محبوس خانه سیرگاه گاریت چیان تکلتوی اسب اغرای کردن ذمام معرفت زمن تر
جواب نشنیدم بجز ..... تیز و تند که هر آینه از آن زن حکیم بود. سرگذشت حاجی بابای اصفهانی جیمیز موریه
که دوا و..... و شربت ها و غذاها را در آنجا مهیا کرده. سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلجی به روسیه _حیرت نامه
رایحت غره شهر سلخ شهر رقیمه جات کراچتن قلمی کردن افعال ذمیه من تبعه
زیرا چهره گرفته و ناشاد و مهموم وی بیانگر اعمال یک عمل....... بود. سفرنامه شاردن
بشائیم بی تجشم دهای صاحب المصلحه شبهای مقمر مصدقت ملابست اعمال
در سراسر دور تالار...... چهارگوشه زربفتی که با گلهای سیمین آراسته شده بود گسترده بودند. سفرنامه شاردن
اقامت بینت الزامت حجت اظهار ایات شمتی مماطله کردن تشدد بال
در صفِ ناوردگهِ لشکرش دست علم بود و زبان خنجرش خنجر او ساخته دندان نثار خوش نبود خنجر دندانهدار ✏ «نظامی»
ز آرزوی داشت دندان گذاشت کز دو جهان هیچ بهدندان نداشت ✏ «نظامی»