پیشنهادهای رهگذر (١٤,١٤١)
میتونم وسط حرفتون یه چیزی بگم ؟
چه ساعتی برات مناسبه ؟
بی موقع دهان خود را باز کردن سوتی دادن
طرف خرپوله
طرف غلط میخوره توی پول طرف خرپوله
خیلی بهت میاد
سفره پهن کردن
تمیز کردن سفره
سفره جمع کردن
مرخصی بلندمدت
دل کسی را به دست آوردن
تناسب داشتن با سوابق یا پیشینه کسی
جای همه تون خالی
برخلاف تمام پیش بینی ها با وجود همه سختی ها
جلو بودن با اختلاف ( گل یا امتیاز )
تمام جنبه های . . .
حداقل مطلق کمترین مقدار لازم
حقش بود این بلا سرش بیاد
پرید تو گلوم
با طعم و مزه ی بادام
دیگه بس کن این وضعیت رو دیگه بس کن این دیوونه بازی رو جلوی این کارهای غیرعادی با غیرمنطقی رو بگیر
سابقه ایجاد کردن الگوی رفتاری ایجاد کردن معیار برای آینده ایجاد کردن
برات گرون تموم میشه هزینه داره برات برات دردسر داره
در حق کسی پدری ( مادری ) کردن
با کسی پدر کشتگی داشتن
دارم سگ دو میزنم
سگ دو زدن
پدر کسی را درآوردن
سیاست پدر و مادر نداره
پدر در پدر جد اندر جد
آدم پدر و مادر دار آدم با اصل و نصب
از اون پدرسوخته هاست
پدرم در اومد
ای ولا!
دمت گرم!
عاقبت نداره
تک خاستگاه
پدرم در اومد تا . . .
پس قرارمون همون موقع
تُپق تُپق زدن
تبعات منفی عواقب ناخوشایند پیامدهای منفی
درباره تجربه ی شخصی، دردناک یا احساسی با صداقت صحبت کردن
توجه کسی را جلب کردن به چشم کسی آمدن
سر پا بودن گوش به زنگ بودن همیشه آماده و هوشیار بودن همیشه آمادگی داشتن
ویژگی های طعمی
تعداد کم و ناکافی ( بار معنایی منفی )
تعداد کم ولی کافی ( بار معنایی مثبت )
کارتت موجودی نداره
بایستی قاطعانه مخالفت میکردم
چپ چپ نگاه کردن به کسی