پیشنهادهای عرشیا شادمانیمهر (٢٦)
Skylight
بام تاب
گروه های ذی نفع
گروه ذی نفع
طعن و کنایه نیش و کنایه طعنه کنایه زخم زبان
خوب دانستن؛ کاملاً آشنا بودن؛ حسابی باخبر بودن مثلاً: Carl knew all too well how things were run in this place کارل خوب می دانست اوضاع اینجا چطور پیش ...
میز نور
بی اختیار ناخودآگاه غفلتاً
شیشه سکوریت
شتاب زده خارج از روال معمول خارج از روال عادی بدون طی شدن روال مرسوم سریعاً بی مقدمه بلافاصله بی درنگ
بزم آمیزش همه گایی
تضمینی قطعی بی چون وچرا
بدون جراحت بی جراحت بی گزند آسیب ندیده صحیح وسالم
بساط راه افتادن / بساط راه انداختن آتش به پا شدن / آتش به پا کردن آتش سوزاندن رم کردن عنان از کف دادن
ابا داشتن ( در پاسخ قبلی به اشتباه "نداشتن" ذکر کرده بودم. )
منبع؛ پشتوانه؛ سرچشمه
ابا نداشتن
فرادستان؛ بزرگان؛ بالادستی ها
برانگیختن
( در لهجهٔ یزدی ) چهره ای
پرگویی
چشمگیر
سرخوش
سرخوشانه
گعده گرفتن
فرمان فرما، باابهت، گیرا