پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٩)
بهم ثابت کن که هستی
لعنتی
نامرد
جنایتکار
زندگیش رو با نویسندگی میچرخونه
جای تنگ و شلوغ جای پرجمعیت
بیشتر از این معطلت نمیکنم
الکی خوش بودن
زیر بار نرفتن
از خنده روده بر شدن
گاه و بیگاه
چاخانم نکن
حرف نداره مو لا درزش نمیره
حرف نداره مو با درزش نمیره
قبراق بودن فرز بودن
آدم خوش مشرب
اجازه بده تا دم در همراهیت کنم
چندرغاز حقوق گرفتن
سندروم احساس گناه بازمانده سندروم عذاب وجدان بازمانده زمانی رخ می دهد که فرد از یک موقعیت دردناک، خطرناک یا جمعی آسیب زا جان سالم به در می برد. در ح ...
سرمایه خوابیده دارایی بی فایده
چشم بسته قبول کردن چشم بسته خرید کردن
بر مشکلات فائق آمدن دوام آوردن در شرایط سخت
اُمُل عقب مانده
تکرارنشدنی نایاب
خر کیف بودن از خوشحالی پرواز کردن
هوا پسه
جای شکرش باقیه شانس آوردی
سر در نمی آورم عقلم قد نمیده
خیلی سرم شلوغه
از منبع موثق موضوعی شنیدن
اشکالی نداره که حالت خوب نیست ایرادی نداره اگه حالت خوب نیست
خبرساز شدن
پشیمانی سودی نداره
هر اتفاقی که بیفتد هر چی که پیش بیاد
جانماز آب کشیدن
چیزی از عمرش نمونده روزهای آخرشه
یه کاسه ای زیر نیم کاسه ست
دارم از حال میرم از خستگی نا ندارم
دارم از حال میرم از خستگی نا ندارم
نهایت تلاش خود را کردن
عجب بساطیه! خر بیار باقالی بار کن
معایب را پوشاندن
تجربه میشه برات
روحم خبردار نیست
از رونق افتادن به خوبی گذشته نبودن
همه چیز آماده ست همه چیز روبراهه
پکر و ناراحت بودن تو هم بودن
خوره ی کار
به من چه؟! به هیچ کجای من بر نمیخوره
شناور نظامی