پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠٢)
گرم شدن:خوشحال شدن ( ( گرم شو از مهر و ز کین سرد باش چون مه و خورشید جوانمرد باش ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 305 . )
درمان دهی کردن:درمان دهنده بودن ، مدارا کردن. ( ( درد ستانی کن و درماندهی تات رسانند به فرماندهی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...
خورشید سواران:کسانی که خورشید بر آنها سوار می شود ، کارگران و برزگر ان که در برابر خورشید کار می کنند . ( ( سایه خورشید سواران طلب رنج خود و راحت ی ...
سایه طلبیدن:راحت دیگران را طلبیدن ( ( سایه خورشید سواران طلب رنج خود و راحت یاران طلب ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 204 ...
مس کسی را به زر اندودن:کسی را از درجه ی پست به درجه ی بالا رسانیدن ( ( من که مسم را به زر اندوده اند میکنم آنها که نفرموده اند ) ) ( شرح مخزن الاس ...
انگشت بدندان گزیدن:کنایه از پشیمانی است ( ( زین ستم انگشت به دندان گزید گفت ستم بین که به مرغان رسید ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجان ...
در یکدیگر تنگ آمدن:خیلی به هم نزدیک بودن. ( ( تنگ دو مرغ آمده در یکدیگر وز دل شه قافیه شان تنگتر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...
اندر آویختن با روان:گرامی داشتن روان و تلاش در پاسداری از آن. ( ( چو آمد به هنگام خون ریختن به شیرین روان اندر آویختن ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ا ...
خرم نهان: در بیت زیر کنایه ی ایماست از نیکو نهاد . ( ( خورش خانهٔ پادشاه جهان گرفت آن دو بیدار خرّم نهان ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ...
روزبان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " روزبان" می نویسد : ( ( روزبان در پهلوی در ریخت روچپان rōčpān می توانسته است بود . به معنی پاسبان و گماشته ی دیوان ...
خرم: در پهلوی هرم huram بوده است . ( ( خورش خانهٔ پادشاه جهان گرفت آن دو بیدار خرّم نهان ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1 ...
اندازه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " اندازه" می نویسد : ( ( اندازه در پهلوی در ریخت هنداچک handāčag بکار می رفته است. بر آمده از مصدر هنداختن handāxta ...
انداختن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " انداختن" می نویسد : ( ( انداختن در معنی در پیش نهادن و پیشنهاد کردن است و همان است که واژه ی تازی " طرح " ، در پ ...
آوری: دکتر کزازی در مورد واژه ی " آوری" می نویسد : ( ( آوری، به معنی بی گمان، هر آیینه و بی یقین است و در بیت زیر در شاهنامه، چونان قید، به کار برده ...
بی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بی" می نویسد : ( ( پیشاوند بی در دری کهن در ریخت " ابی " نیز به کار می رفته است. ) ) ( ( ز بیدادگر شاه و ز لشکرش وز ...
بیداد: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بیداد" می نویسد : ( ( بیداد در پهلوی در ریخت اپدات apē - dāt بکار می رفته است؛پیشاوند بی در دری کهن در ریخت " ابی ...
: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گرمانک " می نویسد : ( ( گرمانک و اَرمانک نام دو مرد بزرگوار و نژاده و مردم دوست است که در نهان به ستیزه و رویارویی با ب ...
اَرمانک: دکتر کزازی در مورد واژه ی "اَرمانک " می نویسد : ( ( اَرمانک و گرمانک نام دو مرد بزرگوار و نژاده و مردم دوست است که در نهان به ستیزه و رویارو ...
حشره ای وجود دارد که وقتی به جان حیوانات مثل گاو و خر و گوسفند در حال چرا می افتد، باعث فرار افسار گسیخته ی این حیوانات شده و گله را به هم می ریزد . ...
زنبور : در قدیم مور به معنای حشره بوده مورچه یعنی حشره ی کوچک ، این کلمه در انگلیسی بیر ( beer و bee ) به معنای زنبور و در ترکی بیره به معنای کَک تغی ...
عیسی جان:کنایه از روح است ، سعدی هم عیسی را به معنی روح به کار برده است. همی میردت عیسی . . . ( ( مرغ دل و عیسی جان هم توئی چون تو کسی گر بود آنهم ...
آینه سحر:آینه سحر کنایه از خورشید ( ( آینه دار از پی آن شد سحر تا تو رخ خویش ببینی مگر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 298 ...
سینه گشایی:سعه ی صدر داشتن ، خوشحالی و فخر ( ( ملک بدین کار کیائی تراست سینه کن این سینه گشائی تراست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجا ...
آن سوی عالم:ماوراء الطبیعیه، عالم معنی ( ( زانسوی عالم که دگر راه نیست جز من و تو هیچکس آگاه نیست ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...
فرش کهن پوده:فرش کهنه ی پوسیده ، کنایه از جهان خاکی. ( ( باز هل این فرش کهن پوده را طرح کن این دامن آلوده را ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ب ...
