پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٤١)
درست انجامش بده از فرصت بهترین استفاده بکن کاری کن که ارزش داشته باشه
صبر کنیم بارون بند بیاد
روی دور موفقیت بودن روی دور برد بودن روی دور شانس بودن
به اون یارو بگو . . . به فلانی بگو . . .
کردن تو پاچم پولم خوردن کلاه سرم گذاشتن
نمیتونم . . . . تحمل کنم مثال: I can't put up with noise. نمیتونم سروصدا رو تحمل کنم.
همه چیز برای یک اتفاق بزرگ مهیاست صحنه آماده ست
نگران پرداختش نباش ( میدونم بعداً پس میدی )
جوجو طلای من
مادر به خطا
مراقب لحن حرف زدنت باش
بپا نیفتی
شراکت و همکاری ( رسمی تر، عمیق تر و معمولا بلندمدت )
صدا زدن با صدای بلند انتقاد کردن
خودش نیست ولی یادش با ماست
خودمونیم دیگه
آرام آرامبخش روح نواز
امروز از اون روزها بود
دارم به . . . عادت میکنم مثال: I'm getting used to waking up early. دارم به زود بیدار شدن عادت میکنم.
دور کامل زدن و دوباره به نقطه اول رسیدن
نتیجه هنوز مشخص نیست هر تیمی میتونه برنده بشه
دهک درآمدی سطح درآمد
قدرت جادویی داشتن در کاری مهارت فوق العاده داشتن
دل خوشی از هم نداریم بینشون محبت و علاقه ای وجود نداره از هم خوششون نمیاد باهم میونه خوبی ندارن آبشون توی یه جوب نمیره
میرسم . . .
خواجه طور کسی که هیچ حسی به کسی نداره
شوم گردی عادت وسواس گونه به صرف زمان زیاد و مرور بی پایان اخبار منفی در اینترنت و فضای مجازی
شل کن سفت کن درآوردن
باید ( توجیه کردن )
به درد کاری نخوردن ضعیف بودن
خیلی هم . . . نبودن تعریفی نبودن زیاد اهلِ . . . نبودن
جلب توجه نکردن
لازم نداشتن چیزی تمام شدن
یه کم روش فکر کنم
بهم برخورد
لیوان بیرون بر
از خود میراث و اثری ماندگار به جای گذاشتن
با چشمهای خودت ببین
تنها دلخوشیم
مدام به گذشته فکر نکن
به کمتر از حقت راضی نشو
شورش در اومده دیگه!
تو اصلا منطقی حرف نمیزنی حرفات بی معنیه
زورکی وارد شدن برای دزدی ورود غیرقانونی برای دزدی
ودیعه
ملچ و مولوچ کردن
دست تو بینی کردن
وقت استراحت
بازی شروع شد وقتشه خودت رو نشون بدی