پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٥٧)
قسمتی از یک زمین
موتور کوچک روی کشتی
ترس بیمارگونه فوبیا از مهمانی های شبانه
دو حرف صدادار که در یک سیلاب یا یک بخش به یکدیگر وصل می شوند تا یک آوا را ایجاد کنند
فرد پر حرف
انسانی با قصد و نیت بد یا بخیل
فریاد از روی هیجان و لذت در کنار یکدیگر
اریب
صدای قاروقور شکم
سردرگم و گیج
مواجه شدن با یک مشکل بزرگ
شخصی که زیاد صحبت می کند اما حرف هایش معنا و مفهومی ندارد
کلام توهین آمیز
خوردن و آشامیدن با صدای زیاد
کلام طولانی اما بدون معنا
تعریف و تمجید از بخش خاصی از بدن یک فرد
کسی را سر کار گذاشتن سر در گم کردن مهارت سر در گم کردن یا بهت زده کردن دیگران
شر و ور حرف بی ربط و بی معنی زبان بدون معنی
سر و صدا جار و جنجال
همهمه و هیاهو ( اغلب به دلیل اختلاف نظر بین افراد ) آشوب و به هم ریختگی
غرق شدن در نور خورشید
انسان سازی
علاقه داشتن به کسی یا چیزی
خلاصه و مفید خلاصه بگم
اصل کاری واقعی رابطه جدی و واقعی نه نمایشی
هر چی پیش اومد لحظه ای تصمیم گرفتن بدون برنامه عمل کردن
خراب کردن فرصت سوزی کردن
خیلی خسته یا از پا افتاده شکست خورده
هر چی شد، همیشه خودت باش
وارد بودن آشنایی داشتن با کار
جلسه یا بازه درس خواندن فشرده قبل از امتحان
راه افتادن یاد گرفتن طرز کار چیزی
آشفته بی نظم ولی گاهی بامزه
شب زنده داری برای کار یا درس
سطحی کلیشه ای لوس
جمع بندی کردن تموم کردن
خیلی خسته و داغون خواب آلود
کسی رو قربانی کردن زیرآب کسی را زدن
بدون دعوت به مهمونی رفتن
وحشت زده یا خیلی هیجان زده شدن شوکه شدن پشم ریزون شدن
چشم دیدن کسی را نداشتن خیلی متنفر بودن
چرا نمیری پی کارت؟
من این حرفا سرم نمیشه واسه من دروغ سرهم نکن
در تنگنا قرار دادن در منگنه قرار دادن قبضه کردن
خواهش می کنم
آدم دم دمی مزاج
حوصله بازی کردن را ندارم
سرحال نیستم حوصله ندارم
نمای سربالا
نمای سرپایین