باز هل:ترک کن ، رها کن ( ( باز هل این فرش کهن پوده را طرح کن این دامن آلوده را ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 297 . )
هِل: ( امر از مصدر هشتن ) ترک کن ، رها کن ( ( باز هل این فرش کهن پوده را طرح کن این دامن آلوده را ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...
زبان تهی بودن:جوابگو نبودن ( ( تا بود آنروز که باشد بهی گردنت آزاد و دهانت تهی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 296 . )
گردن آزاد بودن:حق کسی را به گردن نداشتن. ( ( تا بود آنروز که باشد بهی گردنت آزاد و دهانت تهی ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲ ...
مهره ی بازو:مهره هایی که به بازو می بستند برای زینت یا برای دفع چشم زخم. ( ( سنگ زمی سنگ ترازو مکن مهره گل مهره بازو مکن ) ) ( شرح مخزن الاسرار ن ...
بی سنگ ماندن ترازو:از کار ماندن ترازو ( ( مانده ترازوی تو بی سنگ و در کیل تهی گشته و پیمانه پر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷ ...
کیل زنان:در حال پیمودن ( ( کیل زنان سال و مهت بوده گیر این مه و این سال بپیموده گیر ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 296 . ...
بادسنج:باد سنجنده ، کنایه از انسان به اعتبار اینکه ششها را که مانند پیمانه هستند از هوا پر و خالی می کند. ( ( جمله نفسهای تو ای باد سنج کیل زیانست ...
فیض کرم:جود سرریز ، کرم نامتناهی ( ( فیض کرم را سخنم درگرفت بار من افکند و مرا برگرفت ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 296 ...
گذشتن:تجاوز و تخطی کردن ( ( گرچه ز فرمان تو بگذشته ام رد مکنم کز همه رد گشته ام ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 295 . )
رأی صواب:نظر روشن ( ( دادگری دید به رأی صواب صورت بیدادگری را به خواب ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 295 . )
قاچاق یا قاچاقی از مصدر قاچماق به معنی دویدن و فرار کردن گرفته شده و در اصلاح ترکی "به معنی عبور دان چیزی از جایی به شکل مخفی و با عجله و سریع به علت ...
اَرْنواز: دکتر کزازی در مورد واژه ی " اَرْنواز" می نویسد : ( ( اَرْنواز در پهلوی در ریخت ارنوگ arinawag بکار می رفته است . در اوستایی اَرِنه واچی بود ...
شهرناز: دکتر کزازی در مورد واژه ی " شهرناز" می نویسد : ( ( شهرناز در پهلوی سنگهوک sanghawag، در اوستایی سَنْگْهه واچی است. پاره ی دوم این نام واچی، ه ...
افسر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " افسر" می نویسد : ( ( افسر در پهلوی در ریخت اپسر apesar بکار می رفته است . بخش دوم واژه "سر" است و " اف "در آن، پیشا ...
بانو: در پهلوی بانوگ bānūg بوده است . ( ( که جمشید را هر دو دختر بدند سر بانوان را چو افسر بدند ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...
پاکیزه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پاکیزه" می نویسد : ( ( پاکیزه در پهلوی در ریخت پاکیزک pākīzag بکار می رفته است . از پاک / ایزه ( = پساوند ساخته ش ...
جادویی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " جادویی" می نویسد : ( ( جادویی در پهلوی در ریخت یاتوگیه yatūgīh بکار می رفته است . اسمی است که از جادو ساخته شده ا ...
جو گندم نمای بودن:باطن بد و ظاهر خوب داشتن ( ( چون جو و گندم شده خاک آزمای در غم تو ای جو گندم نمای ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی ...
جو دانه یافتن:سفید شدن ، جو دانه : نوعی کافور ( ( گندم گون گشته ادیمش چو کاه یافته جودانه چو کیمخت ماه ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنج ...
بی سرو پا بودن :اجسام گرد و کروی در ادبیات فارسی به بی سر و پایی شهرت دارند مانند گوی ، زیرا جسم کروی شکل زائده هایی ندارند که بتوان از آن به دست و پ ...
گرمی گندم:در پزشکی گندم را " گرم از درجه ی اول " می دانستند . ( ( گرمی گندم جگرش تافته چون دل گندم بدو بشکافته ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر ...
قبله هر دیده:مورد توجه چشم ها ، یعنی حضرت آدم ( ( بر در آن قبله هر دیده ای سهو شده سجده شوریده ای ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ...
سر بر زمین آمدن:کنایه از سجده کردن فرشتگان آدم را. ( مرغ هنگام دانه چیدن سر بر زمین فرود می آورد. ) ( ( زو شده مرغان فلک دانه چین زان همه را آمده س ...
مرغان فلک:کنایه از فرشتگان ( ( زو شده مرغان فلک دانه چین زان همه را آمده سر بر زمین ) ) ( شرح مخزن الاسرار نظامی، دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲، ص 289 . ...