پیشنهادهای عرفان کوهپیمان (١,٣٩٣)
همشکن ( دربرابر مُکاسِر )
پُرشکن
شکستش
شکنگر در روش های نوین هم الگوسازیِ پارسی با زبان های فرنگی، همتای پارسی برای اسم فاعل در باب تفعیل عربی اینطور ساخته می شه: بن فعل گر = همتای پارس ...
شکنگرده ( Shekangarde ) در روش های نوین هم الگوسازیِ پارسی با زبان های فرنگی، همتای پارسی برای اسم مفعول در باب تفعیل عربی اینطور ساخته می شه: بن ...
شکنش
شناسگر در روش های نوین هم الگوسازیِ پارسی با زبان های فرنگی، همتای پارسی برای اسم فاعل در باب تفعیل عربی اینطور ساخته می شه: بن فعل گر = همتای پ ...
بِگِرت ( Begert ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ شلختگی و نابسامانی که در زبان ما هست دستاورد کو ...
ویستایانه ( Vistāyāne )
ویستاگرایی ( Vistāgerāyi )
ویستاگر ( Vistāgar )
ویستاییک ( Vistāyic )
علم ( Elm )
بازدیسگرا ( Bāzdisgerā ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �گرا� ( ist ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام ب ...
بازدیس گرایی ) ( Bāzdisgerāyi ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �گرایی� ( ism ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای ...
بازدیس شَوایی ( Bāzdis - shavāyi ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �شوایی� ( از شدن به معنی ability ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه ...
بازدیس شَوا ( Bāzdis - shavā ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �شَوا� ( از شدن به معنی able ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم ...
بازدیسشال ( Bāzdiseshāl ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �ش� ( ation ) و �آل� ( همریشه با al ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مر ...
بازدیسش ( Bāzdisesh ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �ش� ( ation ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار ...
بازدیسی ( Bāzdisi ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژه ی �اصلا ...
بازدیسیْه ( Bāzdisih ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) و �ایْه� ( ory ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بک ...
بازدیسا ( Bāzdisā ) از �باز� ( re ) و �دیسا� ( formative ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژه ی ...
بازدیسیده ( Bāzdiside ) از �باز� ( re ) و �دیسیده� ( formed ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژ ...
بازدیسگر ( Bāzdiagar ) از �باز� ( re ) و �دیسگر� ( former ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژه ...
بازدیسی ( Bāzdisi ) از �باز� ( re ) و �دیس� ( form ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ واژه ی �اصل ...
درود و ارجداشت به پیشگاه جناب رسولی گرامی؛ فرموده ی سرور والا درست است؛ از همین رو واژه نامه ی آبادیس بستری ست برای آگاهی رسانیِ واژه های درست و دقیق ...
بسپاریک ( Baspāric ) دارای ذرات وترکیبات متعدد ومشابه چند نژادی، چند رگه، پولیمری، بسپاری، چند قسمی
درون نت ( Darunnet ) شبکه اینترانت و محلی
وازَردن یا وازَشتن ( Vāzaran ) یا ( Vāzashtan ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ هم اکنون به ازای ...
⚫ ( زبان ما درحال گذار به واژه های درست و گاه تازه است ) • ⚫ واژه ی برنهاده: اطلاعاتی • ⚫ نگارش به خط لاتین: Ettelāāti • ⚫ همه ی پیشنهادها برابرنهاد ...
دیسال ( Disāl ) از �دیس� ( form ) و آل ( همریشه با al ) �دیس� در پهلوی و پارسی همتای �form� است و واژه های �تندیس� و �سردیس� از شناخته ترین کارب ...
پَژان ( Pazhān ) از �پَ� و �ژان�؛ روی هم رفته به معنی نگری که برخلاف دانش هست و تایید نشده. • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند ...
بازیاختنی ( Bāzyākhtani ) از �باز� ( re ) و �یاختن� ( همریشه با ject ) و �ی� ( able ) برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنا ...
بازیاختن ( Bāzyākhtan ) از �باز� ( re ) و یاختن ( همریشه با ject ) واژه های رد کردن و نپذیرفتن و پس زدن بارها و بارها و بارها بجای ده ها واژه ی د ...
گرز ( Gerz ) • سایِن ها ( nuances ) رو باهم جابجا نشناسیم.
پِرمارال ( Permārāl ) از �پرمار� ( parent ) و �آل� ( همریشه با al ) پرمار به معنای یکی از والدین است؛ نه هردو نفر آنها؛ ازین رو واژه ی رایج �والد ...
برشَمش ( Barshamesh ) از �بر� ( ad ) و �شَمش� ( sorption ) این واژه کاملا هم وزن و همپوش بر همتای انگلیسی خود است و در دانش و فن کاربرد فراوان دار ...
درشَماییه ( Darshamāyih ) از �در� ( ab ) و �شَما� ( sorptive ) و �ایْه� ( ness ) این واژه کاملا هم وزن و همپوش بر همتای انگلیسی خود است و در دانش ...
درشَمایی ( Darshamāyi ) از �در� ( ab ) و �شَمایی� ( sorptivity ) این واژه کاملا هم وزن و همپوش بر همتای انگلیسی خود است و در دانش و فن کاربرد فراو ...
درشَما ( Darshamā ) از �در� ( ab ) و �شَما� ( sorptive ) این واژه کاملا هم وزن و همپوش بر همتای انگلیسی خود است و در دانش و فن کاربرد فراوان داره. ...
درشَمش ( Bāzshamesh ) از �در� ( ab ) و �شَمش� ( sorption ) این واژه کاملا هم وزن و همپوش بر همتای انگلیسی خود است و در دانش و فن کاربرد فراوان دا ...
بازشَمش ( Bāzshamesh ) از �باز� ( re ) و �شَمش� ( sorption ) این واژه کاملا هم وزن و همپوش بر همتای انگلیسی خود است و در دانش و فن کاربرد فراوان ...
بازشَما ( Bāzshamā ) از �باز� ( Re ) و �شَما� ( sorptive ) این واژه کاملا هم وزن و همپوش بر همتای انگلیسی خود است و در دانش و فن کاربرد فراوان دا ...
همتای Geohazard
زامآپه ها ( Zāmāpe - hā ) از �زام� ( geo ) و �آپه ها� ( hazard ) این واژه هم وزن و همپوش بر همتای انگلیسی خود است و در دانش و فن کاربرد فراوان دا ...
زامآپه ( Zāmāpe ) از �زام� ( geo ) و �آپه� ( hazard ) این واژه هم وزن و همپوش بر همتای انگلیسی خود است و در دانش و فن کاربرد فراوان داره. • سایِن ...
زامنگاریکال ( Zāmnegāricāl ) از �زامنگاری� ( geography ) و �ایک� ( همریشه با ic ) و �آل� ( همریشه با al ) این واژه کاملا هم وزن و همپوش بر همتای ا ...
زامدیسال ( Zāmdisāl ) • سایِن ها ( nuances ) رو باهم جابجا نشناسیم.