پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,١٩٣)

بازدید
٣٦,١٥٠
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اهل الکفور: کافران، آنان که پیرو اسلام نیستند، ملحدان، بی دینان . ( ( دوری از سرّ کار همچو کفور هست اهل الکفور اهل قبور ) ) ( حدیقه ، ۲۶۸ ) ( فر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اولین برج : حمل، اولین برج از بروج دوازده گانه شمسی معادل فروردین . ( ( اولین برج زین حصار کبود تا کمر بر نبست رخ نمود ) ) ( سیرالعباد ، ۲۶۰ ) ( ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اولوالعلم: خداوندان علم، دانایان، دانشمندان . ( ( شاه و عالم هر دو را حلم است این اوالامر و آن اولوالعلم است ) ) ( ، ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مث ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اولوالظلم:ستمگران، صاحبان ستم . ( ( ور قدمشان نه در ره ظلم است این اولوالظلم و آن اولوالخمر است ) ) ( حدیقه، ۵۸۶ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ...

پیشنهاد
٢

اول صف بر کسی ماندن: تقدم و پیشی و ریاست برکسی ماندن. ( ( کاول صف برکسی ماند کاخر کارها نکو داند ) ) . ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی های سنایی، د ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

کلمه ( فکر ) به معناى نوعی سیر و مرور بر معلومات موجود حاضر در ذهن است ، تا شاید از مرور در آن ، و یک بار دیگر در نظر گرفتن آن ، مجهولاتی براى انسان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

کلمه ( فقه ) به معناى آن است که فهم ، یعنی همان صورت ذهنی را بپذیرد، و در پذیرش و تصدیق آن مستقر شود.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه ( فهم ) به معناى آن است که ذهن آدمی در برخورد با خارج به نوعی عکس العمل نشان داده و صورت خارج را در خود نقش کند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

کلمه عرفان و معرفت ، به معناى آن است که انسان صورتی را که در قوه دراکه اش ترسیم شده ، با آنچه که در خزینه ذهنش پنهان دارد، تطبیق کند، و تشخیص دهد که ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

کلمه ( ذکر ) ، به معناى پیش کشیدن صورتهایی است که در خزینه ذهن انبار شده ، و آن را بعد از آنکه از نظر و فکر غایب بوده ، حاضر سازیم ، و یا اگر حاضر بو ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

مورد استعمال کلمه شعور محسوسات است ، نه معقولات و به همین جهت حواس ظاهرى را مشاعر می گویند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

کلمه ( شعور ) که به معناى ادراک دقیق است از ماده ( شعر - به فتح شین ) گرفته شده ، که به معناى مو بوده و ادراک دقیق را از آنجا که مانند مو باریک است ، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه ( حسبان ) به معناى ظن است ، با این تفاوت که گویا استعمال کلمه حسبان در مورد ظن استعمالی است استعارى ، مانند کلمه عد - شمردن چون همه می دانیم که ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

کلمه ( ظن ) به معناى تصدیق بیش از پنجاه درصد و نرسیده به صد در صد است ، زیرا که اگر به درجه صد در صد برسد جزم و قطع می شود.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمه ( عقل ) در لغت به معناى بستن و گره زدن است . و به همین مناسبت ادراکاتی هم که انسان دارد و آنها را در دل پذیرفته و پیمان قلبی نسبت به آنها بسته ، ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

میسر در عرب بیشتر در یک نوع خاصی از قمار استعمال می شود، و آن عبارت است از انداختن چوبه تیر که از لام و اقلامش هم می گویند. و اما چگونگی این بازى ای ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

مقامر ( قمارباز ) را یاسر می گویند، و اصل در معنایش سهولت و آسانی است ، و اگر قمار باز را آسان خواندند به این مناسبت است که قمار باز بدون رنج و تعب و ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

