پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٥)
آدم تلاشگر فرد پرتلاش
آدمی که زود میرسه
اعضای خانواده
نامه جدایی
شریک زندگی
جفت عاطفی جفت روحی
دوست روزهای خوشی رفیق نیمه راه
قرار ملاقات دو فرد ناشناس
به تدریج بهتر شدن آروم آروم بهتر شدن تدریجی ایجاد شدن
وقت گذاشتن برای بهبود چیزی
برای ما وقتش نبود برای ما که مقدور نبود شانس با ما یار نبود
همه از نظر مالی تحت فشار هستند همه از نظر مالی احساس فشار می کنند
به تعویق انداختن متوقف کردن جلو نرفتن اقدام نکردن
باید اینها رو برسونم خونه
راننده ی انتخاب شده
دارم سرم میزنم زیر سرم هستم در حال تزریق سرم وریدی هستم
قبلش بهم بگو که آماده باشم قبلش یه جورایی بهم بگو هشدار بده که آمادگی داشته باشم
سر تراشیده مدل موی تراشیده
هنوز فرصت نکردم
به ندرت بیرون غذا می خورم
سعی نکن شونه خالی کنی از زیر بار مسئولیت فرار نکن نمیتونی قسر در بری نمیتونی خودت رو بیگناه نشون بدی
سعی نکن شونه خالی کنی از زیر بار مسئولیت فرار نکن نمیتونی قسر در بری نمیتونی خودت رو بیگناه نشون بدی
خودت باعث شدی خودت خواستی بفرما نتیجه کارهای خودته خودت این بلا رو سر خودت آوردی
خودت باعث شدی خودت خواستی بفرما نتیجه کارهای خودته خودت این بلا رو سر خودت آوردی
من سیرم
اون با کسی نیست او با کسی در رابطه نیست مجرده
هوا دلگیره
هوا چطوره؟
نرسیدی هنوز؟
دست بردار بس کن
منو نادیده نگیر به من بی محلی نکن
پول دور ریختن
بودجه ام محدوده حساب شده خرج میکنم
گویا
دنبال دردسر می گردی؟ تنت میخاره ؟
شغلی را انتخاب کردن وارد حرفه ای شدن
غذای مقوی غذای سیرکننده
به قوانین پایبند بودن
با وقار محترم قابل قبول با اخلاق خوب
به اوج خود رسیدن
شهروند مطیع قانون
از کسی گله داشتن
اتفاقی که در ابتدا بد یا ناخوشایند به نظر می رسد اما در نهایت نتیجه خوبی به همراه دارد خیر پنهان
به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد
احتمالا برم
حسابی گیج کردن کلافه کردن معذب کردن
داری منو حسابی گیج ( کلافه ) میکنی
الان دستم بنده
از ته دلم خوشحالم