پیشنهادهای علی باقری (٤٠,١٩٣)
کلمه ( هنیئا ) صفت مشبهه از ماده ( هناء ) است و ماده ( هناء ) به معنای آسان هضم شدن غذا و نیز به معنای قبول طبع است این لغت در خوراکیها و طعام استعما ...
( صدقه ) ( به ضمه دال ) و ( صدقه ) ( به فتح دال ) و ( صداق ) هر سه به معنای مهریه ای است که به زنان می دهند . و آتوا النساء صدقاتهن نحلة .
در کتاب صحاح اللغة در معنای ( انقاض ) می گوید: این کلمه به معنای آواز مختصری نظیر نوک به زمین زدن است ،
کلمه ( مراقبت ) به معنای ( محافظت ) است و گویا این کلمه از ماده ( رقبه ) ( برده _ گردن ) گرفته شده با این عنایت که مردم هر یک حافظ رقاب بردگان خود بو ...
کلمه ( رقیب ) ، به معنای ( حفیظ ) است و ( مراقبت ) به معنای ( محافظت ) است و گویا این کلمه از ماده ( رقبه ) ( برده _ گردن ) گرفته شده با این عنایت که ...
کلمه : ( بث ) به معنای جدا سازی بوسیله پاشیدن و امثال آن است و در جای دیگر قرآن آمده : ( فکانت هباء منبثا ) یعنی کوهها به صورت ذراتی متفرق در می آیند ...
کلمه زوج در مورد انسان به گفته راغب به معنای همسر است یعنی این کلمه در مورد هر دو قرین که یکی نر و دیگری ماده باشد استعمال می شود یعنی هم به نر زوج م ...
کلمه سیئات در اصطلاح قرآن کریم به معنای گناهان صغیره است. ( تفسیر المیزان )
کلمه ( مفازة ) به معنای نجات است .
کلمه ( نبذ ) به معنای طرح و دور انداختن چیزی است و این کلمه مثلی است که در مورد ترک و بی اعتنائی استعمال می شود همچنانکه در مقابل آن یعنی در مورد اعت ...
کلمه ( ابلا ) که مصدر فعل مجهول ( تبلوون ) است به معنای آزمایش است .
کلمه ( زحزحه ) که مصدر فعل مجهول ( زحزح ) است به معنای دور کردن است البته در اصل معنائی دیگر داشته و آن این است که چیزی را به عجله و پی درپی به سوی خ ...
زبور به معنای کتابی است که مشتمل بر حکمت ها و مواعظ باشد .
کلمه ( قربان ) به معنای هر نعمتی و هر آن چیزی است که با پیشکش کردن و هدیه کردن آن به مقام بالائی تقرب به آن مقام پیدا می کنیم .
( وکیل ) به معنای کسی است که امر انسانرا به نیابت از انسان تدبیر می کند. کلمه ( وکیل ) از وکالت است که به معنای تسلط بر امری است که بازگشت آن به غیر ...
کلمه ( ناس ) به معنای افرادی از انسان است ، اما نه از هر جهت ، بلکه به این جهت افرادی از انسان را ناس می گویند که از یکدیگر متمایز نیستند، ( و گوینده ...
کلمه ( استجابت ) و نیز کلمه ( اجابت ) به یک معنا است و آن این است که از کسی چیزی بخواهی و او پاسخت را با قبول بدهد و خواسته ات را بر آورد.
کلمه ( استجابت ) و نیز کلمه ( اجابت ) به یک معنا است و آن این است که از کسی چیزی بخواهی و او پاسخت را با قبول بدهد و خواسته ات را بر آورد.
استبشار ) به معنای این است که در طلب این باشی که با رسیدن خیری و بشرائی خرسندی کنی .
کلمه ( بشارت ) و ( بشری ) به معنای هر خیری است که تو را خوشحال کند .
کلمه ( درء ) که مصدر فعل : ( ادروا ) است به معنای دفع است .
کلمه ( غل ) که مصدر ( یغل ) است ، به معنای خیانت می باشد .
و کلمه : ( غزی ) جمع غازی ( جنگجو ) است ، همانطور که کلمه ( طلب ) جمع طالب و کلمه ( ضرب ) جمع ضارب است .
کلمه : ( استزلال ) به معنای آن است که کسی بخواهد دیگری را به لغزش وادار نماید.
کلمه : ( نعاس ) به معنای گرم شدن پلک چشم و سست شدن بدن قبل از خواب رفتن است که در حقیقت خوابی خفیف است و در فارسی آن را چرت زدن می گوئیم .