کلمه ( صیام ) و کلمه ( صوم ) در لغت مصدر، و به معناى خوددارى از عمل است ، مثلا صوم از خوردن ، و صوم از نوشیدن ، و از جماع و از سخن گفتن و راه رفتن و ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

نام ایوان کوپالا که به لغت ایرانی، سکایی به معنی ایوان تنومند و به لغت اسلاو به معنی ایوان تعمید دهنده است، در رابطه با جشن و سرور اواسط فصل بهار است ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

ایوان ( Eyvan ) در اساطیر اسلاوها نام زرتشت به صورت ایوان ( دانای درخشان ) و ایوان کوپاله ( دانای درخشان تنومند ) ـ که هر دو در رابطه با آتش های مقدس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

اصل کلمه سمبل یونانی Symvolo است به معنی"جفت و جور کردن دو چیز در کنار هم ، به هم پیوستن و روی همدگر انداختن" می باشد. این کلمه به زبان لاتین رفته و ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

جا افتادن : پذیرفته شدن , تثبیت شدن . عادی شدن ، سازگار شدن ، " هنوز در این استان مرزی اهمیت رسانه و نقش آن در توسعه استان برای خیلی از مدیران بخش خ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

درگیری داشتن : نزاع داشتن ، مجادله داشتن ، مباحثه داشتن ، مشاجره داشتن . " نماد شناسان همیشه در مباحث نمادشناسی با هم درگیری دارند . "

پیشنهاد
٤

انگشت در نمک زدن : سوگند خوردن و عهد کردن. ( ( اشاره به این حدیث نبوی "افتتح بالملح و اختم به" ) ) ( سفینة البحار ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی ...

پیشنهاد
٤

انگشت دراز نکردن: انگشت کشیده داشتن از چیزی، کنایه از اعتراض نکردن و عیب نگرفتن. ( ( با تو یک روز آز و ناز نکرد بر تو انگشت کس دراز نکرد ) ) ( سیر ...

پیشنهاد
٥

انگشت به دندان گرفتن: تعجب کردن، سخت حیران شدن. ( ( کان زن او را جواب داد درشت که به دندان گرفت از او انگشت ) ) ( حدیقه، ۵۴۵ ) ( فرهنگ لغات و تع ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

الف وحدت : در اصطلاح صوفیه موجودات خارجیه به حروف عالیات نشان داده شود، و هر گاه از موجودات به حرف عالیات نشان داده شود. معین است که الف که اول حروف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

در بسم بودن : در چیزی فرو رفتن و پنهان شدن. ( ( خصم را رمح چون الف در بسم چشم ها کرده همچو جان در جسم ) ) ( حدیقه، ۵۲۷ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

اُشنان فروش : اشنانی و اشنان گیاهی است که بدان رخت شویند. ( ( هنری گشته از هزار پدر خاصه اشنان فروش و صابونگر ) ) ( کارنامه بلخ، ۱۹۶ ) ( فرهنگ ...

پیشنهاد
٤

اسب کسب زیر زین بودن : ظاهراً مهیا بودن اسباب روزی. ( ( روزی تو اگر به چین باشد اسب کسب تو زیر زین باشد ) ) ( حدیقه، ۱٠۶ ) ( فرهنگ لغات و تعبیرات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

اسباب دادن: ظاهراً به معنی برخوردار کردن و متمتع ساختن است. ( ( تومر این مرغ راز چاه پر آب نتوانی ز آب داد اسباب ) ) ( حدیقه، ۴۶۵ ) ( فرهنگ لغات ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

قیز که در زبان ترکی قئز تلفظ می شود. که از مصدر ترکی قئزماق گرفته شده و چندین معنی دارد. ۱ - گرم شدن، داغ کردن بدن ۲ - عصبانی شدن ۳ - حشری شدن حیوان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

توهم زدن : دچار توهم شدن ، دچار هذیان گویی شدن . خیالاتی شدن . به عالم هپروت رفتن . دچار روان پریشی شدن . " مرد شیشه ای توهم زد و خانواده اش را با چ ...

