پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٩)
ناردان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ناردان" می نویسد : ( ( ناردان دانه انار است که در پندار شناسی سخن پارسی دهان و لبان در خردی و گردی و سرخی بدان ما ...
ساج: دکتر کزازی در مورد واژه ی "ساج " می نویسد : ( ( ساج درختی است بلند و به اندام که چوبی سخت و گرانبها دارد. این واژه در بنیاد هندی است. در بیت زیر ...
نار کوتاه شده انار است که در پهلوی با همین ریخت به کار می رفته است. امروز ما آذری زبان ها در زبان ترکی به انار همچنان نار می گوییم.
گُساریدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گساریدن" می نویسد : ( ( او گساریدن مصدری است دو رویه که هم کاربرد گذرا دارد و هم کاربرد ناگذرا؛ در بیت زیر در ک ...
در زبان ترکی به علوفه و علف که به خورد حیوانات داده می شود یئم گفته می شود. این واژه در ترکی استانبولی به غذا و خوراک انسان گفته می شود yeyim ( یئیم ...
واژه ی خوش شانس از این جهت با واژه ی lucky انگلیسی ارتباط معنایی دارد که لاکی در زبان فارسی به معنی " به رنگ قرمز ، سرخ رنگ ، برنگ خون، لاکی است . مر ...
واژه ی hello تقریبا معادل حال فارسی و با آن همریشه می باشد وقتی به کسی می گوییم hello در اصل از او می پرسیم حال شما چطور است؟ واژه حال یک واژه پارسی ...
شبیخون رفتن : حمله بردن شب . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 502 ) .
شتاب کاری : تعجیل. مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 504 ) .
شرایط خدمت : قرار های خدمت . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 104 ) .
شبهت آوردن : شک کردن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 280 ) .
شبیخون آوردن : حمله بردن شب . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 202 ) . شبیخون آوردن ؛ تاختن آوردن به شب بر سر کسی : چون دردتو بر دلم ...
شدت و رخا : سختی و سستی . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 215 ) .
شراب ارغوانی : باده ی آتشگون . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 200 ) .
شجره ی طیبه : دخت پاک . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 548 ) .
شحم و لحم : پیه و گوشت . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 380 ) .
شداد غلاظ : درشتخویان سختگیر . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 391 ) .
شروع پیوستن : آغاز کردن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 24 ) .
شروع رفتن : آغاز شدن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 179 ) .
شرف یافتن : عزت حاصل کردن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 90 ) .
شرم و آزرم : حیا و انصاف . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 229 ) .
شرف بخشیدن : بزرگی بخشیدن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 27 ) .
شرف داشتن : بزرگوار بودن. مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 274 ) .
شرف مثول : علو مرتبه ی ایستادن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 475 ) .
شرفات ایوان : کنگره های ایوان . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 80 ) .
شرعاً و رسماً : شرعی یا رسمی . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 452 ) .
شرع ورزی : آیین مندی . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 337 ) .
شرط بودن : قرار بودن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 229 ) .
شرط وفا : قرار وفا . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 100 ) .
شرح احوال : بیان حال ها . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 307 ) .
شرح حال : بیان حال . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 117 ) .
شعله بر آوردن : بانه کشیدن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 228 ) .
شعله چراغ : زبانه ی چراغ . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 37 ) .
شعله ی آتش : تابش آتش . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 200 ) .
شعبده ی حیل : تردستی حیله ها . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 169 ) .
شعر آسمان گون : بافته ی آسمانی . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 223 ) .
شعر دلاویز : شعر مطبوع . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 153 ) .
شعاع روز : نور روز . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 42 ) .
شعاع آفتاب : نور خورشید . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 183 ) .
شطرنج باختن : شطرنج بازی کردن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 404 ) .
شعار پادشایی : پوشش سلطنت . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 74 ) .
شعار دیانت : پوشش دینداری . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 50 ) .
شش گوشه ی جهت : جهات ستّه . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 38 ) .
ششدره : تنگنا . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 44 ) .
شریفترین : بزرگوارترین . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 44 ) .
شریعت ورزی : متدین بودن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 178 ) .
شریف تر : بزرگوار تر . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 190 ) .
شریعت ایمان : آیین مؤمنی . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 148 ) .
شریعت کرم : آیین بزرگواری . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 118 ) .
شریعت مروت : آیین مردانگی . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 209 ) .