پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٩٣)

بازدید
٣٦,١٥٧
پیشنهاد
١

از شکر تلخ تر به کس نگفتن: از شکر خوشتر به کسی نگفتن، از گل شکر تلخ تر نگفتن، با شیرین تر و با حرمت تر صورتی با کسی گفت و گو کردن، نظیر از گل نازکتر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

ینگه در زبان ترکی به معنی جدید، از نو، دوباره، به تازگی، در حال حاظر معنی می دهد. در شب زفاف پیرزنی جلو در حجله داماد نگهبانی می داد که به آن پیرزن ی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از سر عین : ظاهرا به اشاره ی چشم است. ( ( تیغ او رخنه کرده از سر عین بیخ دیوار بست ذوالقرنین ) ) ( کارنامه برف ، ۱۸۳ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مث ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از سر سردی: از روی بی مهری. ( ( آن یکی گفتش از سر سردی که بدیدم سلیم دل مردی ) ) ( حدیقه ، ۶۷۳ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی، دکتر مح ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از ره بردن : منحرف ساختن، به مجاز گمراه کردن و گول زدن. ( ( پدر هر که را ز ره بردن دختر و زنش را بیفشردند ) ) ( کارنامه بلخ ، ۱۹۰ ) ( فرهنگ لغات ...

پیشنهاد
٢

از روی به پشت دادن: مراد از روی خاصان و محارم است و مراد از پشت نامحرمان و عوام الناس است. "روی" وجه الله است و" پشت" خلق الله. یعنی راز را از وجه ال ...

پیشنهاد
٢

از دیده باد آوردن: ورم چشم از گریه ی فراوان . ( ( از دل آتش ز دیده باد آورد علت جهل خویش یاد آورد ) ) ( حدیقه ، ۴۰۸ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مث ...

پیشنهاد
٢

از خود صید کردن : ظاهراً به معنی کشتن نفس است با توجه به حدیث شریف" موتوا قبل ان تموتوا "خود را نادیده گرفتن و فراموش کردن . ( ( شبلی آنگه که کرد ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از خود زادن: ظاهراً به معنی از خود هنری نشان دادن و فرزند خصال خویشتن بودن است. ( ( گر تو هستی ز نسبت آدم هم ز خود زای با کمر چو قلم ) ) ( حدیقه، ...

پیشنهاد
٢

از خود پیاده کردن: از خودبینی و خودخواهی دور کردن، از خود غافل کردن . ( ( باز دارش ز خو پیاده کند گوشه ی چشم او گشاده کند ) ) ( حدیقه، ۱۵۹ ) ( فر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از خط بودن: شاید مراد بیرون از خط و منحرف از جاده ی حقیقت باشد. ( ( جان بوبکر خط اوسط بود نه ز خط بد عتیق در خط بود ) ) ( حدیقه ، ۲۲۹ ) ( فرهنگ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

از خانه : آشنا، از یک خانواده، هم خانواده. ( ( شرع از اشعار سخت بیگانه است گرچه با او کنون هم از خانه است ) ) ( حدیقه ، ۱۴۶ ) ( فرهنگ لغات و تعب ...

پیشنهاد
٢

از جگر قلیه پیاز خوردن: نظیر:" از ران خود کباب خوردن است "که کنایه از با مشقت خود چیزی حاصل کردن می باشد . ( ( بی نیاز ار غم نماز خوری از جگر قلیه ...

پیشنهاد
٢

از پسِ پشت کردن: پشت سر گذاشتن، پشت سر نهادن، کنارگذاشتن . ( ( پیش روی آوریده راه درشت قبله کرده پاک ازپس پشت ) ) ( سیر العباد، ۲۴۸ ) ( فرهنگ لغ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

از بن ناخن: کنایه از ذخیره و جمع شده باشد و کنایه از اطاعت و بندگی و ته دلی هم هست. دادمردی و علم و حفظ سخن . سر انگشتش از بن ناخن ( حدیقه، ۲۵۲ ) ...

پیشنهاد
٢

از آسمان زنبیل فرستادن: از آسمان چیزی به زمین آوردن و کشیدن به کنایه از امر غریب و ممتنع الوقوع به ظهور آوردن . نیست دنیا تو را به هیچ سبیل نفرستدت ...

پیشنهاد
٢

از آب و کار شدن: ضایع گشتن و دیگر کاری از وی بر نیامدن . چار حسش ز آب و کار شده حس ذوقش یکی هزار شده ( کارنامه بلخ، ۱۸۰ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

ارزانی بودن: درخور، لایق، سزاوار، مستحق کی بدین اصل و منصب ارزانی است جز کسی کش سر مسلمانی است ( حدیقه، ۹۶ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

زکات از ماده تزکیة گرفته شده تزکیة در اصل - چنانکه راغب در مفردات آورده - به معنی نمو و رشد دادن است ، و زکات نیز در اصل به معنی نمو و رشد است ، سپس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

دسیسه از ماده دس گرفته شده دس در اصل به معنی داخل کردن چیزی توام با کراهت است ، و دسیسه به کارهای مخفیانه زیانبار گفته می شود .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

جنان ( از ماده جن بر وزن فن ) به معنی پوشانیدن چیزی است به این خاطر قلب را جنان ( بر وزن زمان ) می گویند چون در میان سینه نهفته است و یا اینکه اسرار ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

ملکوت در اصل از ریشه ملک ( بر وزن حکم ) به معنی حکومت و مالکیت است ، واو و ت برای تاکید و مبالغه به آن اضافه شده است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

مفاتح جمع مفتح ( بر وزن بهتر ) به معنی کلید است ، و نیز ممکن است جمع مفتح ( بر وزن دفتر ) به معنی خزینه و مرکز نگاهداری چیزی بوده باشد .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

