پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠٢)
نماد گاو در شاهنامه گاورنگ: دکتر کزازی در ذیل واژه ی " گاوْرنگ" می نویسد : ( ( گاوْرنگ به معنی گاوْ مانند و گاو سار است:گرزه ی فریدون به ریخت سر گاو ...
گاورنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گاوْرنگ" می نویسد : ( ( گاوْرنگ به معنی گاوْ مانند و گاو سار است:گرزه ی فریدون به ریخت سر گاو ساخته شده بوده است. ...
سیستم علائمی L. C ( سیستم کنترل محلی ) : [اصطلاح راه آهن] این سیستم علائمی فقط قادر به کنترل محدوده ایستگاه می باشد و هر ایستگاه به طور مجزا توسط مام ...
سیستم علائمی R. C ( سیستم کنترل از راه دور ) : [اصطلاح راه آهن] یک سیستم کنترل از راه دور محلی است و درآن یک مرکز کنترل توانایی کنترل ترافیک از راه د ...
فورگن : [اصطلاح راه آهن] واگن انتهای قطارهای باری که محل استقرار رئیس قطار، ترمزبان و علامت انتهای قطار می باشد.
سیستم علائمی C. T. C ( سیستم کنترل مرکزی ترافیک ) : [اصطلاح راه آهن] سیستمی است که در بخش، مرکب از یک مرکز کنترل و تعدادی ایستگاه تابعه می باشد و مرک ...
درزین : [اصطلاح راه آهن] نوعی وسیله نقلیه ریلی در اندازه تقریبی مینی بوس که به منظور تردد خاص مامورین راه آهن بکار گرفته می شود.
گالری : [اصطلاح راه آهن] دالانی بتونی یا فلزی به شکل مقطع تونل که به منظور عبور ایمن قطار از مناطق صعب العبور ( خطر ریزش بهمن، منطقه برف گیر، و . . . ...
بازسازی خط : عبارت است از تعویض خط و متعلقات مربوطه در محدوده مشخصی از مسیر.
تعمیر جاری : [اصطلاح راه آهن] بازدید، تعمیر و سرویسی است که به طور معمول روزانه و یا در صورت خرابی وسایل در مبادی حرکت روی وسیله نقلیه ریلی صورت می پ ...
تعمیر نیمه اساسی : [اصطلاح راه آهن] بازدید و تعمیراتی است که پس اززمان یا کیلومتراژ معینی بر روی قسمتهای مشخصی از وسیله نقلیه ریلی انجام می شود.
بهسازی خط : [اصطلاح راه آهن] عبارت است از ترمیم و رفع نواقص خط آهن، که می تواند در زمینه زیرسازی یا روسازی و یا هردو آنها صورت پذیرد.
در گردش : [اصطلاح راه آهن] منظور مجموع وسایل نقلیه ریلی در سرویس و منتظر سرویس و تحت تعمیر کوتاه مدت می باشد.
تعمیر اساسی : [اصطلاح راه آهن] تعمیراتی است که پس از زمان مشخص یا کیلومتراژ معینی براساس استانداردهای کارخانه سازنده روی وسیله نقلیه ریلی انجام می شو ...
تعمیر ویژه : [اصطلاح راه آهن] تعمیراتی است که خارج از برنامه زمان بندی شده به طور اضطراری روی وسیله نقلیه ریلی صورت
لکوموتیو اصلی : [اصطلاح راه آهن] لکوموتیوهایی که برای حمل بار و مسافر استفاده می شود.
لکوموتیو مانوری : [اصطلاح راه آهن] لکوموتیوهایی که برای جابجایی واگن در ایستگاهها، آرایش قطار، و . . . استفاده می شود.
در سرویس : [اصطلاح راه آهن] منظور آن دسته از وسایل نقلیه ریلی می باشد که عملا در حال کار می باشند.
خطوط اصلی [اصطلاح راه آهن] : عبارت است از خطی که مسقیما در امتداد خط بین دو ایستگاه طرفین واقع شده باشد.
خطوط فرعی [اصطلاح راه آهن] : سایر خطوط، خطوط فرعی نامیده می شود که عبارتند از خطوط مانور، خطوط انشعاب، خطوط صنعتی تجاری، خطوط تاسیساتی، خطوط انبار، خ ...
