پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٩٥)
هل نکن بابا اومدم
روغن از دستش نمی چکه
میتونی رو من حساب کنی
من غلام حلقه به گوش تو نیستم
پشت کسی را خالی کردن حمایت خود را از کسی دریغ داشتن
تردید به خود راه ندادن
خیلی خسته ام
خیلی مغرور بودن زیادی خودبزرگ بینی کردن
باید تو تاریخ ثبت بشه عجب رویدادی
دلم براش کبابه دلم براش می سوزه
منتظر فرصت بودن
موضوع رو لو نده
بچه خر می کنی ؟!
درکش خیلی سخته هضمش سخته
خونه خراب کن
جگر سوز دلخراش
عمر دوباره از خدا گرفتن
اگر سرم هم بره این کار رو میکنم
زبان هم را خوب فهمیدن هم فکر بودن
همچین آش دهن سوزی نیست
احساساتی شدن گریه کردن
احساساتی شدن گریه کردن
احساساتی شدن گریه کردن
وقتی برای تلف کردن نداریم وقت اضافه ای نیست
مشکل خودته
آدم فس فسو آدم تنبل
پول خود را به رخ کسی کشیدن
به آتش دیگری سوختن
تا حد جنون و دیوانگی کسی را اذیت یا ناراحت کردن
با دیگران فرق داشتن
حرف نزدن دم نزدن
از تعجب خشکم زده بود ماتم برده بود
به شدت کفری بودن
تو مخمصه بودن
خاموشی دیجیتال سانسور رسانه های دیجیتال
سانسور کردن جلوگیری از پخش خبر درباره مورد بخصوصی
پول قلنبه به جیب زدن لاتاری بردن قمار بردن
حافظه خوبی داشتن باهوش بودن
به حساب کسی گذاشتن
پکر بودن خیلی غمگین به نظر رسیدن
حساب چیزی از دست در رفتن
نگران نباش
به آسانی به دست آوردن دست کسی افتادن
به آسانی بدست آوردن دست کسی افتادن
گازشو گرفتن
گازشو گرفتن
از نظر این حقیر اگر جسارت نباشه باید بگم که
خطر هنوز کاملا رفع نشده
دقیقاً برعکس
اعصاب کسی رو داغون کردن کسی را کفری کردن اعصاب کسی را خورد کردن