پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٩٥)
در حد تفننی انجام دادن کاری را تفریحی انجام دادن یه کم سرک کشیدن
قسطی پرداخت کردن
دیوانه شدم خل شدم
چیزی را به رخ کسی کشیدن چیزی را توی سر کسی زدن
برای من یه جور خونه دومه برام مثل خونه ی خودمه
میخوای بندازی گردن من؟
میشه این لباس برام تنگ کنی؟
خیلی متعهد
در بهترین حالتش هم خیلی آبکیه
این دیگه خیلی بچگانه ست
برام کوچک شده
خیلی تحت فشار بودن کلافه شدن غرق در اندیشه
آفتاب سوخته شدن
انواع مختلف غذا
انواع مختلف میوه
انواع مختلف ماهی ها ماهی های مختلف
چه عجب امروز سرحالی!
معلومه دیگه، چرا این کارو نکنم؟ خب آره دیگه، چرا که نه؟!
به تردید انداختن دیگران متزلزل کردن روح و روان فرد دیگر سردرگم کردن
سرکوب شدید برخورد قاطع و سختگیرانه
خطای بنیادی نسبت دادن خطای بنیادی اسناد
زهره ترک شدن
ترسیدن از
شانس فقط یکبار در خونت میزنه
یهو ( زود ) نرو سر اصل مطلب
برد را قطعی کردن پیروزی را حتمی کردن
چنگی به دل نمیزنه
غلط کردم
درود بر شرفت دست مریزاد
حسابم رسیده دهنم سرویسه
فروشگاه لوازم یدکی فروشگاه قطعات خودرو
خفه خون بگیر
زر زیادی نزن چرت و پرت نگو
اینقدر احمقی واقعا ؟
مسخره ای بخدا
شل مغزی مغزت پوکه
خر نباش احمق نباش
کله پوک
چقدر خری تو !
چقدر گاوی تو! چقدر خنگی!
تو باغی؟!
عقلت از دست دادی؟ حواست کجاست ؟
تنها می چرخی ؟ تنها میپری؟
رابطه داری ؟ تو رابطه ای ؟
زیرپا گذاشتن قوانین قوانین را نقض کردن
بطور غیرمجاز و غیرقانونی وارد جایی شدن
هنوز برام جا نیفتاده
طبل تو خالیه فقط حرف میزنه ولی کاری نمیکنه
فروشگاه لوازم آرایشی
عینک فروشی