پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٩)
شواهد عقلی : گواهی های عقلی . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 456 ) .
شواهق افلاک : بلندی های آسمان ها . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 371 ) .
شواهق نظر : بلندی های دید. مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 290 ) .
شمع وار : شمع آسا . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 189 ) .
شوارد الفاظ : آشفتگیهای لفظها . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 542 ) .
شگفتی نمودن : تعجب کردن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 291 ) .
شمشیر آبدار : شمشیر برنده . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 76 ) .
شکیبایی نمودن : صبر کردن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 132 ) .
شکنندگان : درندگان . . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 521 ) .
شکوفه وار : شکوفه مانند. . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 295 ) . شکوفه وار ؛ مثل شکوفه. مانند شکوفه. شکوفه سان. شکوفه وش : پیش صب ...
شکل سمج : روی زشت . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 247 ) .
شکنجه بر نهادن : آزار کردن , تعذیب . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 101 ) .
شکسته گردانیدن : خرد کردن. مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 323 ) .
شکسته شدن : خرد شدن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 382 ) . شکسته شدن ؛ از پا افتادن. از پا درآمدن : پادشاه. . . به دو دست بر سر و ...
شکر مذاق : شیرین کام . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 484 ) .
شکافتن جیب : دریدن گریبان . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 261 ) .
شک افگندن : به گمان انداختن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 271 ) .
شکال . . . نهادن : پای بند زدن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 59 ) .
شکاریان : نخچیر ها ، صید ها . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 306 ) . شکاریان ؛ اراجیل. ( منتهی الارب ) . جوارح ، جوارح طیور؛ شکاری ...
شوی نادیده : بکر . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 20 ) .
شکار درافگندن : صید کردن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 256 ) .
شوی دیده : شوهر کرده . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 204 ) .
شوم دیدار : کریه لقا . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 530 ) .
شوم گرفتن : نامبارک شمردن . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 422 ) .
شوهر دیده : ازدواج کرده . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 204 ) .
شوق غالب : رغبت چیره . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 89 ) .
شوره خوردن : خار شور خوردن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 386 ) .
شوریده مکر : حیله گر . مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 470 ) .
شوراندن چشمه : آلودن آن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 199 ) .
شوایب اغراض : آلایش های اغراض . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 92 ) .
شوایب خیانت : آلایش های خیانت . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 107 ) .
شیرین لهجه : خوش بیان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 89 ) .
شیر مرغان : چیز غیر قابل حصول . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 103 ) .
شهوت عنین : خواهش مرد ناتوان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 11 ) .
شیاطین فتنه : شیطان های فتنه انگیز ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 363 ) .
شهر کن : ویران کننده ی شهر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 356 ) .
شهریار زاده : شهرزاده . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 93 ) .
شهرت گرفتن : مشهور شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 251 ) .
صاحب واقعه : صاحب ماجرا . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 221 ) .
صاحب یسار : ثروتمند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 286 ) .
صادر آمدن : سرزدن ، واقع شدن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 206 ) .
صاحب نسب : اصیل ، با نسب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 53 ) .
صاحب کفایت : کافی ، لایق . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 489 ) .
صاحب نخوت : متکبر . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 360 ) .
صاحب فرهنگ : با فرهنگ . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 35 ) .
صاحب خبران : آگاهان . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 100 ) .
صاحب حنکت : آزموده ، مجرب . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 201 ) .
صاحب تجربت : مجرب ، آزموده 394 ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۵ ) .
صاحب ثروت : ثروتمند . . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 200 ) .
صاحب اقبال : دولتمند . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 513 ) .