پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠١٧)
بیکار نیستم منتظر بمونم ( زود باش )
یالا حرف بزن!
احساسات خفه شده احساست سرکوب شده
سعی میکنم جبران کنم
فاسد قطع و وصل شدن ( اینترنت ) نامطمئن
در حال صحبت روی خط تلفن
قطع شدن تماس بطور ناخواسته
تهِ بدبختی
دارای تاب آوری زیاد پوست کلفت
آس و پاس کاملا بی پول
به زور زندگی رو گذروندن روز را شب کردن با کمترین امکانات دوام آوردن
چیزی را پیش خرید کردن
به قول خود عمل کردن سر حرف خود ماندن
( با انجام کاری ) ضرر کردن
کار ساده را سخت و پیچیده جلوه دادن بیخودی سخت گرفتن از کاه کوه ساختن
چم و خم چیزی را دانستن راه و چاه کاری را بلد بودن
افت کردن بدتر شدن
تمدید کردن دوباره فعال کردن ( برای چیزهایی که تموم شده یا روبه اتمام هستند )
تمدید کردن بدون شروع دوباره ( برای چیزها/کارهایی که هنوز ادامه دارند و میخوای زمانشون رو اضافه کنی )
اصل مطلب
منو زمین بذار از بغلت پایین بذار
اتاق دو تخت جدا
خیلی بی ادبی خیلی گستاخی
Too Much Information نمیخواد جزئیاتش رو بگی ( حالم بهم خورد )
اسپری بینی
ترسیدن یا دودل شدن درست قبل از انجام یه کار مهم
آنقدر لفتش نده اینقدر معطل نکن
زندگی و حال و روزش هی داره بهتر میشه زندگی مثل یه ترن هواییه که فقط داره می ره بالا
بزدل و ترسو کسی که عرضه دفاع از خودش هم نداره
حرف حرفِ خودمه کار خودمو میکنم
دست رو دلم نذار که خونه
بریم سر اصل مطلب
فعلا دستم تنگه
فعلا پول کم دارم
هیچ چیز اونجوری که می خوام پیش نمیره اوضاع بر وفق مرادم نیست
بیخیالش شدم
وسواس داشتن نسبت به چیزی خیلی شدید به چیزی/کسی علاقه داشتن خیلی درگیر چیزی بودن
دیوونتم
بلاتکلیفم دو به شک هستم
با تلاش به جایگاه بالاتر رسیدن
برام شده یه عادت
از روی عادت همیشگی طبق عادت همیشگیش
به دلم نشست خیلی روم اثر گذاشت
به دلم نشست باهام ارتباط گرفت
حرفاش واقعا به دلم نشست
خاکی ماندن خود را گم نکردن
خاکی ماندن خود را گم نکردن
مقاومت کردن موضع گرفتن
ساده لوح بودن مطیع بودن
اسطوره شدن