سفاح ( بر وزن کتاب ) به معنی زنا می باشد و در اصل از سفح به معنی ریزش آب و یا اعمال بیهوده و بی رویه گرفته شده است . قرآن آن را کنایه از آمیزش نامشرو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

واژه سحر ( بر وزن بشر ) در اصل به معنی پوشیده و پنهان بودن است و چون در ساعات آخر شب پوشیدگی خاصی بر همه چیز حکومت می کند ، نام آن سحر گذاشته شده است ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارحام جمع رحم ( بر وزن خشن ) در اصل به معنی محلی است از شکم مادر که بچه در آن پرورش می یابد ، سپس به تمام نزدیکانی که در اصل از یک مادر متولد شده اند ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

حمس ( بر وزن خمس ) به معنی کسی که در دین خود محکم و پابرجاست .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

اسباط از سبط ( بر وزن حفظ ) و سبط ( بر وزن ثبت ) و انبساط گرفته شده در اصل به معنی گسترش و توسعه چیزی به آسانی و راحتی است ، و گاهی به درخت ، سبط ( ب ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

سبط ( بر وزن حفظ ) در اصل به معنی گسترش و توسعه چیزی به آسانی و راحتی است ، و گاهی به درخت ، سبط ( بر وزن سبد ) گفته می شود ، زیرا شاخه های آن به راح ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

انبساط در اصل به معنی گسترش و توسعه چیزی به آسانی و راحتی است .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

خناس صیغه مبالغه از ماده خنوس ( بر وزن خسوف ) به معنی جمع شدن و عقب رفتن است ، این به خاطر آن است که شیاطین هنگامی که نام خدا برده می شود عقب نشینی م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

فلق ( بر وزن شفق ) از ماده فلق ( بر وزن خلق ) در اصل به معنی شکافتن چیزی و جدا کردن بعضی از بعضی دیگر است ، و از آنجا که به هنگام دمیدن سپیده صبح پرد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

وصید از ماده ایصاد به معنی بستن در و محکم کردن آن است ، و لذا به اطاقکهائی که در درون کوهها . برای جمع اموال بوجود می آورند وصید می گفتند .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

همزة صیغه مبالغه است از ماده همز در اصل به معنی شکستن است و از آنجا که افراد عیبجو و غیبت کننده شخصیت دیگران را درهم می شکنند در قرآن به آنها همزة اط ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

لهو به معنی سرگرم شدن به کارهای کوچک و غافل ماندن از اهداف و کارهای مهم است ، راغب در مفردات می گوید : لهو چیزی است که انسان را به خود مشغول داشته ، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

نفش ( بر وزن نقش ) به معنی گستردن پشم است که معمولا به وسیله ابزار مخصوص حلاجی و زدن پشم انجام می گیرد .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقرعة از ماده قرع ( بر وزن فرع ) گرفته شده قرع به معنی کوبیدن چیزی بر چیزی است ، به گونه ای که صدای شدید از آن برخیزد تازیانه و چکش را نیز به همین من ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

تحصیل در اصل به معنی بیرون آوردن مغز از پوست است . از این رو به تصفیه معادن ، و خارج کردن طلا و امثال آن از سنگ معدن حصل اطلاق می شود ، سپس حصل در مع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

حنفا جمع حنیف از ماده حنف ( بر وزن کنف ) به گفته راغب در مفردات به معنی تمایل یافتن از گمراهی به سوی راه مستقیم است ، و عرب تمام کسانی را که حج بجا م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

نادی از ماده ندا ( صدا زدن ) به معنی مجلس عمومی است ، و گاه به مرکز تفریح نیز نادی گفته می شود ، چون در آنجا افراد یکدیگر را صدا می زنند و ندا می کنن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

شرح در اصل به گفته راغب در مفردات به معنی گسترش دادن قطعات گوشت و تولید ورقه های نازکتر است سپس می افزاید منظور از شرح صدر گسترش آن به وسیله نور الهی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

نهر به معنی راندن توأم با خشونت است ، و بعید نیست ریشه آن با نهر به معنی نهر آب جاری یکی باشد چرا که آن هم آب را با شدت می راند . کلمه ( نهر ) به مع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

قهر به گفته راغب در مفردات به معنی غلبه توأم با تحقیر است .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

سجی از ماده سجو ( بر وزن سرد ، و بر وزن غلو ) در اصل به معنی سکون و آرامش است ، و به معنی پوشاندن و تاریک شدن نیز آمده است و لذا به کسی که میت را در ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

الهام در اصل به معنی بلعیدن یا نوشیدن چیزی است ، و سپس به معنی القاء مطلبی از سوی پروردگار در روح و جان آدمی آمده است ، گوئی روح انسان آن مطلب را با ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

مرصاد از ماده رصد به معنی آمادگی برای مراقبت از چیزی است ، و معادل آن در فارسی کمینگاه است ، این واژه معمولا در جائی به کار می رود که افراد ناچارند ا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

رجع از ماده رجوع به معنی بازگشت است ، و عرب به باران ، رجع می گوید ، به خاطر اینکه آبی که از زمین و دریاها برخاسته ، از طریق ابرها و باران به سوی زمی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

سرائر جمع سریره به معنی حالات و صفات و نیات درونی و پنهانی است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

طارق از ماده طرق ( بر وزن برق ) به معنی کوبیدن است ، و از آنجا که درهای خانه ها را به هنگام شب می بندند ، و کسی شب وارد می شود ناچار است در را بکوبد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مطرقه از ماده طرق ( بر وزن برق ) به معنی کوبیدن است ، از اینجاست که عرب به چکش و پتک مطرقه می گوید زیر ا برای کوبیدن فلزات و مانند آن به کار می رود .