پیشنهادهای Like Crazy (٤٣٣)
فحش رکیک بر اساس کلمه FUCK که چهارتا حرف داره
برای ابراز تعجبه و هیچ کاربرد دیگه ایی نداره و معادل holy shit هستش سگ تو روحش یا علی وای پشمام
صحنه/عکس برهنه از جلو جلو عریانی
ایمیل باران کردن
حکومت اکثریت
از روی بدخواهی از روی غرض ورزی
مال گرد
عشق یا کراش مردانه man crush on somebody
حاشیه رانی
به عنوان اسم 3 تا معنی داره شهید قربانی آدم مظلوم نما
مظلوم نمایانه
خلوت
وسع/بضاعت
آدم میانمایه میانمایگی
کلان روایت
uptpwn midtown downtown بر خلاف کشور ما که لوکیشن و محل قرارگیری جغرافیایی مهمه ولی تو آمریکا مشخصا اینجوری نیست up mid down هیچ ارتباطی به لوکیشن و ...
uptpwn midtown downtown بر خلاف کشور ما که لوکیشن و محل قرارگیری جغرافیایی مهمه ولی تو آمریکا مشخصا اینجوری نیست up mid down هیچ ارتباطی به لوکیشن و ...
uptpwn midtown downtown بر خلاف کشور ما که لوکیشن و محل قرارگیری جغرافیایی مهمه ولی تو آمریکا مشخصا اینجوری نیست up mid down هیچ ارتباطی به لوکیشن و ...
میانمایه/متوسط ( فیلم/کتاب/هنر )
بالا کشیدن ( پول/دارایی )
آدم ناجور/نچسب به قول ترک ها ایلدن آیری
زمان بندی نادرست
بیدادگاه
در مقام تخفیف ( قانون )
رهبانی راهبه وار
a very offensive word used to show great anger or dislike towards somebody, especially a man کلمه ای بسیار توهین آمیز که برای نشان دادن خشم یا نفرت ...
تخلف رانندگی
پوشاندن/سرپوش گذاشتن/لاپوشانی کردن The government is trying to paper over the cracks in the cabinet دولت در تلاش است تا شکاف های موجود در کابینه را ل ...
والدانگی
جدایی قطع رابطه
بهره بردن His work partakes of the aesthetic fashions of his time آثار او از مدهای زیبایی شناختی زمان خود بهره می برد
پارتی رو
عشق پارتی
کالج عشق و حال
حال و هوای مهمونی/پارتی ربطی به حزب و اینا نداره
بروبچ
مبتنی به عملکرد
ارزیابی عملکرد
زن بارگی
فلسفیدن
تلفن بازی زمانی که دو نفر بارها و بارها با هم تماس تلفنی می گیرند و پیام می گذارند، اما حضوری صحبت نمی کنند We played phone tag for several days befo ...
شور و ترشی همگی اسم هستند و pickle برگردان بهتریه در سرکه مانده برگردان بهتریه pickled cabbage/onions کلم/پیاز در سرکه مانده
ماستمالی کردن
به یک نوع محدود کردن
pinch in/out زوم کردن/عقب کشیدن با انگشت
pinch in/out زوم کردن/عقب کشیدن با انگشت
تاش
حیف شد دیگه
صفت به معنای در بین رتبه های برتر ( دوم یا سوم ) The horse not only failed to win, it wasn't even placed اسب نه تنها برنده نشد، بلکه حتی در بین رتبه ...
خانه تئاتر