tongue in cheek


مزاح آمیز، مسخره آمیز، شوخی، غیر جدی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: meant in jest or irony.
مشابه: playful

- his tongue-in-cheek remarks
[ترجمه امیر] ملاحظلات مسخره آمیز او
|
[ترجمه ترگمان] و زبونش رو از گونه هاش بیرون آورد
[ترجمه گوگل] سخنان او در زبان چینی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• mockingly, tauntingly
a tongue-in-cheek remark is made as a joke, and is not serious or sincere.

پیشنهاد کاربران

1. ( قید ) : شوخی وار، مزاح گونه، به صورت سرگرمی: ". The whole interview was done tongue in cheek"

2. ( صفت ) : شوخی، مزاح، سرگرمی: ". The president treated the comments as tongue - in - cheek"
( Newsweek, Monday, August 13 , 2018 )

". The movie is half serious and half tongue - in - cheek"
"a tongue - in - cheek comment"
as a joke
اصطلاح_کنایه آمیز و طعنه آمیز
با شوخی
کنایه آمیز

Not seriously
Ironically

مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما