پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٤١)
از شدت استرس، زبان بند آمدن
تُپق زدن موقع حرف زدن کلمات را قاطی کردن
کم آوردم تسلیم شدم
داشتم از فضولی می مردم
دل تو دلم نبود
لحظه شماری کردن
از شدت هیجان، دل تو دلم نبود
سربه سر کسی گذاشتن
حسابی سر کسی کلاه گذاشتن
کسی را لو دادن
خودت رو لو نده
نامحسوس رفتار کن تابلو نباش
تو هَچل افتادم
کوتاه بگو خلاصش کن
الکی کشش نده الکی لفتش نده
دیگه بیشتر از این وقتتون نمی گیرم
خود را بیچاره نشان دادن
برای خود دلسوزی کردن
دنبال ترحم دیگران بودن
با جلب ترحم به نفع خود عمل کردن
سر سنگین بازی درآوردن
خوددار و سخت جوش
سرد و دور از دیگران
کم حرف و سرسنگین
منو لو نده
منو لو نده
چُغلی نکن
خیر سرت . . .
چشمم آب نمیخوره
از تعجب شاخ درآوردم
جا خوردم
از شدت تعجب خشکم زد
شاخ درآوردم
حسابی جا خوردم شاخ درآوردم
وقتی داری میای خونه . . .
قله هفته کاری چهارشنبه
مزیت اولیه شروع پیشرفته تر
وارد بحث شدن نظر اضافه کردن
دقیق و بجا کاملا مرتبط و بجا درست سرِ هدف
خوشحال از تعریف و تمجید
جای کسی را پر کردن جایگزین موقت شدن انجام کارهای کسی در غیاب او
حرفهای معمولی گپ و گفت سبک
ساعت تخفیف نوشیدنی ها ( اوایل شب )
یهو به سرم زد
یهویی زد به سرم
زد به سرم . . .
به سرم زد
چه نسبتی باهات داره؟ او چه کارت میشه؟
جنگ زرگری
از این بیشتر وقتت نمی گیرم از این بیشتر مزاحمت نمیشم