پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠١٧)
ردیف کردن جور کردن
هر جور حساب کنی اشتباهه
کلا غلط برداشت کردی
کیف اسناد و مدارک
الان عینک رو گذاشتن
عینک به چشم داشتن
مرغ همسایه غازه همه چی از دور قشنگ تره
ایده ای که یهو به ذهن میاد یادآوری یا نظر خواستن
تمرکز طولانی بررسیِ عمیق و تحلیل
تیره و کدر مبهم و مشکوک تاریک و نامعلوم گنگ و پیچیده
واکنش بد هنگامی که خبر یک اتفاق خوب را برای فردی می شنوید گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه بو میده دماغ سوختگی
متوجهت هستم
منو توی بلاتکلیفی نذار
دور نگه داشتن دفع کردن جلوگیری کردن از چیزی بد یا خطرناک
آروم باش بیخیال
آدم امن و همیشگی
هر چقدرم . . . هر مقدار که . . .
خبر ندارم
پول ندارم بی پولم
وسط صفحه بازی
دلم خیلی گرفته
پام گرفته ( گرفتگی عضلانی )
نو اندیش
با کسی بد بودن رابطه بدی با کسی داشتن
در مورد چیزی مطلع بودن یا آشنا بودن
اطلاعات یا خبری را دریافت کردن ( درمورد دریافت نامه, تماس تلفنی و غیره )
سرِ پا نگه داشتن حفظ کردن نجات دادنِ چیزی از خراب شدن یا شکست خوردن
میذاری حرف بزنم ؟!
از قبل تمام کارها را جفت وجور کردن
دلخوشی من باش
اصلا نمی خواستم فلان کار رو انجام بدم هرگز قصد انجام فلان کار رو نداشتم
احمقانه رفتار کردن
حتی یه روزم نبوده
مسئله را پیچیده کردن اصل مطلب را مخدوش کردن
سرم خیلی شلوغه
واقعا گل کاشتی واقعا سنگ تموم گذاشتی
دست به کار شو برو تو کارش
دلم برات یه ذره شده
راحتم بذار
آدم مودی و دمدمی مزاج
افراد نیازمند
می گذره
هنوز نمیتونم باهاش کنار بیام
این قضیه داغونم کرد
قصد مزاحمت ندارم
سفت و سخت کردن
منظور را رساندن مفهوم را منتقل کردن
دستگیری رسمی کسی به عنوان متهم و شروع فرایند قانونی علیه او
نگه داشتن موقت برای بازجویی یا بررسی ( الزاما به معنی متهم بودن نیست )
حرفت پس بگیر