پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٩٣)
باور کردن حرف کسی
اینو خوب اومدی
رفیق قدیمی بچه محل
رفیق قدیمی بچه محل
رفیق قدیمی بچه محل
با کسی هم سفره شدن نان و نمک خوردن ( نشانه صمیمیت )
این مدت چه کار می کردی؟ چه خبرا چیکارا میکردی؟ چیکارا می کردی؟ مشغول چیا بودی؟
از هم پاشیدن ( احساسی یا فیزیکی ) دچار فروپاشی روانی شدن
از درکش خارجه
گیج شده حالش خوب نیست
چه کار احمقانه ای کردم!
چقدر پول داری؟
باید خودم رو جمع وجور کنم
برتری داشتن
دشوار بودن تصمیم گیری درباره چیزی یا کسی
وظیفه مشخصی را به کسی سپردن
با کسی مبارزه کردن
اولین بار چیزی را تجربه کردن
در آغاز از لحظه نخست
شروع خیلی خوب داشتن
انجام کاری بدون اندیشیدن به عواقب آن
آماده شدن برای یک موقعیت
غلبه کردن بر یک مانع
مسئول چیزی بودن در رأس امور بودن
بررسی واکنش و دیدگاه کسی راجع به یک ایده
فاش کردن اطلاعات شخصی
انجام کاری فراتر از توانایی های فرد
در مضیقه در حال ضرر متضرر
از بین همه سختی های شدید
دعا خواندن و شکرگزاری قبل از غذا خوردن
شایسته ترین انسان ها
جو تقوا و تقدس بیش از اندازه داشتن
در حالت خواب بودن
فراهم سازی ضیافتی سنگین به افتخار یک شخص
در یاد کسی بودن در دعاهای کسی بودن
در وضعیت خیلی شادی بودن
در شرایط نامعلوم بودن در لبه پرتگاه بو دن بلاتکلیف بودن
در سعادت و خوشبختی بودن
چطور واقعا ؟
بیش از حد مذهبی خشکه مذهبی خشکه مومن
پیشنهاد خاتمه نزاع و شروع روابط حسنه دادن
متکبر و خود بزرگ پندار
خیلی صبور بودن
مشکلات زیادی داشتن
حقیقت انکارناپذیر
رانده شدن
تقاص پس دادن
به شدت خالصانه
هرگز
فاصله بسیار زیاد