با دُم طاووس کم زاغ گیر با دم بلبل طرف باغ گیر ✏ «نظامی»
در صفِ ناوردگهِ لشکرش دست علم بود و زبان خنجرش خنجر او ساخته دندان نثار خوش نبود خنجر دندانهدار ✏ «نظامی»
ولیمه سفر را..... باهل اوبه خود که بیشتر رفیق سفر او بودند کشید کتاب حاجی بابای اصفهانی نوشته جیمیزموریه
آثار صنادید فس فرنگی زنخ زنی مامولم تفیدند بتکادو
سِدره شده صُدرهٔ پیراهنش عرش گریبان زده در دامنش همسفرانش سپر انداختند بال شکستند و پر انداختند پرده نشینان که درش داشتند هودج او یکتنه بگذاشتند رفت بدان راه که همره نبود این قدمش زآن قدم آگه نبود چون بنه عرش به پایان رسید کار دل و جان به دل و جان رسید مطلق از آنجا که پسندیدنیست دید خدا را و خدا دیدنیست ✏ «نظامی»
اوانی مفضض خوائیدن مترس بستان مرور دهور کوچه غلطی محط رحال
. .. ورق کاغذ نازکی است که هر امری در هرجا وقوع یافته بقسم چاپ در آن کاغذ می نویسند و به اطراف می فرستند. سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه
زیر چاقی شکم باب زنی اورته بزستان ظلمگی نقیر و قطمیر
نوع دیگر از همین مقوله..... هست که از ده تومان الی یکصدتومان می خرند و حجت معاملات می نویسند اما آن را در معامله صدهزار تومان دویست هزارتومان بیشتر کمتر استعمال می نمایند. سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه_حیرت نامه
این قشون کواردی تمامی از.... و پسران وزرا و امرا و بزرگان. سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه_حیرت نامه