پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٩٩)

بازدید
٣٦,٢٤٠
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپید بازمشرق: کنایه از خورشید. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۰۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپر افگندن: تسلیم شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۷۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپاس داری: شکرگزاری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپاس دار: شکرگزار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبیل مواسات: راه برابری. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبیکه فطرت: طلای گداخته ی آفرینش. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۴۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبیل رشاد: راه هدایت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۶۰ ) . سبیل رشاد؛ راه راست. صراط مستقیم. ( یادداشت مؤلف ) . || ج ِ رَشادَة ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبق گرفتن: پیشی گرفتن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۷۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبک روحی: شادمان، خندان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۴۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبک سایه: بی مایه. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۱۳ ) .

پیشنهاد
٠

سبز خنگ جهان نورد: کنایه از آسمان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۷۸ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سایه ی هما: ظلِ هما. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبب زوال: علت نیستی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۰۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سایه دراز: صاحب ظل. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۳۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سایه انداختن: ظل افگندن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۲۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سایه پرورده: ظل پرورده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۵۲۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سایه افتادن: ظل افتادن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سایه افگندن: ظل افگندن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۹ ) .

پیشنهاد
٠

سال خورد شوها: عجوزهزار داماد، پیرزن شوم روی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۳ ) .

پیشنهاد
٠

سال عمر برآمدن: پیر شدن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۸۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساعة فساعة: ساعت به ساعت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۸ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساقیان عجل: نوشانند گان مرگ. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۹۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساز برکشیدن: نغمه ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساز غنا: نغمه موسیقی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سابقه خدمت: پیشینه خدمت. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۵۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساختگی کردن: آماده ساختن اسباب. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۶۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

سابق حال: زمان گذشته. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۶۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساباط علوی: کنایه از آسمان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

uğruna ( ترکی استانبولی ) به خاطرش ، در راه عشقش ، به خاطر دوستاشتنش ، در راهش Soldu renklerim, eskidim uğruna به خاطرش رنگ و رخم زرد شد و پیر شدم Gō ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

drug تغییر یافته ی واژه ی داروی فارسی است. دارو یعنی منسوب به درخت . دار در زبان فارسی به درخت گفته می شود و حرف واو هم پسوند نسبت است مثل پارو ، ج ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

فاطیما اسم حضرت فاطمه ( س ) است که در کتاب های آسمانی حتی در آیین بودا و هند بدان اشاره شده نماد این نام پر خیر برکت هم دست فاطمیا یا حامسا ( خامسا ) ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

حاکم در زبان عبری به معنی دانشمند و حاکم دینی به حاکام و سپس به خاخام تبدیل گردیده.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

خاخام تغییر یافته حاکم می باشد. حاکم به حاکام و بعد به خاخام تبدیل شده. خاخام یعنی حاکم دینی، یعنی دانشمند دینی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

ساغ ترکی به معنی بدوش از مصدر ساغماق به معنی دوشیدن و مکیدن شیر از پستان از زبان ترکی به زبان انگلیسی وارد شده و با تبدل غ به ک در ریخت: ساک یا ساک ز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زین مغرق: زین آراسته و مرصع. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۴ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیره با: آش زیره. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۲۷ ) . // زیره با ؛ آشی را گویند که با گوشت مرغ فربه و زیره و سرکه پزند، مبطون ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

زیر و زبر: پایین و بالا. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۱ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیرک دلی: هوشمندی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰۳ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

زیرک سار: هوشمند. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۷۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

زیرک طبع: هوشیار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۹۲ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیرکاه: زیر پوشال، پوشیده. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۱۶ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیرزمین: طبقه پایین خانه یا زمین. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۹ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیر خاک کردن: مدفون ساختن. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۱۵ ) . زیر خاک سپردن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . زیر خاک سپردن ؛ ...

پیشنهاد
٠

زیردستان صالح: فرودستان نیکوکار. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۲۳۸ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیان کردن از پهلوی کسی: ضرر کردن از جهت او. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۷ ) .

پیشنهاد
٠

زیان کردن از پهلوی کسی: ضرر کردن از جهت او. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۱۴۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیاد کاران: نرد بازان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص۱۷۰ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیادت طلبان: بیشی جویان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۳۳۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زه گریبان: کناره گریبان. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۸۷ ) .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیادت جوی: افزون طلبی. ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص ۴۰۴ ) .