کلمه ( أمنه ) با فتحه همزه و فتحه میم و نیز فتحه نون به معنای آرامش خاطر از جهت داشتن امنیت است. ( تفسیر المیزان )
صعود ) که مصدر ثلاثی مجرد آن است و به معنای بالا رفتن به نقطه ای بلند چون کوه و امثال آن است وقتی گفته می شود: ( فلان اصعد فی جانب البر ) معنایش این ...
کلمه ( حس ) - به فتحه حا - به معنای قتل بر وجه استیصال است ، کشتنی که انقراض بیاورد.
کلمه ( استکانت ) که مصدر فعل ( استکانوا ) است ، به معنای تضرع و زاری است .
کلمه ( ربیون ) جمع کلمه ( ربی ) است ، که نظیر کلمه ( ربانی ) به معنای کسی است که مختص برای رب العالمین باشد، یعنی جز به کار خدا به هیچ کار دیگر مشغول ...
کلمه ( کاین ) کلمه ای است که برای افاده کثرت بکار می رود، و در فارسی به معنای ( چه بسا ) است .
کلمه قتل به معنای مردنی است که به سببی عمدی و یا شبه عمد مستند باشد.
کلمه موت به معنای رفتن روح از بدن و بطلان حیات است ، و کلمه قتل به معنای مردنی است که به سببی عمدی و یا شبه عمد مستند باشد، و این دو کلمه ( یعنی موت ...
کلمه ( مداوله ) به معنای دست به دست دادن چیزی است .
کلمه ( قرح ) با فتحه قاف به معنای اثری است که از جراحت و آسیب وارده بر بدن به خاطر بر خورد با برنده ای از خارج باقی می ماند، و اما قرح با ضمه قاف اثر ...
کلمه فاحشة به معنای هر عملی است که متضمن فحش یعنی زشتی باشد، ولی بیشتر در زنا استعمال می شود. ( تفسیر المیزان ) کلمه ( فاحشه ) از ماده ( ف _ ح _ ش ...
کلمه ( محسنین ) که در مورد انسانها معنایش نیکوکاران به انسانها است ، و در مورد خدای تعالی معنایش استقامت و تحمل راه خدا است .
کلمه سراء به معنای آن پیشامدی است که مایه مسرت آدمی باشد.
کلمه ( مسارعه ) به معنای شدت سرعت است ، که در خیرات صفتی است ممدوح ، و در شرور صفتی است مذموم .
کلمه ( کبت ) به معنای خوار کردن و به خشم درآوردن است .
ماده ( ها _ میم و میم ) که فعل ماضی مؤ نث غایب ( همت ) از آن مشتق شده به معنای تصمیم و عزمی است که در دل برای کاری جزم کرده باشی . اذ همّت طائفتان م ...
کلمه ( تبوی ) از مصدر ( تبوئه ) گرفته شده ، که به معنای تهیه مکان برای غیر، و یا اسکان غیر در مکان و متوطن کردن او در آن است .
کلمه ( انامل ) جمع انمله است که به معنای نوک انگشتان است .
کلمه ( عض ) گاز گرفتن با دندان با فشار است .
کلمه ( خبال ) به معنای شر و فساد است و بهمین جهت است که جنون را ( خبل ) هم می گویند، چون در جنون ، فساد عقل است .
کلمه ( خیرات ) به معنای مطلق اعمال صالح است - چه عبادت ، چه انفاق ، چه عدل ، چه قضای حاجت و. . . و این کلمه بدان جهت که هم جمع است و هم الف و لام بر ...
در مجمع البیان می گوید: فرق بین سرعت و عجله این است که سرعت به معنای جلو افتادن در کاری است که جلو افتادن در آن جایز باشد. پس سرعت ( از آنجائی که همی ...
در مجمع البیان می گوید: فرق بین سرعت و عجله این است که سرعت به معنای جلو افتادن در کاری است که جلو افتادن در آن جایز باشد. پس سرعت ( از آنجائی که همی ...
کلمه حبل وقتی به خدای تعالی منسوب شود، معنائی می دهد و وقتی به انسانها نسبت داده شود معنائی دیگر می دهد. در اولی ( وقتی به خداوند منسوب شود ) معنایش ...
کلمه ( ذل ) بضمه بطوری که راغب گفته ، به معنای ذلتی است که از قهر و غلبه ناشی شود، و با کسره ذال ، به معنای ذلتی است که از ناحیه تعصب و تکبر ناشی گرد ...