🔸 معادل فارسی:
• ( انگیزشی ) کاری کن که ارزش داشته باشد، از فرصت نهایت استفاده را ببر
• ( تأکید بر نتیجه ) طوری انجام بده که به حساب بیاید، بی نتیجه نگذران
• ( محاوره ) حسابی استفاده کن، چیزی کم نگذار
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
امتحان/مدرسه/ You have one retake to pass this class. Make it count.
فقط یک فرصت برای قبولی در این کلاس داری. حساب شده استفاده کن.
ورزش/ This is the final penalty shot of the game. Make it count!
این آخرین ضربه پنالتی بازی است. گل کن دیگه!
سفر/ We saved up for this vacation for years. Let's make it count.
سال ها برای این تعطیلات پس انداز کردیم. بیا نهایت استفاده اش را ببریم.
عاطفی ( وداع ) / He hugged his father one last time and said, "Make it count, Dad. I love you.
آخرین بار پدرش را بغل کرد و گفت: �قدرش را بدان بابا. دوستت دارم. �
محاوره/ I have only ten minutes to pitch my idea to the boss. I need to make it count.
فقط ده دقیقه فرصت دارم ایده ام را به رئیس بفروشم. باید کاری کنم که ارزش داشته باشد.
• ( انگیزشی ) کاری کن که ارزش داشته باشد، از فرصت نهایت استفاده را ببر
• ( تأکید بر نتیجه ) طوری انجام بده که به حساب بیاید، بی نتیجه نگذران
• ( محاوره ) حسابی استفاده کن، چیزی کم نگذار
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
امتحان/مدرسه/ You have one retake to pass this class. Make it count.
فقط یک فرصت برای قبولی در این کلاس داری. حساب شده استفاده کن.
ورزش/ This is the final penalty shot of the game. Make it count!
این آخرین ضربه پنالتی بازی است. گل کن دیگه!
سفر/ We saved up for this vacation for years. Let's make it count.
سال ها برای این تعطیلات پس انداز کردیم. بیا نهایت استفاده اش را ببریم.
عاطفی ( وداع ) / He hugged his father one last time and said, "Make it count, Dad. I love you.
آخرین بار پدرش را بغل کرد و گفت: �قدرش را بدان بابا. دوستت دارم. �
محاوره/ I have only ten minutes to pitch my idea to the boss. I need to make it count.
فقط ده دقیقه فرصت دارم ایده ام را به رئیس بفروشم. باید کاری کنم که ارزش داشته باشد.
نهایت استفاده را بُردن، نهایت استفاده را کردن، نگذاشتن که چیز ی به هدر رود
حرومش نکن، به درستی ازش استفاده کن، هدرش نده، از دستش نده، فرصتتو خراب نکن
بهترینتو انجام بده