so far

/soʊ fɑr//səʊ fɑː/

تا حال، تا اینجا، تا این میزان، تاکنون، تااین درجه، اینقدر، (مخفف: صدایابی و مسافت سنجی) دستگاهی که صداهای زیر آب (مثلا انفجار را) ثبت و مسافت یابی می کند، سوفار، دستگاه ثبت انفجار در زیر دریا
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: until this point; until the present.

- The new worker is doing very well so far.
[ترجمه ترگل] کارگر جدید تا اینجا بسیار خوب عمل می کند
|
[ترجمه Amir] کارگر جدید تا الان بسیار خوب کار کرده است
|
[ترجمه رضا یو اس] کارگر جدید تا حالا که داره خوب کار میکنه
|
[ترجمه ترگمان] کارگر جدید بسیار خوب عمل می کند
[ترجمه گوگل] کارگر جدید تا به امروز خیلی خوب کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. They've only sold thirteen tickets so far.
[ترجمه فف] آنها تا به حال فقط ۱۳ بلیط فروخته اند
|
[ترجمه ترگمان]تا حالا فقط سیزده تا بلیط فروخته بودن
[ترجمه گوگل]آنها تاکنون فقط 13 بلیط را فروخته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Production so far this year is on/off target.
[ترجمه ترگمان]تا کنون تولید تا کنون هدف مورد نظر بوده است
[ترجمه گوگل]تولید تا کنون در سال جاری هدف / روشن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The travel bureau is not so far from here.
[ترجمه ترگمان] سازمان حمل و نقل خیلی از اینجا دور نیست
[ترجمه گوگل]دفتر مسافرتی تا اینجا از اینجا نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Diplomacy has so far failed to bring an end to the fighting.
[ترجمه ترگمان]دیپلماسی تا کنون نتوانسته اند پایان جنگ را به پایان برسانند
[ترجمه گوگل]دیپلماسی تاکنون موفق به پایان دادن به جنگ نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. So far, we have not received.
[ترجمه ترگمان]تاکنون، ما دریافت نکرده ایم
[ترجمه گوگل]تا کنون، ما دریافت نکرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It's the hottest day I've had so far.
[ترجمه ترگمان]این داغ ترین روزی بود که تا حالا داشتم
[ترجمه گوگل]این داغترین روزی است که تا کنون داشته ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Rose says so far the marriage has been unsatisfying.
[ترجمه ترگمان]رز می گوید که این ازدواج تا به حال به هم خورده است
[ترجمه گوگل]رز می گوید تا کنون ازدواج ناراضی بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. So far, there has been very little violence on the picket line.
[ترجمه ترگمان]تاکنون در خط زنجیر خشونت کمی وجود داشته است
[ترجمه گوگل]تا کنون، خشونت بسیار کمی در خط مقدم خشونت وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He's ridden six winners so far this year .
[ترجمه ترگمان]تا این سال شش تا برنده داره
[ترجمه گوگل]او تا کنون در سال جاری شش برنده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The authorities have failed so far to enact a law allowing unrestricted emigration.
[ترجمه ترگمان]مقامات تاکنون نتوانسته اند قانونی را تصویب کنند که به مهاجرت نامحدود اجازه می دهد
[ترجمه گوگل]مقامات تا کنون موفق به تصویب یک قانون مجاز به مهاجرت نامحدود نشده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The village is so far from the river that their water has to be pumped in from the nearest water supply.
[ترجمه ترگمان]روستای آن قدر از رودخانه فاصله دارد که آب آن ها باید از نزدیک ترین منبع تامین آب به آن پمپ شود
[ترجمه گوگل]این روستا تاکنون از رودخانه است که آب آنها باید از نزدیکترین منبع آب پمپ شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The team's opponents are unbeaten so far this season.
[ترجمه ترگمان]مخالفان این تیم تا کنون در این فصل بدون شکست هستند
[ترجمه گوگل]مخالفان تیم تاکنون در این فصل شکست خورده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This brought the total number of accidents so far this year to 1
[ترجمه ترگمان]این آمار تعداد کل تصادفات را تا کنون در سال جاری به ۱ عدد رسانده است
[ترجمه گوگل]این تعداد کل تصادفات تا سال جاری به 1 افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. So far, the police do not suspect foul play.
[ترجمه ترگمان]تا الان، پلیس مظنون به بازی ای نیست
[ترجمه گوگل]تا کنون، پلیس کاری فریب نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He has a spotless record so far.
[ترجمه ترگمان]تا الان سابقه ای نداره
[ترجمه گوگل]او تا به حال یک رکورد بی نظیر دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. And sofar, I am very pleased with the results.
[ترجمه Ash] و تا کنون، من از نتایج بسیار راضی هستم.
|
[ترجمه ترگمان]و sofar، من از نتایج بسیار خرسندم
[ترجمه گوگل]و خیلی، من با نتایج بسیار خوشحالم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Sofar this is the only trial of the treatment.
[ترجمه ترگمان]این تنها محاکمه برای درمان است
[ترجمه گوگل]این تنها محاکمه ی درمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. Because of the coupling between surface channel and SOFAR channel, sound propagation in two, axis underwater channel is complex and calculation of acoustic fields is difficult.
[ترجمه ترگمان]به دلیل کوپلینگ بین کانال سطحی و کانال sofar، انتشار صدا در دو محور زیر آب پیچیده است و محاسبه حوزه های صوتی دشوار است
[ترجمه گوگل]با توجه به اتصال بین کانال سطح و کانال SOFAR، پخش صدا در دو کانال زیر آب محور پیچیده است و محاسبه زمینه های صوتی دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. Sofar things have gone well. There hasn't been much wind during the day, and I've been getting a few hours of 15 -20 kt winds in the afternoon.
[ترجمه ترگمان]همه چیز خوب پیش رفته در طول روز باد زیادی در کار نبوده، و من چند ساعت بعد از ظهر، ۱۵ ساعت از باده ای kt را طی کرده ام
[ترجمه گوگل]همه چیز خوب است در طول روز مقدار زیادی باد وجود نداشته و بعد از ظهر چند ساعت از 15 تا 20 کیلو وات باد می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. The biggest disagreement sofar has come over the F-22 Raptor stealth jet.
[ترجمه ترگمان]بزرگ ترین اختلاف نظر در مورد جت stealth مخفیانه اف - ۲۲ به دست آمده است
[ترجمه گوگل]بزرگترین اختلاف نظر در مورد F-22 Raptor Stealth jet است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. Sergio Aguero is the benchmark sofar for chance conversion.
[ترجمه ترگمان]Sergio Aguero معیار sofar برای تبدیل تصادف است
[ترجمه گوگل]سرجیو آگوئرو معیار صحیح برای تبدیل شانس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Science just remains clueless about origin of llife sofar.
[ترجمه ترگمان]علم به تازگی از خاستگاه of sofar بی اطلاع است
[ترجمه گوگل]علم فقط در مورد منشاء حیات وحش زندگی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. Sofar, nearly half the states and the District of Columbia have enactedbans.
[ترجمه ترگمان]sofar تقریبا نیمی از ایالات و منطقه کلمبیا enactedbans دارند
[ترجمه گوگل]Sofar، تقریبا نیمی از ایالت ها و ناحیه کلمبیا، بانک های دولتی را تأسیس کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. How much words have you learned sofar?
[ترجمه ترجمه شخصی] چند کلمه تا کنون یاد گرفته اید
|
[ترجمه ترگمان]چند کلمه اینجا رو یاد گرفتی؟
[ترجمه گوگل]چقدر لغات را آموخته اید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. Sofar, though, there have been no such convictions in Britain. Courtshave, however, attempted to stop the circumstances that led toasleep-disorder-related death recurring.
[ترجمه ترگمان]گرچه در بریتانیا چنین محکومیت ها وجود نداشته است با این حال، Courtshave تلاش کرد شرایطی را که منجر به مرگ ناشی از اختلال در ارتباط با اختلال شده بود را متوقف کند
[ترجمه گوگل]صافار، با این حال، چنین برداشت هایی در بریتانیا وجود ندارد دادگاه ها، با این حال، تلاش کردند تا شرایطی را که موجب وقوع مرگ و میر ناشی از اختلالات مرتبط با وقایع اخیر بود، متوقف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. Have you received any offers sofar?
[ترجمه ترگمان]آیا هیچ پیشنهادی به شما داده نشده است؟
[ترجمه گوگل]آیا شما هر گونه پیشنهادات را دریافت کرده اید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. Sofar it looks nice in plaster, and we look forward to see how real it will be in aluminium. That blue plaster stuff is amazing.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد که در گچ زیبا به نظر می رسد، و ما به جلو نگاه می کنیم تا ببینیم آن چقدر واقعی خواهد بود این گچ آبی شگفت انگیز است
[ترجمه گوگل]Sofar به نظر می رسد در گچ خوب است، و ما منتظر است تا ببینید که چگونه واقعی در آلومینیوم خواهد بود چیزهای گچ آبی شگفت انگیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. Let's review what we have learned sofar.
[ترجمه ترگمان]بیایید آنچه را که از sofar آموخته ایم مرور کنیم
[ترجمه گوگل]بیایید آنچه را که آموخته ایم را بررسی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. Many other violent earthquakes sofar occurred in China, similar to the Haicheng earthquake, also had precursory earthquake swarms.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از زمین لرزه های شدید دیگر رخ داد که در چین رخ داد، مشابه زلزله Haicheng نیز swarms زلزله precursory داشت
[ترجمه گوگل]بسیاری از زمین لرزه های خشونت آمیز در چین، شبیه به زلزله Haicheng رخ داده است، همچنین دارای زلزله زلزله پیش رو بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• up until now, until this moment, thus far

