تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اوج گرفتن Feelings ran high as the election approached با نزدیک شدن به انتخابات، احساسات عمومی اوج گرفت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیخیالش This is probably a bad idea, but what the hey گمونم ایده بدیه ولی خب بیخیالش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

take it further پیش بردن میتونه بحث/ایده/پروژه/فعالیت باشه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیلی دور خیلی نزدیک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف حساب جواب نداره/حق با فلانیه البته اینجا هرچی میتونه باشه Fair's fair—we were here first حق با ماست . ما اول اینجا بودیم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خالی بستن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

شخص یا چیزی که بالاترین جایگاه رو داره گل سرسبد He is regarded as the ‘first among equals’ by the other office clerks او توسط سایر کارمندان اداری به ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه جوره She regarded herself, first and last, as a musician او خودش را، همه جوره یک موسیقیدان می دانست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

به عنوان جمع بندی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

نعریف عبارت ادامه دادن به کار یا تلاش با وجود نداشتن منابع، انرژی، ایده یا پول ترجمه پیشنهادی : زور زدن/تلاش کردن players are running on empty and de ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من راحتم ‘Do you want to watch this or the news?’ ‘Oh, I'm easy. It's up to you

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مست و پاتیل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنکاش کردن dig deep into the records to find the figures you want برای یافتن ارقام مورد نظر در آمارها کنکاش کنید فکر اساسی کردن dig deep for the eart ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

مردن و رفتن You'll be sorry you said that when I'm dead and gone وقتی مُردم و رفتم، از گفتن این حرف پشیمان خواهی شد

پیشنهاد
٦

wouldn’t be seen dead in pink T - shirt اگه بمیرم هم تیشرت صورتی نمی پوشم ( دیده نمیشم ) wouldn’t be caught dead in Chicago اگه بمیرم هم شیکاگو نمی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزیز Dear old Sue! I knew she'd help سو عزیز! می دانستم که او کمک خواهد کرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزیزان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطری ??Would I be on dangerous ground if I asked why خطری نیست بپرسم چرا؟؟

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلسرد کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جارو کردن به معنی اخراج کردن تمام افراد یک جا و به معنی بردن/از آن خود کردن مسابقه/مدال/انتخابات

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزون/مفت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوچ آوردن به معنای نتیجه نگرفتن/فراموش کردن/شکست خوردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به تنهایی دست به کار شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- شو He boughta car after all—and a nice one at that بالخره یه ماشین گرفت - یدونه خوبشو گرفت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچنان an as yet unpublished report یک گزارش همچنان چاپ نشده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچنان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

one kind or another به نوعی We've all got problems of one kind or another همه ما به نوعی با مشکلاتی مواجه بوده ایم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

یه چیزیش هست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینجوری هم نوشته میشه all - in - one همه کاره

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

عین چی The man is guilty as all get out این مرد عین چی گناهکاره We rushed like all get out عین چی عجله کرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اونقدر ها هم. . . نیست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از بین این همه آدم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باد موافق شرایط مساعد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٧

سوار بر موج چیزی بودن Schools are riding a wave of renewed public interest مدارس سوار بر موجی از خیر عمومی تازه شده هستند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

جار و جنجال به پا کردن

پیشنهاد
٠

به دقت به صحبت های کسی گوش دادن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نه دقیقا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

the news is not good any way you slice it هرجور که حساب کنی، خبر خوبی نیست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرپایینی رفتن هم به معنای آسون تر شدن و هم به معنای پایین رفتن و بدتر شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف مردیکیه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤

هر جور که صلاحه/خود دانی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

in a big way بدجور The new delivery service has taken off in a big way سرویس تحویل جدید بد جوری رونق گرفته است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم فال و هم تماشا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tread water موقتاً گذروندن I decided to tread water until a better job came along تصمیم گرفتم موقتا بگذرونم تا کار بهتری پیش بیاد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو دیوار رفتن ( شکست خوردن/ورشکشت شدن )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوراندیشی کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

هر بامبولی که بلد بودم زدم

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

معجزه کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

do something with a light touch کاری رو با ظرافت انجام دادن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

get on top of something میشه فائق آمدن get on top of somebody میشه فراتر رفتن