پیشنهاد
٤

گاز چیزی را گرفتن : با استفاده از آن تند رفتن , با استفاده از آن سریع حرکت کردن ، گازش را گرفتن : در لهجه و گویش تهرانی یعنی تند رفتن .

پیشنهاد
٤

به قد و قواره کسی بودن :به بلندی قامت و اندام او بودن ، کنایه از حریف او بودن ، در حد و اندازه ی او بودن . "نیکبخت واحدی در خصوص صحبتهای علی لطیفی م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

مست و پاتیل : سیاه مست ، در تداول عوام ، حالت سکر و بی خبری بعلت مستی . تیان

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

بو گند دادن:بوی بد پراکندن، بویناک بودن، عفن بودن، گندیده بودن، متعفن بودن.

پیشنهاد
٣

پیچیدن و رفتن : کنایه از اینکه تغییر موضع داد و از حرف و اصرار خود باز گشت . روی بر تافتن ، معادل قدیم آن عنان پیچیدن است . کنایه از اینکه راه خود را ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

شوت بودن: کنایه از خنگ بودن و بیشتر حواس پرتی داشتن ، سطح هوشی کمتر داشتن .

پیشنهاد
٤

کنایه از احمق بودن , نفهم بودن , خل و چل بودن .

پیشنهاد
٥

در لاک دفاعی خود فرو رفتن: از موضع خود عقب نشستن. دست از تعدی و تجاوز برداشتن و عقب نشینی کردن، بی توجه به پیرامون خود به فکر فرو رفتن.

پیشنهاد
٥

قصه کلثوم ننه تعریف کردن: کنایه از اینکه با سخنان بی اساس سر مردم را گرم کردن، یک مشت مزخرفات به خورد مردم دادن. با سخنان بی اساس به سر مردم شیره مال ...

پیشنهاد
٥

با زیر آبی در رفتن: با مخفی کاری و زرنگی خود را کنار کشیدن، خود را با مهارت خاصی از معرکه خارج کردن، با زرنگی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

سوال کلیدی: سوال حیاتی، سوال اساسی، سوال مهم، سوال اثرگذار، سوال طلایی، سوال ویژه، سوال خاص، ، سوال مشکل گشا،

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

اسم از سمو ( بر وزن غلو ) گرفته شده که به معنی بلندی و ارتفاع است ، و اینکه به هر نامی اسم گفته می شود به خاطر آنست که مفهوم آن بعد از نامگذاری از مر ...

پیشنهاد
٧

مارادونا را ول کن غضنفر را بگیر: کنایه از اینکه از دشمن و غیر خودی نترس مواظب خودی و دشمن داخلی باش که راحت می تواند از اعتمادت استفاده کند و ضربه ی ...

پیشنهاد
٢

شتاب صفر تا صد: کنایه از عکس العمل هر چیز یا هر کس در شروع یک عمل و کار. مثلا شتاب صفر تا صد فلانی خیلی کم است یعنی یک کمی دست و پا چلفتی است. یعنی ...

پیشنهاد
١

از گلو گریستن : ظاهراً به معنی ظاهر گریه کردن و فقط صدای گریه را در آورد نمی باشد مفهوم بیت نظیر این مثل در زبان تازه است که گفتند. ( ( نوحه گر کز ...

پیشنهاد
١

از گردن فرو نهادن : رها کردن از گردن، رفع تکلیف. خود را از مسئولیت کاری و عملی آزاد کردن . ( ( خویشتن را فرو نه از گردن تا شوی نازنین به هر بر زن ) ...

پیشنهاد
١

از صدف مشک و از آهو در جستن : کار بیهوده انجام دادن. نظیر آب در هاون کوفتن . ( ( آستین ارز هیچ خواهی پر از صدف موشک جو ز آهو دُر ) ) ( حدیقه، ۴۴۸ ...