پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٤١)
من که چیزی نگفتم
و از این حرفهای صد من یه غاز
به هیچ وجه من الوجوه
نشست علمی
از نگرانی تون ممنونم ( به طعنه: نمیری از فضولی! )
دعوام کرد سرزنشم کرد
کارو کاسبی کساده
متوجه حرفتون نشدم
خیلی معمولی و خسته کننده ای
واسه هیچ و پوچ
دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و درمانی
اعصابمو بهم نریز
صلاحیت نداشتن حق نداشتن
هوا خیلی داغه
بیرون مثل کوره ست
به مذاق من نسبت به میل و سلیقه من ( بار منفی داره )
برای کاری ساخته شدن
مالیدن چشمها برای پریدن خواب
اصول و قاعده را بلد بودن
دشمنی را تمام کردن آشتی کردن کدورت ها را کنار گذاشتن
مغز کسی کار نکردن
فراموش کردن
میشه تمامش کنید ؟
فریبنده به نظر میاد
من چای خور حرفه ای هستم
ظاهربین نباش
نظر لطفتونه لطف دارید
سمج نباش
جا خوردم
مزاحمت نشم وقتت نگیرم
یه کم تحقیق کردم
امکان داره تخفیف بدی؟ جای تخفیف داره؟
تخم مرغ محلی
پریروز
صبر کن!
همونجا وایسا
با کسی لاس زدن مخ کسی رو زدن
با وفاداری کنار کسی ماندن
یه حس علاقه، دلسوزی یا ضعف شیرین نسبت به کسی یا چیزی داشتن علاقه خاص یا دل ضعفه داشتن به کسی یه چیزی
رو هوا حرف نزن طوری صحبت کن که همه ازت حساب ببرن
سایه انداختن تهدید کردن
با خاک یکسان شد
مدام توی ذهنمی مدام بهت فکر میکنم
خیلی مشغول بودن غرق در کار بودن
حاشیه نرو
از روی استرس یا هیجان، حرکت یهویی و عجیب زدن
کله ات بوی قرمه سبزی میده
اوضاعت خرابه
نمی فهمم
جمع کن بریم