at odd times

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• "He calls me at odd times, sometimes at 2 in the morning. "
او در زمان های نامنظم با من تماس می گیرد، گاهی ساعت ۲ صبح.
• "The store opens and closes at odd times during the holidays. "
...
[مشاهده متن کامل]

این فروشگاه در ایام تعطیلات، در ساعات غیرمعمول باز و بسته می شود.
• "She's a light sleeper and wakes up at odd times. "
او خوابش سبک است و در ساعات نامنظم بیدار می شود.
🔸 نکته:
• مترادف های این عبارت شامل "At irregular intervals"، "At random times" و "At unpredictable hours" می شوند.
• در زبان فارسی، علاوه بر �زمان های نامنظم�، می توان از �به طور بی وقت� یا �ساعت های نامتعارف� نیز استفاده کرد.

گاه و بیگاه
وقت و بی وقت