پیشنهاد کاربران

تا به حال
خیلی دور. دور و دراز
تا یک حد محدود بخصوص:
i can protect you only so far
تاکنون
تا میزان محدودی
خیلی دور
تا اینجا، تاکنون، تا بدینجا
تا حالا. تابه حال. تا کنون. تا این جا
تا به امروز
up to now
There is no lyric so far : تا حالا که متنی نداشته ( مثلا یه دقیقه از آهنگ رفته و هنوز خواننده شروع نکرده به خوندن ) - تا اینجای کار که هیچ متنی نیست
I don't know when he is gonna pop in
تا به امروز، تا کنون، خیلی زیاد
have dropped so far that America's . . . . .
ریزش کرده است به طرزی که نرخ مالیات سازمانی آمریکا. . . .
as yet
So far:تاکنون ، اینقدر، تا این درجه، تا اینجا
So far زمانی استفاده می شود که وضعییت تغییر نکرده باشد.
ولی until now ( تا کنون ) زمانی استفاده میشود که یک وضعیتی به تازگی به پایین رسیده یا تغییر کرده است.
You usually use until now when a situation has just ended or changed:
I have never thought about it until now ( =but now I have thought about it ) .
• You use so far when a situation has not changed:
We don't have any news about him so far.
✗Don’t say: We don't have any news about him until now.
عجالتا
تا اینجا
تا اندازه مشخصی، تا حدی
دیکشنری آکسفورد:
١ - تا حدودی، تا یه حد مشخصی
٢ - تا به امروز، تا به اینجا
تا اینجای کار
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما