تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درجا زدن نداشتن پیشرفت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به هم ریختن از بین رفتن از مسیر خارج شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هرچه که هست به هر حال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

با عصبانیت و بلند صحبت کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازگویی رویداد شرح ماوقع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلیشه ای تکراری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرف تعریف a an the

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در حالی که ( به عنوان حرف ربط نه زمان )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عقب انداختن تا به تعویق انداختن تا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرسری جدی نگرفتن I shouldn't take it lightly.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

got pushed = was pushed عقب افتاد به تعویق افتاد To push something to a later time