تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ضمن حویرات با هویرات کاملا فرق دارد. حویرات لغت عربیست، ولی هویرات لغت اصیل فارسی است که متاسفانه ات عربی جمع بسته شده است. مثل لواسانات که جمع لو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هویرات در زبان فارسی جمع هویر میباشد. به عبارتی مجموع مناطقی که هویر هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد میکنم، به جز لغات فارسی و یا لغات غیر فارسی مورد استفاده در زبان فارسی لغات دیگری مثل هوی رین که کاملا بی ربط به هدف این برنامه است، مطرح و ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هویر به معنی آبدار و منطقه ی دارای چشمه و رود فراوان می باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کل به معنی خام، نارس ودر اصل آویزان گفته می شود. به میوه نارس کال گفته میشود، چون هنوز به درخت آویزان است؛زمانی که می رسد می افتد و دیگر آویزان یا ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاها چینش بعضی از اشیا در کنار هم با تصویر نامفهوم و بی ارتباط به همدیگر دارند، که در یک زاویه خاص تصویر مفهوم و زیبایی ایجاد می کند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واریته یا بازریخته؛به دومینیک ۱ - زاویه ی باز برای ریختن مثل سطح شیب دار شیروانی که از آنجا آب برف و باران به زمین می ریزد. ۲ - ریخت در معنی دوم به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیهان یعنی اجرام

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان، جمله باریدن باران به گیلکی، مازنی، لری، لکی کردی و. . . چی میشه؟ میشه واریدن وارش؟

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واریدن به معنی قورت دادن می باشد؛عذر خواهم، در برابر ریدن ( خارج کردن آنچه قورت داده شده، از بدن ) . مثل لغت ریز ( ریخت ( معمولا به بیرون ) ) و واری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلام عرض شد جناب آقای دکتر معینی متاسفانه موردی رو نتونستم پیدا کنم. نه در گوگل و نه در فرهنگ دهخدا. در نگارش واژه هم باید به عرض برسانم که، مورد نظ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلام دوست عزیز، آقا سعید هویر به منطقه ای گفته می شود که دارای چشمه و رودخانه میباشد. #مرجع معانی اصیل واژه های فارسی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی لغوی هوو، نفس گیر میشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیچ و به صورت درست به سیچ، در واقع بمعنی به راهنمایی میباشد. در شعر بدو گفت : ازین غم میندیش هیچ هُشیواری و رایِ دانش بسیچ فردوسی با هوشیاری و از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

جناب آقای دکتر احمد . ع. معینی؛ ضمن عرض سلام و احترام درست است که در فرهنگ دهخدا واژه پسیج معادل واژه پسیج ذکر شده ولی واقعا اینطور نیست؛پس معانی که ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جمع شدن افراد و آماده شدن آنها برای کاری. مثل بسیج مردمی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پسیج یعنی به تعویق انداختن، زمان یا مکان را سپری کردن و پشت سر گذاشتن.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد

آجر معرب آگر یا آگور ریشه در زبان گرجی دارد. در زبان گرجی به دیوار چیدن اَگِبَ گفته می شود. به اجزای اصلی تشکیل دهنده دیوار آگور گفته میشود. آگور در ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرض کنید به یه چه میگیم ای اسباب بازی رو بگیر و او آن را نخواهد و اسباب بازی دگری را نشان دهد و بگوید این را نمیخواهم من آن کی را میخواهم، آن خوب است ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

جناب آقای خشایار نوروزی، میز در میز نای و به قول شما در واژه شاش، عربیست و از ریشه کلماتی چون تمیز و ممیز ه معنی جدا شده و تمیز شده می باشد. نقش کلی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ن وار ، وار از واریدن به معنی قورت دادن و بلع کردن است. شرط بلع کردن تکه کردن و خرد کردن است، پس تکه ها و لقمه ها میشوند همان"وار" و در صورت عدم تکه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهاب با سهراب چه ارتباطی داره؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میز به معنی جمع شدن و در هم آمیختن چند نفر برای غذا خوردن. همچنین فراهم نمودن چندین نوع خوراک در یک جا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در جواب آقای علی باقری و دیگرا دوستانی که تفسیر بدون سند و به رای شخصی ارائه دادن، عرض کنم جوراب معرب گوراب میباشد که از دو بخش گور و آب تشکیل شده اس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

افراد خیلی سفید پوست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادل دوره و عصر، مثل پارینه سنگی به جای عصر حجر. پارهای از زمان. من فکر میکنم بتوان برای آینده هم بکار بردمثل پارینه ی آینده؛اما اینکه "پار"برای سال ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

کلمه لیوان از زبان گرجی ( کارتولی ) وارد فارسی شده است. در زبان گرجی به نوشیدن آب میگن، دَلِوَ یا لِوَ و به ظرف آبخوری دقیقا لیوَنی گفته می شود که ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تَز:پرنده ای کوچک شبیه گنجشک.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل تامله. میشه بگید به چی استناد کردین، جناب آقای امامی؟

١