لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
وصید: آستانه
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد، داستان ساخت و از کلمات آشنا بهره برد. مثال:
وقتی وحید به وصید ( آستانه ) حرم رسید به عده ای از زائران بیت الله الحرام برخورد که راهنمایی می گفت از اینجا تا مقصد که بیت الله الحرام باشد صید و شکار حرام است و هر کس چیزی را صید کند باید در ازای آن دامی را قربانی کند.
... [مشاهده متن کامل]
کلمات آشنا:
وصید وحید رسید صید مقصد.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد، داستان ساخت و از کلمات آشنا بهره برد. مثال:
وقتی وحید به وصید ( آستانه ) حرم رسید به عده ای از زائران بیت الله الحرام برخورد که راهنمایی می گفت از اینجا تا مقصد که بیت الله الحرام باشد صید و شکار حرام است و هر کس چیزی را صید کند باید در ازای آن دامی را قربانی کند.
... [مشاهده متن کامل]
کلمات آشنا:
وصید وحید رسید صید مقصد.
وصید از ماده ایصاد به معنی بستن در و محکم کردن آن است ، و لذا به اطاقکهائی که در درون کوهها .
برای جمع اموال بوجود می آورند وصید می گفتند .
برای جمع اموال بوجود می آورند وصید می گفتند .