پیشنهادهای احمد مونی (١٢)
٨
٢ هفته پیش
٠
درجا زدن نداشتن پیشرفت
٤ هفته پیش
٠
به هم ریختن از بین رفتن از مسیر خارج شدن
١ ماه پیش
١
هرچه که هست به هر حال
١ ماه پیش
١
با عصبانیت و بلند صحبت کردن.
١ ماه پیش
١
بازگویی رویداد شرح ماوقع
١ ماه پیش
١
کلیشه ای تکراری
١ ماه پیش
١
حرف تعریف a an the
١ ماه پیش
٣
در حالی که ( به عنوان حرف ربط نه زمان )
١ ماه پیش
١
عقب انداختن تا به تعویق انداختن تا
١ ماه پیش
٠
سرسری جدی نگرفتن I shouldn't take it lightly.
٢ ماه پیش
٠
got pushed = was pushed عقب افتاد به تعویق افتاد To push something to a later time