نرخ مسافر : [اصطلاح راه آهن] بهای جابجایی یک نفر در یک کیلومتر.
لکوموتیو معادل : [اصطلاح راه آهن] جمع نیروی کشش لکوموتیوهای اصلی به نیروی کشش یک لکوموتیو با نیروی کشش ۱۸ تن.
خطوط آهن [اصطلاح راه آهن] : شامل خطوط اصلی و خطوط فرعی است.
نرخ توشه : [اصطلاح راه آهن] بهای حمل یک تن کیلومتر توشه.
نرخ بار : [اصطلاح راه آهن] بهای حمل یک تن کیلومتر بار.
توشه : [اصطلاح راه آهن] بخشی از بار مسافر که در واگن مخصوص حمل توشه حمل می گردد، توشه نامیده می شود. مسافر قطار می تواند وسایلی از قبیل کیف دستی، بست ...
هزینه های سایر منابع مالی : [اصطلاح راه آهن] هزینه های جاری که منبع تامین اعتبار آنها بودجه عمرانی است.
مناطق : [اصطلاح راه آهن] شبکه راه آهن از نظر مدیریت، تعمیر و نگهداری خطوط و وسائط نقلیه ریلی، بهره برداری و . . . به ۱۸ منطقه تقسیم شده است. حدود این ...
هزینه های دیون : [اصطلاح راه آهن] بازپرداخت بدهی سالهای قبل در سال جاری.
هزینه های استهلاک : [اصطلاح راه آهن] هزینه بابت استهلاک امکانات، تجهیزات و . . .
هزینه های اداری : [اصطلاح راه آهن] هزینه های پشتیبانی و خدمات.
هزینه های بازرگانی : [اصطلاح راه آهن] هزینه های توزیع و فروش کالا و خدمات.
هزینه های سرمایه ای : [اصطلاح راه آهن] هزینه های تعمیرات اساسی و ایجاد ظرفیت های جدید.
درآمد باروارده و صادره : [اصطلاح راه آهن] درآمد بارهایی که از یک مرز وارد یا خارج شده اند
درآمد ترانزیت : درآمدحمل بارهایی که از یک مرز وارد و از مرز دیگر خارج شده اند.
هزینه های عملیاتی : [اصطلاح راه آهن] هزینه های تولید کالا و خدمات.
واحد حمل ( واحد ترافیک ) : [اصطلاح راه آهن] مجموع تن کیلومتر و نفرکیلومتر.
درآمد حمل بار : [اصطلاح راه آهن] جمع کل درآمد حمل بار پس از کسر تخفیفات و امتیازات می باشد.
تن کیلومتر خالص قطار : [اصطلاح راه آهن] وزن بار خالص هر قطار در مسافت پیموده شده همان قطار.
تن کیلومتر ناخالص قطار : [اصطلاح راه آهن] وزن بار ناخالص هر قطار در مسافت پیموده شده همان قطار.
نفر کیلومتر : [اصطلاح راه آهن] مسافرت یک نفر در یک کیلومتر.
بار ترانزیت : [اصطلاح راه آهن] بار خارجی که صرفا از داخل کشور عبور می کند.
بار وارده : [اصطلاح راه آهن] کلیه بارهایی که از مرزهای کشور به داخل جابجا شده است.
بار صادره : [اصطلاح راه آهن] کلیه بارهایی که ازداخل تا مرزهای کشور جابجا شده اند.
وزن بار ناخالص قطار : [اصطلاح راه آهن] مجموع اوزان واگنهای خالی و بار حقیقی یا محسوب بارگیری شده واگنها در یک قطار.
وزن بار خالص قطار : [اصطلاح راه آهن] مجموع اوزان بار خالص حمل شده در یک قطار.
وزن بار ناخالص واگن : وزن حقیقی بار بعلاوه وزن واگن.
تن کیلومتر : [اصطلاح راه آهن] حمل یک تن بار در یک کیلومتر.
وزن بار خالص واگن : [اصطلاح راه آهن] وزن حقیقی بار بدون احتساب وزن واگن.
قطار : [اصطلاح راه آهن] مجموع لکوموتیو و چند واگن که متصل به هم در یک مسیر مشخص حرکت می کند.