شود که در بزرگراه ها جهت جلوگیری از دور زدنه ...
گاردریل : [اصطلاح راه سازی] نوعی جدا کننده که از جنس ورق گالوانیزه برای حفاظ در راهها استفاده می شود که در اتوبانها، نقاط پرتگاه، گردنه ها و قوسها نص ...
حریم راه : [اصطلاح راه سازی] با توجه به نوع راهی که طراحی و احداث گردد حریم در نظر گرفته می شود. منظور از حریم مقدار زمینی است که از دو طرف راه برای ...
تک کت : [اصطلاح راه سازی] پخش یک لایه بسیار نازک امولسیون قیر روی سطح آسفالتی یا بتنی به منظور آغشته نمودن سطوح مزبور و ایجاد و چسبندگی با قشر آسفالت ...
لکه گیری : [اصطلاح راه سازی] هر گاه در راهها بر اثر فشار ترافیکی و خرابی جسم راه آسفالت سطح راه خراب شده و با به شکل موزائیکی درآمده باشد بوسله دستگا ...
پریمکت : [اصطلاح راه سازی] اندود نفوذی به منظور آماده نمودن سطح راه شنی جهت بخش قشر آسفالت انجام می گردد قیر پریمکت که در سطح راه شنی پخش می گردد در ...
برم : [اصطلاح راه سازی] ایجاد پله در ترانشه هایی که معمولا از 8 متر بیشتر باشند برای جلوگیری از افتادن سنگ در مسیر راه و همچنین پایداری بیشتر شیب خاک ...
سیل کت : [اصطلاح راه سازی] به نوعی آسفالت حفاظتی با ضخامت کم اطلاق می گردد که به منظور بهبود راه آسفالته ( اعم از آسفالت گرم یا آسفالت سطحی یا انواع ...
استرپینگ : [اصطلاح راه سازی] برداشت خاکهای نباتی ( راهسازی )
واریانت : [اصطلاح راه سازی] تغییر نقشه مسیر راه به علل مختلف .
باربکان : لوله هایی که جهت زه کشی آب در کوله و دستک پلها ( یا هر جای دیگر ) مورد استفاده قرار می گیرند ( در هنگام بتن ریزی نصب می شوند. )
کوله : [اصطلاح راه سازی] به دیوار پل می گویند.
پیکور : [اصطلاح راه سازی] چکش هیدرولیکی ( که به جای پاکت بیل مکانیکی نصب می شه )
پاکت : [اصطلاح راه سازی] به جام بیل مکانیکی یا لودر می گویند.
آور سایز : [اصطلاح راه سازی] خارج از رنج بودن ( بزرگتر بودن ) اندازه مصالح سنگی در منحنی دانه بندی.
بستر روسازی ( سابگرید ) : [اصطلاح راه سازی] به سطح زیر روسازی راه می گویند. ( روسازی شامل ساب بیس بیس آسفالت است ) .
VSS : [اصطلاح راه سازی] آزمایش سنجش ظرفیت باربری راکفیل. ( در راکفیل به خاطر وجود دانه های سنگی امکان استفاده از آزمایش تراکم - کمپکشن – وجود ندارد ب ...
راکفیل ( سنگریزی ) : [اصطلاح راه سازی] خاکریزی که حداقل بیش از 30% مخلوط سنگی با دانه های بزرگتر از 6 اینچ داشته و می توان در لایه های 30 تا 60 cm اس ...
دور ( با تلفظ dever ) [اصطلاح راه سازی] : شیب عرضی راه دور : [ DOWR] بار ، دفعه ، نوبت ( ( یک شاخه ی خشک درخت را از روی زمین برداشت ، دو قدم به طرف ن ...
بیه : [اصطلاح راه سازی] زاویه انحراف آکس یک پل نسبت به عمود بر جاده
ژوئن : [اصطلاح راه سازی] همان درز انبساط.
تنقیه : [اصطلاح راه سازی] تمیز کردن و باز کردن و برداشتن گل و لای از پل موجود
بانکت :[اصطلاح راه سازی] ایجاد پله در کف خاکریزهای ناهموار
دراواسیون : [اصطلاح راه سازی] بازگشایی مسیر جریان آب در ورودی یا خروجی یک پل
ژول :اصطلاح ژول برگرفته از یک دانشمند انگلیسی به نام جیمز پرس کات ژول است. وی کشف کرد که حرارت یک نوع انرژی میباشد. یک ژول مقدار انرژی است که برای بل ...
پوکه: [ اصطلاح شکار] بدنه اصلی فشنگ که هم محل قرار گرفتن باروت است و هم در هنگام شلیک محل انفجار آن است، از نظر ایمنی، نقش پوکه از این نظر مهم است که ...
پنج تیر پران: [ اصطلاح شکار] نوعی تفنگ نیمه خودکار ( ساچمه زن ) که پس از شلیک هر تیر پوکه آنرا به بیرون پرتاب و تفنگ را برای شلیک تیر بعد آماده می کند
شکارکش: [ اصطلاح شکار] شکارچی بی اصول. کسی که هدفش کشتن شمار هرچه بیشتری از جانوران است.
آمپایه کردن: [ اصطلاح شکار] خشک کردن یا تاکسیدرمی جانور.
سخت دان: [ اصطلاح شکار] قسمت صخره ای کوه
شکار جَرگه: [ اصطلاح شکار] شکاری که در آن عده زیادی جانوران را به سمت شکارچی می رانند.
رد زدن: پیدا کردن مسیر حرکت شکار از روی جای پا و دیگر نشانه های آن.
دِکو یا دیکوی: [ اصطلاح شکار] مجسمه پرندگان که برای فریب و شکار پرندگان بکار می رود.
دفک: [ اصطلاح شکار] یا پرده ( در فارس ) که شکارچی پشت آن به سوی شکار می رفت.
دزده کشی: [ اصطلاح شکار] دور زدن شکار و سر در آوردن از جایی که انتظار ندارد.
دست حاکم: [ اصطلاح شکار] دستی که شکارچی با آن ماشه را می چکاند.
چوک: [ اصطلاح شکار] تنگ بودن انتهای لوله تفنگ ساچه زنی.
خَف کردن: [ اصطلاح شکار] حالت سگی که شکار را می بیند ولی در جای خود می ماند و به آن نگاه می کند.
چشم حاکم: [ اصطلاح شکار] چشمی که شکارچی با آن نشانه می رود.
تیری شدن: [ اصطلاح شکار] حالت جانوری که پیش تر شاهد تیراندازی بوده و از شکارچی می ترسد.
چارپاره: [ اصطلاح شکار] فشنگ با ساچمه های بزرگ
تیر پس تیر: [ اصطلاح شکار] شلیک دو تیر پشت سر هم، اولی برای پراندن پرندگان و دومی برای زدن.
تیپچه: [ اصطلاح شکار] وسیله ای که برای کرک گیری با آن صدا درمی آورند.
وِد: [ اصطلاح شکار] قطعه نمدی یا پلاستیک که درون فشنگ بین باروت و ساچمه ها قرار می دهند.